مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

هشت فایده‌ای که اینترنت می‌تواند به همراه داشته باشد

بیشتر شنیده‌هایمان درباره‌ی تأثیرات تکنولوژی بر کودکان منفی هستند (برای مثال پیش‌بینی شده که اینترنت میزان دقت را کاهش می‌دهد یا سوء تغذیه را افزایش داده است). پس شاید شنیدنش مایه‌ی آرامش خاطر باشد که فواید بسیاری نیز در استفاده از تکنولوژی وجود دارد. در ادامه 8 مورد از فواید تکنولوژی را می‌خوانید.

1. در دسترس بودن

برای خانواده‌هایی که نمی‌توانند همیشه کنار هم باشند (به دلیل جدایی والدین یا مثلاً پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی که راه دور هستند)، اینترنت به شما اجازه می‌دهد که نزدیک‌تر از همیشه باشید. ارتباط برقرار کردن از طریق گفت‌وگوهای ویدیویی دائمی یا به اشتراک‌گذاری عکس‌ها با یکدیگر به‌صورت آنلاین، روشی عالی برای در ارتباط بودن است وقتی که نمی‌توانید شخصاً کنار هم باشید.

  • 2. خلاق بودن

افراد جوانی که به موسیقی، نویسندگی یا هنر علاقه‌ دارند، می‌توانند کلی منابع مفید و روش‌هایی برای تمرین آنلاین پیدا کنند. از ساخت یک وبلاگ گرفته تا دنبال کردن هنرمندان موردعلاقه‌تان در اینستاگرام، اینترنت می‌تواند یک راه عالی برای خلاقان مشتاق و جوان باشد تا شروع کنند.

  • 3. کمک گرفتن

برخی از متخصصان در این فکر هستند که آیا اینترنت موجب افزایش مشکلات سلامت روان می‌شود؟ هنوز شواهد کافی برای تأیید این مسئله وجود ندارد، اما می‌دانیم که می‌تواند تأثیر خوبی هم داشته باشد. افراد جوانی که با یک مشکل مواجه‌اند، اغلب حمایت آنلاین موردنیاز را دریافت می‌کنند.

  • 4. پیشرفت کردن

خیلی از مشاغل (اگر نه بیشترشان) به درجاتی از مهارت فنی نیاز دارند و مدارس تدریس علم کامپیوتر را به عنوان یک رشته‌ی تحصیلی آغاز کرده‌اند، درست مثل ریاضی یا زبان انگلیسی. البته برخی از این مهارت‌ها را می‌توان آفلاین (بدون نیاز به اینترنت) آموخت، اما وقتی صحبت از یادگیری کامپیوتر است، داشتن مهارت عملی در زمینه‌ی تکنولوژی و دنیای آنلاین یک مزیت خواهد بود.

  • 5. یادگیری

وقتی مسئله‌ی استفاده از دستگاه‌های جدید در کلاس پیش می‌آید، پیامدهای (مثبت و منفی) آن با هم تداخل پیدا می‌کنند، اما تکنولوژی پیشرفت‌های بسیار دیگری نیز داشته که به یادگیری افراد جوان کمک می‌کنند. برای مثال، فرزند شما می‌تواند از برنامه‌هایی مثل Mathletics برای تقویت ریاضی‌اش استفاده کند.

  • 6. منظم بودن

امروزه بسیاری از مدارس تکالیف خانگی را آنلاین اعلام می‌کنند و به شما و فرزندتان یک راه جدید برای همگام بودن با برنامه‌شان می‌دهند. نرم‌افزارهای بسیاری با هدف کمک به بچه‌ها و خانواده‌ها برای منظم بودن وجود دارند. با هم‌دیگر نگاهی بیندازید و ببینید کدام به کارتان می آید.

  • 7. نیازهای خاص و ناتوانی

تکنولوژی‌های مفید بسیاری برای حمایت از افرادی با ناتوانی‌ها و نیازهای آموزشی خاص در حال گسترش است. حتی تکنولوژی که به‌طورویژه برای چنین کودکانی طراحی نشده باشد هم می‌تواند واقعاً برایشان مفید واقع شود.

  • 8. سرگرمی

افراد با هر سن و سالی به دلایل بسیار عاشق اینترنت هستند و ما نباید این حقیقت ساده را انکار کنیم که مسئله صرفاً سرگرم‌کننده بودن آن است. هنگامی که مسئولانه و متعادل از آن استفاده شود، دنیای آنلاین می‌تواند یک منبع عالی از سرگرمی‌های خلاقانه‌ی جذاب برای بچه‌ها باشد.

منبع: قلم چی


 مغز باهوش‌ها اتصالات نورونی کمتری دارد

نتایج یک تحقیق نشان می دهد در افرادی که بهره هوشی بالاتری دارند، اتصالات میان نورون ها در لایه خارجی مغز آنها کمتر است. 

به گزارش ایرنا از پایگاه اینترنتی ساینس دیلی، یک گروه بین المللی از نورولوژیست های دانشگاه های 'رور بوخوم' در آلمان، 'نیومکزیکو' در آمریکا و 'واحد تحقیقات بایوسایکولوژی بوخوم' در آلمان با استفاده از یک روش غیرتهاجمی تصویربرداری، مغز 259 مرد و زن را تجزیه و تحلیل کردند.

 

این محققان توانستند میزان دندریت ها را در قشر مغز اندازه بگیرند. دندریت ها زائده‌های رشته مانندی هستند که به جسم سلولی یاخته ‌های عصبی (نورون ‌ها)، متصل هستند و ابزاری برای انتقال پیام های عصبی به درون یاخته هستند.

 

تمامی افراد شرکت کننده همچنین تحت یک آزمایش بهره هوشی قرار گرفتند. محققان داده های جمع آوری شده را با یکدیگر ارتباط دادند و دریافتند که هر چه فرد باهوش تر باشد، دندریت های کمتری در قشر مغز وی وجود دارد.

 

محققان با استفاده از یک پایگاه داده ها، این نتایج را در نمونه دوم حدود 500 نفر دیگر نیز به دست اوردند.

 

یافته های این مطالعه جدید نتایج ضد و نقیضی را هم که تاکنون در پی سایر تحقیقات در مورد هوش جمع آوری شده اند، توضیح می دهد.

 

یکی از نتایجی که پیش از این مشخص شده بود، این است که افراد باهوش مغزهای بزرگتری دارند و فرض بر این بوده است که مغزهای بزرگتر نورون های بیشتری دارند و در نتیجه قدرت محاسباتی بیشتری دارند.

 

اما مطالعات دیگر نشان دادند که به رغم تعداد بسیار زیاد نورون ها، مغز افراد با هوش در قیاس با مغز افراد کم هوش تر، فعالیت نورونی کمتری در جریان آزمایش بهره هوشی نشان می دهد.

 

محققان از مطالعه جدید نتیجه گرفتند که مغز افراد باهوش اتصالات نورونی کمتر اما موثرتری دارد؛ بنابر این در سطح پایین فعالیت نورونی، عملکرد مغزی بالایی دارند.

 

نتایج این تحقیق در مجله Nature Communications منتشر شده است.


منبع: قلم چی

بومی‌های دیجیتال – آیا واقعاً بومی دیجیتال هستند؟

اغلب گفته می‌شود که جوانان «بومی‌های دیجیتال» هستند، به این معنا که آن‌ها با اینترنت بزرگ شده‌اند و بهتر از والدین‌شان از آن سر در می‌آورند.

در واقع این حرف ممکن است باعث سوء‌تفاهم شود. استر هارگیتایی[1]، جامعه‌شناس آمریکایی، ثابت کرده که وقتی مسئله‌ی مهارت‌های فنی و نیز سواد رسانه‌ای پیش می‌آید، تفاوت‌های قابل توجهی بین همه‌ی گروه‌های سنی وجود دارد.

نوجوانان اغلب کاربران بسیار ماهر شبکه‌های اجتماعی هستند و ممکن است به‌خوبی با جدیدترین گجت‌ها و خدمات آشنا باشند، اما به این معنی نیست که آن‌ها همه‌چیز را درباره‌ی دنیای آنلاین می‌فهمند. داناه بوید[2]، عضو فرهنگستان آمریکا، پی برد که بسیاری از نوجوانان نمی‌دانند چرا هنگام جستجو در گوگل، برخی مطالب پیش از بقیه می‌آیند (یا بسته به این که چه‌کسی در حال جستجو است، چه مطلبی ابتدا نمایش داده می‌شود).

داناه بوید می‌گوید وقتی ما جوانان را بومی‌های دیجیتال می‌نامیم، همه‌ی آنان را با هم جمع می‌بندیم؛ می‌گوییم آن‌ها همگی استاد دنیای دیجیتال هستند و در آن فضا احساس اطمینان دارند. درواقع بسیاری از نوجوانان احساس می‌کنند که دنیای دیجیتال ناشناخته و غیرقابل اطمینان است و همیشه نمی‌‌دانند که چگونه اطلاعات ردوبدل شده را کنترل کنند. مطمئناً آ‌ن‌ها خیلی وقت‌ها نمی‌دانند که چگونه باید آن را درک کنند.

او این‌گونه استدلال می‌کند که به جای این‌که فرض کنیم جوانان بومی‌های دیجیتال هستند، باید به دنبال افزایش عقل‌گرایی آنان در استفاده از ابزارهای دیجیتال باشیم (مطمئن شویم که آن‌ها علت‌های تبلیغاتی برخی از مسائل اینترنتی را می‌دانند؛ مثلاً چرا سازمان‌ها اطلاعاتشان را جمع‌آوری می‌کنند و این‌که اطلاعات شخصی آن‌ها ارزشمند است). هرچه دوستان یک فرد جوان از نظر فنی آگاه‌تر باشند، این احتمال بیشتر است ‌که او خودش بخواهد مهارت‌های فنی‌اش را گسترش دهد. بوید پسنهاد می‌کند که والدین باید بیشترین تلاش‌شان این باشد که:

  • به کودکان کمک کنند که بدانند در فضای آنلاین چه خبر است (ابزارهایی را انتخاب کنند که ساده هستند).

  • به کودکان کمک کنند تا از ابزارهایی که داریم، عاقلانه استفاده کنند.


ویراستار: پریا سلیمانی

1. Eszter Hargittai

2. Danah Boyd

منبع: قلم چی


بازی‌هایی که به کودک‌تان در یادگیری خواندن کمک می‌کنند

نویسنده: دکتر جودی ویلیس

تحقیق من در زمینه عصب‌‌شناسی کودک باعث شد به این نتیجه برسم که انجام یک‌سری بازی‌های مشخص با کودکان‌تان می‌تواند آمادگی خیلی خوبی برای یادگیری خواندن ایجاد کند. خواندن برای مغز انسان یک فرآیند طبیعی نیست. ما با یک توانایی ذاتی برای فراگیری اجزای لازم جهت برقراری ارتباط لفظی متولد می‌شویم، اما این توانایی برای درک کلمات نوشته شده وجود ندارد. بررسی‌های تصاویر مغزی نشان می‌دهد که خواندن، بخش‌های مختلفی از مغز را درگیر می‌کند (یک مرکز مغزی جدا برای خواندن وجود ندارد). مغز انسان داده‌های جدید را معنادار می‌کند و با الگویابی و مرتبط ساختن اطلاعات جدید با داده‌های قبلی که در ذهن ثبت شده‌اند، حافظه را می‌سازد.

برای ساختن حافظه‌ی حروف و کلمات، مغز باید به اتصال داده‌های جدید با الگوهای آشنا ادامه دهد. مهارت‌های قوی الگوسازی به کودک شما کمک خواهد کرد تا الگوی موجود در حروف، کلمات و ساختار جملات را تشخیص داده و به خاطر بسپارد، چراکه آموختن این الگوها برای تبدیل شدن به یک خواننده حرفه‌ای ضروری است. در اینجا به تعدادی از بازی‌های الگویابی ذکر شده که می‌توانید با کودک‌تان انجام دهید تا او را در تقویت توانایی خواندنش یاری نمایید اشاره می‌کنیم:

1. یادگیری ِمشاهده‌ی دقیق، اولین قدم برای ایجاد مهارت‌های قوی الگوسازی است. با اشاره کردن به الگوها در هنر، طبیعت و زندگی روزمره، به فرزندتان کمک کنید که آن‌ها را تشخیص دهد. این کار را می‌توانید وقتی که با هم بیرون هستید، از طریق بازی «کارآگاه رنگ» انجام دهید. او را ترغیب کنید که هروقت یک ماشین قرمز می‌بیند، بگوید «قرمز». سپس از او بخواهید به دنبال رنگ دیگری بگردد. می‌توانید «شکار شکل» را نیز بازی کنید؛ به این صورت که از فرزند خود بخواهید که شما را به اطراف خانه ببرد و به همه‌ی چیزهای دایره‌ای شکل (یا مربع و ...) اشاره کند.

2. به کودک خود کمک کنید دسته بندی اشیا را تمرین کند. یادگیری مرتبط ساختن اشیا ناشناخته‌ی قبلی با الگوها به کودک شما کمک می‌کند تا بر اساس الگوهای ذهنی موجود، مهارت‌های لازم را برای پیش‌بینی آوای یک حرف ناآشنا یا معنای یک کلمه‌ی ناشناس در خود پرورش دهد.

برای کار کردن روی این مهارت با کودک‌تان، آن‌ها را ترغیب کنید اشیا را در دسته‌های معینی مرتب کنند، از قبیل مجموعه‌ای از تصاویر یا حیوانات پلاستیکی کوچک، و برای هر گروه نامی انتخاب کنید. از فرزندتان بپرسید چرا اشیا را آن‌گونه مرتب کرده است.

3. به دنبال شباهت‌ها و تفاوت‌ها بین تصاویر و اشیا بگردید. وقتی در حال رانندگی در ماشین هستید یا با هم پیاده‌روی می‌کنید، از او بخواهید به ماشین‌هایی با چهار و دو در یا خانه‌هایی با سقف‌های مسطح و شیب‌دار اشاره کنند. تشویقش کنید تا سایر شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را که بین دو چیز، شاید مثلاً عکس خودشان در دو سن مختلف، متوجه می‌شود برایتان بیان کند و به این ترتیب بازی را پیچیده‌تر کنید.

4. بازی‌هایی از نوع «کدام مثل بقیه نیست؟» را انجام دهید. با این کار کودک شما یاد می‌گیرد که چگونه کلمات و حروف با اجزای مشترک می‌توانند به تشخیص کلمات جدید مشابه کمک کنند (منظور استفاده از کلمات هم‌خانواده برای درک معانی آن‌ها است). سه چیز، مثل سکه، را با هم در یک گروه قرار دهید که یکی از آن سه تا مثل بقیه نباشد و از کودک‌تان بپرسید که کدام یک متفاوت است. می‌توانید با نامحسوس کردن تفاوت آن شئ با بقیه، بازی را پیچیده‌تر کنید (سکه‌هایی که همه به سمت خط هستند و یکی به سمت شیر است[1]).

5. سپس می‌توانید وارد مرحله‌ی دنباله‌ها شوید. تعدادی سکه را در یک خط ردیف کنید، برای مثال به ترتیب «پنی[2]- پنی- پنج سنت- پنی- پنی- پنج سنت...». از کودک‌تان بخواهید مطابق الگوی چیده شده، سکه‌ی بعدی را انتخاب نماید. این کار هم مهارت‌های الگویابی‌اش را برای خواندن شکل می‌دهد و هم مهارت‌های ترتیبی را برای درک عدد، که اساس یادگیری علم ریاضی است.

یادگیری خواندن برای تمامی موفقیت‌های تحصیلی ضروری است، اما اغلب یک چالش ترسناک برای کودکان می‌باشد. انجام بازی‌های الگویابی، پایه‌های لازم جهت یادگیری را در اختیارشان قرار می‌دهد و این فرآیند را برایشان کمی آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند.


عکس: پاول همیلتون

ویراستار: پریا سلیمانی

1. در انگلیسی به جای شیر و خط از head و tail استفاده می‌کنند.

2. به سکه‌های یک سنتی در آمریکا پنی گفته می‌شود. (penny)


منبع: قلم چی

مغز انسان چگونه 6 برابر بزرگ‌تر از حد انتظار رشد کرد؟

ک مطالعه جدید نشان می‌دهد که چگونه مغز انسان نسبت به حیوانات بسیار بزرگتر است. مطالعات دانشمندان نشان می‌دهد که بر خلاف باورها، مغز انسان به دلیل تعاملات اجتماعی رشد نکرده است بلکه به دلیل چالش‌های زیست محیطی که منجر به زنده ماندن آنها شده است، رشد کرده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از تک تایمز، نظریه‌های پیشین بر این مبنا بودند که مغز انسان به دلیل افزایش پیچیدگی‌های متقابل بین انسان‌ها رشد کرده است. "موریکیو گونزالس فوررو" (Mauricio Gonzalez-Forero) و "اندی گاردنر" (Andy Gardner) از "دانشگاه سنت اندروز" (University of St Andrews) اسکاتلند در یک مطالعه جدید اظهار داشتند که آنها علت اینکه چرا مغز انسان شش برابر بزرگتر از حد انتظار رشد کرده است را دریافته‌اند. مغز انسان از 20 درصد انرژی مورد نیاز بدن استفاده می‌کند.

محققان از یک مدل ریاضی استفاده کردند تا میزان تاثیر مشکلات اکولوژیکی و اجتماعی بر رشد اندازه مغز را اندازه گیری کنند. محققان در این مدل از یک جمعیت فرضی زنان استفاده کردند تا دریابند که چگونه مغز آنها با چالش‌ها سازگاری داشت.

در این مدل، دانشمندان اطلاعاتی مانند اندازه مغز نوزاد و انرژی مغز آن نوزاد و اندام‌های تولید مثل را وارد کردند. محققان همچنین اطلاعات نظریه‌های پیشین مانند چالش‌های زیست محیطی و اجتماعی را نیز در این تحقیق افزودند.

این اطلاعات قادر بودند تا تعیین کنند هر چالش چه تاثیری بر توانایی مغز دارد. هم چنین این مدل محاسبه می‌کرد که چه مقدار انرژی برای رشد مغز مورد نیاز است. دانشمندان دریافتند که خواسته‌های ذهنی سخت‌تر باعث می‌شود که مغز بزرگتر شود.

محققان انتظار داشتند که چالش‌های اجتماعی نقش مهمی در رشد مغز داشته باشند اما داده‌های کامپیوتری نشان دادند که 60 درصد رشد مغز هر فرد به تقابل آن فرد با پیرامونش و 30 درصد آن به همکاری با دیگران ، و آن 10 درصد باقی مانده نیز به رقابت فرد با دیگران بستگی دارد.

هم چنین داده‌ها نشان داد که همکاری با دیگران با کاهش اندازه مغز مرتبط است، زیرا به افراد اجازه می‌دهد که به کاردانی یکدیگر اعتماد کنند و با رشد مغزهای کوچک‌تر انرژی را ذخیره کنند. همچنین مطالبات اجتماعی منجر به افزایش اندازه مغز انسان نشد.


منبع: قلم چی