پایان سال که نزدیک میشود، والدین، اساتید و میهمانهای مدعو، گوش دانشآموختگان دانشگاهها را با پند و اندرز پر میکنند. هر چند ممکن است بسیاری از این نصیحتها جنبه خیرخواهانه یا انگیزه بخش داشته باشند، در عمل بسیاری از آنها راهنمای خوبی برای کسی که به دنبال شغلی جدید یا راهاندازی کسبوکار است نمی خورد. در اینجا به بعضی از این جملات کلیشهای و شکل درستی که باید در زندگی از آنها استفاده کنیم اشاره خواهیم کرد.
هرگز تسلیم نشو!
سختکوشی و ممارست عامل اصلی موفقیت در بسیاری از شرایط است ولی دانستن این که کی زمان تسلیم فرا رسیده است نیز به اندازه سختکوشی اهمیت دارد.
اگر کسب و کارتان زیان ده است –و امید بهبود اندک- بهتر است پیش از ورشکستگی و دور ریختن سرمایه خود تسلیم شوید. یا زمانی که متوجه میشوید هدفی که گزیدهاید به زحمتش نمیارزد، کار عاقلانه به اهتزاز در آوردن پرچم سفید است. کله شقی بر کاری عبث میتواند تبعات فاجعهباری به همراه داشته باشد.
نصیحت بهتر: یاد بگیرید پیش از آنکه کار از کار بگذرد، از کشتی در حال غرق شدن نجات پیدا کنید.
اگر سخت کار کنید حتماً لایق موفقیت هستید.
بسیار توصیه شده است که صبح کله سحر سر کار بروید و شب خودتان کرکرهها را پایین بکشید. ولی این که روزی بیست ساعت کار کنید دلیل نمیشود ترفیع بگیرید.
اگر قرار بود ثروت نصیب همه افراد پرکار شود، هرگز به مادرانی برنمیخوردیم که مجبور باشند علاوه بر تر و خشک کردن و خانهداری، دو نوبت کار کنند که خرج تحصیل بچههایشان را بدهند. کار سخت همیشه شهرت، افتخار و ثروت را به همراه نخواهد آورد.
اگر اطرافتان پر از افراد بااستعداد و باهوش باشد، احتمال اینکه با سختکوشی بتوانید به مهرهای ارزشمند بدل شوید پایین است. بنابراین به این خیال نباشید که دنیا به خاطر پرکاریتان به شما چیزی بدهکار است.
نصیحت بهتر: هرکاری که میکنید، آن را به بهترین نحوی که میتوانید انجام دهید ولی انتظار نداشته باشید که موفقیت مانند تحفهای آسمانی در دامنتان بیفتند.
به هرچیزی که ذهنتان را بر آن متمرکز کنید خواهید رسید.
به نظرتان دونده سرعتی که به خاطر چند صدم ثانیه، مدال طلای المپیک را از دست میدهد، از اول با خودش گفته من نقره میخواهم؟ یا پسری که علیرغم رؤیای کودکیاش، هیچوقت نتوانسته فضانورد شود. آیا به اندازه کافی به خودش و رؤیایش ایمان نداشته؟
داشتن ذهنیت مثبت و انگیزه و اراده قوی، لازمه پیشرفت است ولی کافی نیست. دست بالای دست بسیار است و شما نمیتوانید رقبایتان را کنترل کنید. اگر رقیبتان قهرمان جهان باشد، شاید درخشش شما اصلاً به چشم نیاید.
نصیحت بهتر: زمانی که خودتان را قبول کردهاید و میدانید که تمام تلاشتان را به خرج دادهاید، از نتیجهای که کسب میکنید راضی خواهید بود.
دنبال علاقهتان بروید.
چنین نصیحتی بهصورت بالقوه یعنی پول درآوردن از سرگرمیتان یا کار کردن در زمینهای که همیشه جذبتان میکرده ولی بالفعل کردنش همیشه ممکن نیست. بعضی علاقهها آبونان نمیشوند!
آن لحظهای تصمیم بگیرید کیف پولتان را از عشقی که به آشپزی دارید پر کنید، شاید آخرین باری باشد که از آشپزی لذت میبرید. در واقعیت، پول درآوردن از علایق میتواند لذت را از آن فعالیت بگیرد.
تازه، اگر به فعالیت خاصی علاقه داشته باشید دلیل نمیشود که در آن بدرخشید. کلی عشق موسیقی داریم که استعداد نوازندگی چندانی ندارند.
نصیحت بهتر: دنبال علاقهات نرو، همیشه دنبالت بیاورش.
همیشه به ندای قلبت عمل کن.
چه جمله دلنشینی: به ندای قلبت عمل کن. ولی این ندای درونی میتواند گمراهتان کند. احساساتتان میتواند غیرمنطقی باشد.
احساسی تصمیم گرفتن میتواند شما را از سختکوشی ضروری برای رسیدن به اهدافتان بازدارد. بنابراین همیشه در تصمیمگیریهایتان کمی منطق به خرج دهید.
نصیحت بهتر: بین نداهای قلب و مغزتان تعادل برقرار کنید تا زندگیتان غنی و مسرتبخش باشد.
منبع:قلم چی
اگر شما هم مثل عموم مردم باشید، نه از شعر خواندن لذت میبرید و نه آن را برای کودکانتان میخوانید.
شعر بههیچوجه ماهیت ترسناکی ندارد ولی اهمیت زیادی دارد. شعر بهخصوص برای نوآموزان فایده فراوانی دارد، چرا که توانایی خواندنشان را تقویت میکند و جذاب و الهامبخش است.
هفت دلیل برایتان میآوریم تا به اهمیت شعر برای کودکان واقف شوید:
1. شعر به رشد تمام مهارتهای سوادآموزی کمک میکند. مُقَفّی، موزون و آهنگین بودن به توانایی گوش دادن، خواندن و تلفظ کردن را تقویت میکند.
2. شعر به تقویت حافظه و قدرتهای ذهنی کودکان کمک میکند. شعرها و لالاییها بهسادگی به خاطر سپرده میشوند و از بر خواندن آنها، مهارتهای ذهنی کودکان را پرورش میدهد.
3. شعر کودکان را تشویق میکند که با کلمات و زبان بازی کنند. زمانی که آنها شعر میخوانند، متوجه انعطاف لغات و آهنگ عبارتها برای نشستن در وزن و آهنگ شعر میشوند و اگر خودشان شعر بگویند، لغات را به بازی خواهند گرفت.
4. شعر به خصوص برای آنهایی که تازه خواندن را فراگرفتهاند پرفایده است. چرا که اشعار معمولاً به ترسناکی متون نیستند و اغلب کوتاه و جذاباند. از طرفی، وزن و قافیه نیز به داد خوانندگان میرسد تا کلمات را سادهتر دریابند و تلفظ کنند.
5. اگر به نظر کودکتان شعرها و لالاییها بیش از حد بچگانه هستند، سعی کنید با لحنی رپ گونه برایشان شعر بخوانید. اشعار موزون و آهنگین میتواند خوانندههای نهچندان مشتاق را نیز جذب خود کند. کودکان اگر بدانند که ترانهها و رپها (بهتر است محتوای این آهنگها را بررسی کنید) نیز جزو شعر به حساب میآیند، به خواندن علاقهمند خواهند شد.
6. شعر برای کودکان رسانه بالقوه ایست که به کمکش تفکرات و احساسات خود را بیان کنند، خصوصاً نونهالان و نوجوانان.
7. شعر لذتبخش است و بامزه! شعر کودکان را میخنداند. در پژوهشی متمرکز بر کتابخوانی کودکان یافتیم که هفتاد درصد بچههای 6 تا 17 ساله گفتهاند دنبال کتابهایی میگردند که آنها را بخندانند. همچنین 54 درصدشان گفتهاند از کتابهایی استقبال میکنند که قوه تخیلشان را به کار بیندازد. شعر از پس این کارها برمیآید. کلی شاعر طنزپرداز داریم و خیالانگیز بودن هم از ویژگیهای ذاتی شعر فارسی است. پس منتظر چه هستید؟
شعر را زندگی کنید.
والدین میتوانند به روشهای مختلفی شعر را وارد زندگی خود و کودکانشان کنند. نخستین قدم این است که اگر هیچ کتاب شعری در خانه ندارید، زودتر دستبهکار شوید و چند کتاب بخرید. سری به سایتها و نمایشگاهها و کتابفروشیها بزنید تا تخفیفها را از دست ندهید.
موارد زیر را در نظر بگیرید:
1. بهتر است ابتدا از کتابهای گزیده اشعار شروع کنید. اجازه دهید فرزندتان خودش شعر را انتخاب کند. خوبی کتابهای شعر این است که حتماً نباید از اول تا آخرش را بخوانید.
2. هر بار، یکی دو شعر بیشتر نخوانید. آن شعرها را چند بار بخوانید. صدایتان را عوض کنید و دوباره بخوانید. لحن و آهنگ را تغییر دهید و تأکید را بر واژگان مختلف منتقل کنید و در خصوص تغییر معنی شعر با تغییر آهنگ و تأکید صحبت کنید.
3. به شعرها گوش دهید! بیشتر شعرهای فاخر و سهل ممتنع توسط شاعران معاصر و صداپیشگان خوانده شدهاند و به راحتی قابل دسترساند.
4. شعرها را همراه خود ببرید. اپلیکیشنهای زیادی هستند که شعرهای متعددی در خود دارند. چه در ترافیک و چه در مسافرت میتوانید چند دقیقهای را به شعر اختصاص دهید.
5. دنبال کتابهای داستانی بگردید که موزوناند. بچهای نیست که عاشق این داستانها نشود.
منبع:قلم چی
انقلاب ارتباطات باعث شد دسترسی عموم به مطالب نوشتاری بهصورتی باورنکردنی افزایش بیابد. تعداد کتابهای جدیدی هم که هرسال منتشر میشود اصلاً قابلمقایسه با دهههای پیشین نیست. طبق تخمین محققان، در سال 2016 حدود 2 میلیون کتاب جدید منتشر شده است و تعداد صفحات اینترنتی به 6/4 میلیارد رسیده است که بعضی از آنها حجم زیادی از نوشتار را در خود جا دادهاند.
سرعت مطالعه متوسط یک فرد باسواد دانشگاهی، بین 200 تا 400 کلمه در دقیقه است و یک کتاب معمولی حدود هفتاد هزار کلمه دارد و خواندنش تقریباً 4 ساعت طول میکشد. با افزایش کتابهای جذاب از یک سو و کاهش سرانه مطالعه از سوی دیگر، افراد بیشماری حس میکنند زمان کافی برای خواندن کتاب ندارند.
شما هم وسوسه شدهاید که تندخوانی را بیاموزید؟ دورههای تندخوانی که وعده افزایش سرعت مطالعه را به همراه درک کامل مفهوم میدهند، بیشتر از نیم قرن است که وجود داشتهاند و به نظر میرسد که در بازارشان در سالهای اخیر رونق گرفته است. اخیراً نرمافزارهای مختلفی برای گوشیهای همراه عرضه شدهاند که ادعا دارند با فناوری به کمک شما میشتابند تا «عادتهای مطالعاتی نامطلوب» مانند بیان ذهنی را کنار گذاشته و حرکت چشمتان روی کاغذ را اصلاح کنید.
آیا میتوانیم مانند افرادی که مدعی استادی در تندخوانیاند، دو هزار کلمه در دقیقه بخوانیم و درعینحال، مفهوم نوشتار را درک کنیم؟
فرایند خواندن چگونه است؟
وقتی شروع به خواندن میکنیم، چشمهایمان برای لحظهای کوتاه، روی بخشی از نوشتار متمرکز میشود و سپس به بخش دیگری میرود؛ به این حرکت، چشمپَره میگویند. چشمپره بسیار سریع است و مکث چشم در خوانندگان باتجربه حدود یک چهارم ثانیه و زمان چشمپره حدود یک بیستم ثانیه است.
ساختار چشم ما به نحوی است که تنها بخش کوچکی از شبکیه چشم، دقت و تفکیک لازم برای تشخیص و خواندن حروف با اندازه متوسط را فراهم میکند. این بخش، در مرکز شبکیه قرار دارد و اگر کتابی معمولی را در فاصلهای مناسب بگیریم، تنها حدود بیست حرف در این منطقه قرار میگیرند و دیگر حرفها و کلماتی که بر بخشهای دیگر شبکیه تصویر میشوند، برایمان کاملاً تار و غیرقابل خوانش هستند. به این ترتیب، چشم ما نمیتواند در یک مکث، بیشتر از چند کلمه نزدیک به هم را بخواند و برنامههای تندخوانیای که مدعیاند میتوانند چشم را به نحوی تربیت کنند که در یک مکث، یک خط یا حتی یک صفحه را بخواند، ادعایی میکنند که از لحاظ بیولوژیکی غیرممکن است.
بیشتر چشمپرهها به سمت جلو هستند ولی گاهی چشم برمیگردد و بر کلماتی که خوانده است متمرکز میشود. حتی خوانندههای قهار هم بین ده تا پانزده درصد از چشمپرههایشان به سمت عقب است. این پسرفتها به جای اینکه عادت مطالعاتی بدی باشند، کاملاً هدفمند هستند. گاهی، چشمپره زیادی بلند است و چشم مجبور است کمی به عقب برگردد تا کلمات جا افتاده را بخواند، ولی اغلب پسرفتها به دلیل ضعف در درک متن رخ میدهند؛ به بیان دیگر، کلماتی را میخوانیم و متوجه منظور و معنی متن نمیشویم، به همین دلیل برمیگردیم و سعی میکنیم این مشکل را رفع کنیم. شاید واژهای را جا انداخته باشیم یا اشتباه خوانده باشیم، شاید هم میخواهیم آنچه را که دریافتهایم، با آنچه نوشته شده مقایسه کنیم. بعضی نرمافزارهای تندخوانی، با سرعتی ثابت، تنها یک کلمه را در هر لحظه به نمایش میگذارند که باعث میشود درک مخاطب از نوشتار کاهش بیابد. این مشکل زمانی شدت پیدا میکند که متن، طولانیتر از یک جمله باشد که در عمل، تقریباً تمام متونی که میخوانیم بیشتر از یک جملهاند.
منبع: قلم چی
در بخش پیشین، فرایند بیولوژیکی مطالعه را تشریح کردیم و پرشهای چشمی (چشمپَره) رو به عقب را برای رسیدن به درک مناسبی از نوشتار، ضروری دانستیم. در این بخش به نقد چند ادعای دیگر در مورد تندخوانی خواهیم پرداخت.
برنامههای تندخوانی مدعیاند مکثهای بیشتر از یک چهارم ثانیه، عادت مطالعاتی نامطلوبی هستند، ولی باید توجه داشت که طولانی شدن این مکثها، نه به دلیل مشکل در بینایی، که به سبب اشکال در درک آن بخش از نوشتار رخ میدهند. زمانی که خوانندهای، مشغول خواندن متنی دشوار یا ناآشنا شود، هم پسرفت در چشمپره و هم مکثهای طولانی بیشتری را از خود نشان خواهد داد.
یافتههای ذکر شده که حاصل پژوهشهای متعددی هستند، نشان میدهند بینایی و حرکت چشم، سرعت خواندن ما را محدود نکرده است و نخستین محدودیتی را که برای افزایش سرعت مطالعه باید از میان برداریم، محدودیت مغزمان در درک و تحلیل معنی متن است. بنابراین، بعید است تمرینهای متعدد و متنوعی که توسط برنامههای تندخوانی ارائه میشوند تأثیر چندانی بر افزایش سرعت خواندن بگذارد؛ به بیان دیگر، حتی اگر با این روش بتوان سرعت مطالعه را افزایش داد به قیمت کاهش درک مطلب خواهد بود.
یعنی این برنامهها هیچ فایدهای ندارند؟
آیا همه این دورهها بیفایدهاند و هیچ کسی، هیچ بهرهای از آنها نمیبرد؟ اگر بخواهیم سرعت خواندن خود را افزایش دهیم باید چه کنیم؟
جمعی از محققان به این نتیجه رسیدهاند که این برنامهها میتوانند مثمر ثمر واقع شوند، البته نه به خاطر آن دلایلی که ادعایش را دارند.
نخست اینکه زمانی که مجبور میشویم با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه به آن عادت کردهایم بخوانیم، مهارت مطالعه گذرا را فرا خواهیم گرفت و سرفصلها و نکات مهم متن را به سرعت خواهیم یافت. دانشآموزان و دانشجویان ممتاز، اغلب مهارت مطالعه گذرای مؤثر را فراگرفتهاند و نخست، نگاهی سریع به آنچه قرار است بخوانند میاندازند و سپس تصمیم میگیرند کدام قسمتها باید عمیقتر خوانده شوند.
البته شرکتکنندگانی که با جدیت در دورههای هشت تا دوازده هفتهای تندخوانی شرکت میکنند، اغلب علاوه بر بهبود مهارت مطالعه گذرا، در مطالعه عمیق خود نیز تغییرات مثبتی را مشاهده میکنند. درست است که رسیدن به عددی همچون دو هزار کلمه در دقیقه واقعبینانه نیست ولی میتوان به سرعتی حدود 550 کلمه در دقیقه دست یافت. هیچ فردی با توانایی تندخوانی زاده نشده است و این افراد بالاخره به نحوی توانستهاند این مهارت را در خود پرورش دهند. شاید منطقیترین دلیلی که دورههای تندخوانی توانایی و سرعت خواندن افراد را افزایش میدهند، در این حقیقت ساده نهفته باشد که شرکتکنندگان در این دورهها، حجم عظیمی از متون را مطالعه میکنند؛ حجمی که قابلمقایسه با مقدار مطالعه معمول آنها نیست.
راز رسیدن به تندخوانی همین است. هیچ میانبری وجود ندارد و راه افزایش سرعت و کیفیت مطالعه، بیشتر خواندن است؛ کار نیکو کردن از پر کردن است. اگر برایتان مقدور است، همه جور متنی را در قالبهای متنوع بخوانید و شروع به خواندن در مورد موضوعهایی کنید که برایتان آشنا نیست تا توانایی درک خود را افزایش دهید، ولی لب کلام اینکه، تا میتوانید بخوانید.
منبع:
منبع: قلم چی
-براى خود برنامهاى شبانه روزى تنظیم کنید و کارهایتان را اعم از: مطالعه، خواب، عبادت، تفریح، ورزش، تغذیه و… -در زمان معیّن و طبق برنامه انجام دهید.
۲–در مکان خیلی گرم درس نخوانید به خصوص هماکنون که زمستان است و بسیاری در گرم کردن اتاق زیادهروی میکنند. دمای مناسب اتاق حداکثر ۲۴ یا ۲۵ درجهی سانتیگراد باشد. بیش از این دما و گرمای ناشی از آن هر چند در زمستان برای بسیاری لذتبخش است میتواند کاهش یادگیری و حتی خوابآلودگی را به همراه داشته باشد.
۳- سعی کنید هنگام مطالعه، صاف و درست بنشینید.هیچگاه درازکشیده و به اصطلاح خوابیده، درس نخوانید؛ چون مغز باید همزمان دو وظیفه خوابیدن و مطالعه را اجرا کند هنگام مطالعه از ماندن در یک وضعیت ثابت برای مدت طولانی اجتناب کنید. زمانی که برای مدت طولانی مطلبی را می خوانید، یک تاثیر خواب آور روی ذهن دارد. بهترین حالت، نشستن است، به ویژه نشستن روی صندلی و پشت میز مطالعه توصیه میشود.
۴-از پراکنده خوانى اجتناب کنید؛ مطالعات شما باید هدفمند و در زمان مناسب باشد.
۵-آب بنوشید ،نوشیدن آب میتواند باعث رفع خوابآلودگی شود به خصوص وقتی خودتان برای نوشیدن آب از جا برخیزید، تحرک داشته باشید. در بین ساعت مطالعهی مفید خود تقریباً هر یک ساعت و نیم یا دو ساعت یک استراحت کوتاه لازم و مفید است. از یک جا نشستن مداوم و حبس کردن خود در اتاق و البته تنبلی بپرهیزید.
۶-هنگام مطالعه، به طور پی در پی وضعیت بدنی خود را تغییر دهید تا تمرکزتان افزایش یابد.
۷-شبها حداقل شش ساعت استراحت و خواب داشته باشید و در بین روز، بعد از صرف نهار، یک ساعت استراحت کنید.
۸- گاهی اوقات با صدای بلند درس بخوانید: این کار دو فایده دارد؛ علاوه بر اینکه باعث میشود هنگام مطالعه کمتر دچار خوابآلودگی شوید سبب میشود که تمرکز شما هنگام مطالعه بالا رود؛
۹-در خوردن زیادهروی نکنید: حتی در خوردن مواد غذایی مناسب و مغذی پرخوری سبب تمرکز زیاد نمیشود بلکه میتواند باعث خوابآلودگی و کاهش تمرکز شود.
۱۰-بعد از غذا خوردن، بلافاصله مطالعه نکنید.
۱۱-خوردن میوه برای بیدار نگه داشتنتان فوق العاده است
۱۱-هنگام مطالعه، در فاصله های زمانی کوتاه، فعالیت بدنی داشته باشید.
۱۲-وقتی احساس خواب آلودگی می کنید، موضوع های جالب را بخوانید.
۱۳-هنگام امتحانات، از مواد قندى و مغذى (مانند خرما، کشمش، انجبر، عسل، مربا و…) و یا حداقل چند دانه کشمش و یا بیسکویت بخورید.
۱۴-اگر ممکن است یک دوش آب ولرم مایل به سرد بگیرید. این کار انرژی مغز شما را بالا می برد.
۱۵-نفس بکشید: تا جایی که میتوانید نفسهای آرام و عمیق بکشید . تمرین تنفس به اکسیژن گیری بدنتان کمک کرده و خواب آلودگی را برطرف میکند .
۱۶-برای مدتی از آن فضا بیرون بروید نور خورشید به بدن شما یادآوری میکند که روز است .پردازش طبیعی بدن برای این است که درطول روز هشیار و در طول شب خواب باشید
۱۷-قدم بزنید: یک پیاده روی تند و تیز باعث افزایش آدرنالین خونتان شده و اندورفینهایی را که احساس انرژی و هشیاری را در شما برانگیخته میسازد در خونتان رها میکند. حتی اگر نمیتوانید پیاده روی کنید ، چند دقیقه بیرون آمدن از محیط مطالعه هم میتواند برای بیدار و هشیار کردن مغزتان عالی باشد
۱۸-قبل از خواب تلوزیون نگاه نکنید
۱۹-از نور بیشتری استفاده کنید.
۲۰-بلافاصله بعد از بیداری مطالعه نکنید.
منبع: قلم چی