مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

پیشرفت به توان n

یکی از مهم‌ترین تعاریفی که برای موفقیت وجود دارد، فرارفتن از دستاورد‌های شخصی گذشته‌ است. در این تعریف، نمایی از پیشرفت وجود دارد که با قراردادن آن در مقیاس فردی، تصویر جذابی از موفقیت خلق می‌شود. چرا پشت‌سرگذاشتن رکورد شخصی، موفقیت محسوب می‌شود؟ ویژگی‌های فردی چه سهمی در شکل‌دادن به موفقیت دارند؟

یکی از مهم‌ترین دلایل جامع‌بودن این تعریف، منطبق‌بودن آن با ویژگی‌های فردی است. اگر فرد را اولین جزء سازنده‌ی موفقیت کلان تصور کنیم، همه‌ی هدف‌گذاری‌ها و برنامه‌ریز‌های بعدی بر مبنای ویژگی‌های او بنا می‌شود و این نکته‌ای طلایی در بهبود مسیر پیشرفت است. منطبق‌کردن تصویر موفقیت با ویژگی‌های فردی، به‌معنی در اختیارداشتن اهداف مناسب‌تر و برنامه‌ریزی دقیق‌تر است. در این صورت، فرد می‌تواند با داشتن برنامه‌ای روبه‌جلو، دستاورد‌های قدیمی خود را با دستاورد‌های جدیدتر و کارامدتر عوض کند. در شرایطی که فرد در حال پشت‌سرگذاشتن چالش جمعی در حضور رقباست، این الگو باعث می‌شود از رقبا پیشی‌ بگیرد.

لیستی از موفقیت را تصور کنید. در این لیست باید اجزای مهمی مانند امید و تلاش و انگیزه و فرصت‌طلبی و سخت‌کوشی و پیشرفت را قرار دهید. برای درآغوش‌گرفتن موفقیت، به شخصی‌سازی این اجزا نیاز دارید؛ اما پیشرفتی که زمینه‌ساز موفقیت است، بیش از هرچیز، نیازمند پشت‌سرگذاشتن مرز‌های فردی است.

زمان عبورکردن از دستاورد‌های قبلی فرارسیده است.


منبع : 
منبع: قلم چی

چند دقیقه در روز بخندیم تا هورمون‌های خوشبختی آزاد شوند؟

همان گونه که تحقیقات نشان داده است، حداقل ۱۵ دقیقه خندیدن در روز، میزان سوخت کالری را تا بیش از ۴۰ درصد افزایش می دهد، ماهیچه‌ها را تا ۴۵ دقیقه شل می‌کند، سیستم ایمنی بدن را افزایش می دهد، موجب پایین آمدن فشار خون و همچنین باعث آزاد شدن اندورفین‌ها به عنوان “هورمون های خوشبختی” در طول فعالیت‌های جسمی می شود که مسئول احساسات خوشایند و تسکین درد است.

به گزارش بهداشت نیوز فربد فدایی افزود: در پدیده‌ها با دو موضوع شکل و محتوا روبرو هستیم، برای نمونه از نظر شکل، فردی که خوشحال است، احساس تحرک می‌کند، علاقه به معاشرت با دیگران دارد یا می خندد، از نظر محتوایی فردی که احساس شادی می‌کند یعنی شادی محتوا است و تحرک تمایل به ارتباط با دیگران و خنده، شکل وضعیت او را تشکیل می‌دهد.

وی افزود: بنابراین اگر کسی شاد باشد انتظار می‌رود اهل خنده، گفت و گو، تحرک علاقه به گردش و ارتباط با دیگران داشته باشد و به طور طبیعی اگر کسی که افسرده است خلاف این وضعیت را داراست.

فدایی گفت: گاهی اوقات می‌توان کاری کرد که فرد از درون احساس شادی کند زمانی که با یک فرد افسرده روبرو هستیم برای نمونه می‌توان از دارو یا از روش‌های شناخت درمانی استفاده کرد. برای اینکه او احساس شادی کند و به طبع آن از نظر ظاهر نیز وضعیت او تغییر پیدا می‌کند و حالت‌های پرتحرکی خنده تمایل به گردش و مسافرت در آن فرد بیدار می‌شود.

این متخصص روانپزشک افزود: عکس این موضوع نیز می‌تواند صادق است چنانچه در یک فرد افسرده کوشش کنیم ظاهر او را شبیه به افراد شاد و خوشحال کنیم، می‌توان انتظار داشت که از درون هم او احساس شادی کند. برای نمونه فرد افسرده ای را توصیه می‌کنیم که به پیاده روی برود و یا ورزش کند و یا با دیگران معاشرت داشته باشد و یا آن چیزی را که خنده آور است مطالعه کند و ببیند.

فدایی گفت: به این ترتیب مبحثی به عنوان خنده درمانی در روانپزشکی وجود دارد. البته باید خاطر نشان کرد تأثیر همچنین مبحثی کمتر از درمان‌های دارویی و یا شناخت درمانی نیست. تجربه‌ای بر روی تعدادی افراد انجام شد به این ترتیب که به تعدادی افراد افسرده ماسکی دادند که صورت یک فرد خوشحال بر روی آن نقش داشت. فرد افسرده این ماسک را بر چهره می‌زد و خود را در آینه با چهره خندان می‌دید حتی اطرافیان که او را می‌دیدند با یک چهره شاد مواجه می‌شدند. پس از مدتی روحیه این فرد از وضعیت افسردگی به سمت طبیعی تغییر پیدا کرد.

وی ادامه داد: به دو گروه از افراد سالم که نه افسردگی داشتند و نه دارای خلق بالای بیش از حد، دو گونه ماسک دادند به یک گروه نقابی دادند که یک چهره خندان را نشان می‌داد و به گروه دیگر نقابی دادند که یک چهره عادی را نشان می‌داد که از آن خوشحالی یا غم پیدا نبود. بعد از گذشت چندین روز تجربه دیده شد که مجدداً فرد عادی که نقاب خوشحالی به چهره زده بود از نظر روحیات وضعیت بهتری دارد. اما آن کسی که نقاب با حالت عادی به صورت خود داشت از نظر خلقی تغییری پیدا نکرده بود.

این روانپزشک اظهار داشت: بنابراین توصیه به بیماران افسرده این است که تا جایی که ممکن است در فعالیت‌های شادی بخش مشارکت داشته باشند فیلم‌های کمدی ببینند، داستان‌های خنده دارد مطالعه کنند و به معاشر با دیگران بپردازند و همینطور ورزش و فعالیت‌های گروهی را فراموش نکنند که تأثیر بسیار مؤثر در رفع افسردگی و در عین حال مفرح و شادی برانگیز است.

*تاثیر خنده‌های ساده بر تعاملات اجتماعی

وی گفت: لبخند و خنده به نظر می‌رسد پدیده‌ای است که بر اساس تکاملی توسعه یافته است. انسان، شادی را یک فرهنگ جهانی و عمومی قلمداد می‌کند. یکی از اساسی‌ترین رفتارهای انسان است که شش هفته پس از تولد آغاز می‌شود وقتی که نوزادان در حال تقلید کردن لبخند و شادی بزرگسالانی هستند که در اطرافش در لحظات خوشحالی از خود بروز می‌دهند. بچه‌ها یاد می‌گیرند که به سرپرست خود نشان دهند که شاد و خوشحال هستند و این مهارت ارتباطی شأن را در ادامه زندگی خود به کار می‌برند.

فدایی اظهار داشت: لبخندهای ساده و واقعی تأثیرات استثنایی بر تعاملات اجتماعی از جمله امکان ارتباط منحصر به فرد با دوستان و خانواده می‌گذارد و باعث ایجاد مبنایی برای برقراری ارتباط لذت بخش می‌شود. دلیل خوبی وجود دارد که چه مقدار از مردم، احساسات طنز در رابطه دوستی و روابط را درک می‌کنند.

این روانپزشک تصریح کرد: خنده باعث بهبود روابط و ایجاد فضایی صمیمی و کاهش عصبانیت می‌شود و همچنین منجر به درگیری کمتر و کارایی بیشتر می‌شود. به اشتراک گذاشتن موضوعات خنده دار با دوستان، همکاران و اعضای خانواده زمینه‌های مشترکی از احساسات خوب را برای شما به ارمغان می‌آورد. تمرین تبادل طنز آمیز، روشی برای تعاملات مثبت در روابط بین فردی است.

* خنده‌های غیرواقعی از مغز محافظت می‌کند

این عضو انجمن روانپزشکان ایران گفت: خنده‌های غیرواقعی شاید به نظر رسد پاسخی نامناسب به استرس‌های شدید باشد اما احتمالاً از مغز محافظت می‌کند. هنگامی که مغز شما در معرض هورمون بیش از حد استرس قرار می‌گیرد، مناطقی با گیرنده‌های زیادی برای آن هورمون‌ها شروع به مردن می‌کند. از آنجا که اندورفین‌های مغز را از تجربه استرس بیش از حد محافظت می‌کند، خنده در پاسخ به یک شگفتی وحشتناک که در این واقعه سلول‌های مغز کشته می‌شوند، کاهش دهد.

*بدون دلیل بخندید

به عقیده فدایی، چنانچه روزی دچار استرس شدید و دلیلی برای خندیدن نداشتید منتظر دلیل نباشید و بدون دلیل لبخند بزنید. خنده و تمرین لبخند در حالت عادی که به نوعی لبخند جعلی باید نام گذاشت نه تنها باعث کاهش استرس بلکه کنترل میزان ضربان قلب می‌شود.

وی گفت: لبخند آدم‌ها را جذاب‌تر می‌کند و تصویر یک انسان متبسم همیشه در یادها ماندگار خواهد بود. به طور طبیعی در مواجه با انسان‌های شاد مغز با تأثیر پذیری از لبخند و دیدن چهره‌های خندان، قشر اربیت فرونتال میانی، منطقه‌ای از مغز که پاسخ به درک چهره‌های جذاب را به عنوان پاداش، افزایش می‌دهد، با آن مواجه می‌شود و ضمن برقراری ارتباط احتمالاً به افراد دیگر نیز به همان اندازه حس خوب می‌دهد. بنابراین با خنده سلامت جسم و روح خود را تضمین کنید.

منبع : 
منبع: قلم چی

از خوب به عالی

فراتررفتن از مرز‌های اهداف، احساس دلپذیری از موفقیت به وجود می‌آورد. شکل‌دادن به تصویر یک رؤیا ممکن است امیدبخش‌ترین اتفاق زندگی هرکس باشد. موفقیتْ عناصر خوبِ وجودی افراد را به عالی تبدیل می‌کند. این گذارِ موفق، از اجزای ساده ولی مؤثر تشکیل می‌شود.

«قرارگرفتن در جای درست» اولین و مهم‌ترین جزء گذار از خوب به عالی است. اگر در نقطه‌ی زمان‌مکان فعلی، در مسیر کسب یکی از اهداف قدیمی خودتان هستید و اگر روند روبه‌جلوی این حرکت را حفظ کرده‌اید، خوشبختانه در گذار از خوب به عالی قرار دارید. قرارگرفتن در جای درست، آمیزه‌ای از تصمیم‌گیری درست و اجرای درست تصمیم‌هاست.

«تقابل درست با واقعیت» یکی از اجزای مهم گذار از خوب به عالی است. این مسیر پرچالش، در دنیای حقیقی اتفاق می‌افتد و هرگز از اتفاقات پیش‌بینی‌نشده خالی نخواهد بود. چالش‌های موجود، به این مسیر جنبه‌ای حقیقی و زنده می‌دهد. آنچه روند این گذار را دقیق‌تر پیش می‌برد، رفتار واقع‌گرایانه است. حل رؤیاپردازانه‌ی این چالش‌ها ممکن است از هرکدام، ایستگاه بزرگی برای توقف بسازد. در این گذار، به‌اندازه‌ی مشخصی از جاه‌طلبی و بلندپروازی برای خلق اهداف پیشران نیاز دارید؛ اما این با توقف در ایستگاه رؤیاپردازی بسیار متفاوت است.

«انگیزه‌ی درونی» بزرگ‌ترین مشوق برای گذار از خوب به عالی است. این قدرت بی‌پایان که از درون افراد سرچشمه می‌گیرد، می‌تواند گستره‌ای بی‌پایان به این گذار ببخشد و فرد را در تمام زندگی در حال حرکت روبه‌جلو قرار دهد. این انگیزه می‌تواند در هر لحظه بر روی اهداف بازتاب داشته باشد. اگر فراتررفتن از مرز‌های موفقیت فردی، به تعریف شخصی ما از موفقیت تبدیل شود، گذار از خوب به عالی در زندگی روزمره‌ی ما جریان می‌یابد. این حرکت پویا همه‌ی اتفاقات اطراف ما را به رنگ تغییر و بهبود درمی‌آورد.


منبع : 

ترس‌هایی که باید زمین گذاشته شوند

همه‌ی ما کم و بیش با لزوم روبه‌رو شدن با تغییرات مثبت آشنا هستیم. شاید تعدادی از تغییراتی را که نیازمند آن‌ها هستیم شناسایی کرده باشیم، اما دست‌یابی به این تغییرات و نتایج سودمندی که پیامد آن هستند، همیشه آسان نیست. موانع متعددی هستند که خَلق تغییرات را دشوار جلوه می‌دهند. برشمردن این عوامل در وجه بیرونی آن کار دشواری نیست. بخش مهمی از آن به محیط و اطرافیان و تصوری که از بازخورد محیط و اطرافیان نسبت به آن تغییر خواهیم داشت مربوط می‌شود؛ اما مهم‌ترین موانع درونی برای دست‌یابی به تغییرات مثبت چیست؟ ترس، اضطراب و نگرانی و احساسات ناخوشایندی که در درون، همیشه با آن روبه‌رو هستیم یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که تغییرات و نتایج مثبت آن را دور و دست‌نیافتنی جلوه می‌دهند. شاید زمان مناسبی برای روبه‌رو شدن با این ترس‌ها باشد؛ زمان مناسبی برای شناخت عوامل آن و میزان ارتباطش با همان وجه بیرونی: محیط و اطرافیان.

ترس از عدم قطعیت بازتابی از اینرسی درونی و تمایل به حفظ وضعیت کنونی است. اغلب افراد تمایل دارند وضعیت موجود را با وجود همه‌ی ایرادات حفظ کنند. عدم آگاهی و عدم اطمینان از نتایجِ تغییر دادن وضعیت، یکی از عوامل بروز این احساس است. برای غلبه بر ترس از عدم قطعیت، باید به تقویت بازیابیِ اهداف و انگیزه‌های دست‌یابی به تغییر پرداخت. هر چیزی که مشوق ایجاد تغییر است می‌تواند در کاهش ترس از عدم قطعیت در آینده مؤثر باشد. تلاش برای کسب دستاورد جدید به معنی وارد شدن به عرصه‌ی چالش‌های جدید است و این هزینه‌ی کسب دستاورد جدید است؛ هزینه‌ای که اگر این دستاورد به اندازه‌ی کافی بزرگ و انگیزشی باشد، هزینه‌ی متناسبی خواهد بود. برنامه‌ریزی شفاف و مدوّن یکی دیگر از ابزار‌های کاهش دادن ترس از عدم قطعیت است. وضوح اجزای برنامه‌ریزی، کمک مؤثری به کاهش نگرانی از عدم وضوح نتایج خواهد کرد. اگرچه در پروسه‌ی اجرای هر برنامه‌ریزی، نتایج پیش‌بینی‌نشده‌ی فراوانی وجود دارد، اما با داشتن یک برنامه‌ریزی برتر، این شمایید که با قاطعیت به پیش‌بینی نتایج خواهید پرداخت.

ترس از عدم پذیرش یکی از نقاط تلاقی وجوه درونی و بیرونی ترس است؛ احساسی برآمده از چالش مورد قبول واقع نشدن توسط اطرافیان. یکی از مهم‌ترین چالش‌های موفقیت، انتخاب نادرست مخاطبانِ فعالیت‌ها است و در ادامه، تلاش برای راضی نگه داشتن تمام این مخاطبان. باید دقیقاً بدانید که هر بخش از فعالیت‌های شما بر روی چه تعدادی از افراد تأثیرگذار است و چند نفر تأثیرپذیرند. دست‌یابی به بازخورد صحیح از این افراد نقش مؤثری در تعدیل ترس از عدم پذیرش دارد. اهمیت دادن بیش از حد به بازخورد‌های بی‌تأثیر یکی از محرک‌های ترس از عدم پذیرش است. باید به خاطر داشته باشید که برآورده کردن انتظارات گروه‌های متنوع مخاطبان کاری دشوار است. اگر هدف اولیه‌ی شما صحیح، کاربردی و مبتنی بر توانمندی شخصی خودتان است و با برنامه‌ریزی صحیح، که قبلاً به آن اشاره شد، در حال پویشِ این هدف هستید، نتیجه‌ی عملکرد شما همیشه قابل دفاع خواهد بود.

ترس از اشتباه کردن یکی از چالش‌هایی است که بیش‌تر در زمان دست‌یابی به یک انتخاب بروز می‌کند. دقیقاً هنگام انتخاب یک راه‌حل یا یک شیوه‌ی اجرایی جدید، ترس از اشتباه کردن می‌تواند باعث توقف شود. اغلب افراد همراه بودن با جریان رایج را راهکاری برای عدم مواجهه با چالش انتخاب جدید می‌دانند؛ اما تغییر مثبت، یعنی عوض کردن شیوه‌های نامطلوب فعلی، و برای این کار، چاره‌ای جز انتخاب روش‌های کارآمد جدید نداریم. به افرادی که قبلاً راهکار شما را در تجربیات فردی خود به کار برده‌اند توجه کنید. از عنصر خلاقیت فردی برای بهبود کیفیت این انتخاب استفاده کنید. می‌توانید با به کار بردن آن در یک مقیاس کوچک‌تر، بخش‌های نامطلوب آن را تعدیل کنید. اهمیت بی‌همتای یک انتخاب جدید کارآمد و تأثیر آن بر خَلق نتایجی که متعلق به تلاش شماست، از بین بردن ترس از اشتباه کردن را به ساده‌ترین کار دنیا تبدیل می‌کند.


منبع: قلم چی

سبک زندگی بر ضریب هوشی تاثیر می‌گذارد

به گزارش خبرنگار مهر، پژوهشگران موسسه کارولینسکا سوئد در تحقیقات جدید خود دریافتند مصرف نوشیدنی‌های الکلی خطر کاهش آی کیو (IQ) یا ضریب هوشی را در جوانان افزایش می‌دهد .

«سارا جولاند»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می‌گوید: «آزمایش ها و تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی بین ضریب هوشی و سلامت وجود دارد.»

در این تحقیقات داده‌ها و اطلاعات ۴۹,۳۲۱ مرد سوئدی که در طول سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۴۹ به دنیا آمده و کسانی که در سال‌های بین ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱ برای خدمت نظامی در سوئد ثبت نام کرده بودند، مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفت.

جولاند در ادامه می‌افزاید: «در آزمون ارتش سوئد تست ضریب هوشی وجود دارد که آن را ما در اختیار داشتیم. علاوه بر آن پرسشنامه‌ای به داوطلبان این تحقیقات ارائه کرده و در آن مصرف میزان مشروبات الکلی در هفته را جویا شده بودیم و در کنار آن الگوی نوشیدنی‌های فرد مورد پرسش قرار گرفت چرا که ممکن است برخی افراد به دستور پزشک مجبور به مصرف برخی داروها باشند و علت آن نیز حائز اهمیت است. در این پرسشنامه از شرایط کودکی، نوجوانی و بزرگسالی و مصرف دخانیات افراد نیز سوال شده بود.»

وی در ادامه توضیحاتش افزود: «ما دریافتیم نتایج ضریب هوشی پائین در آزمون‌های هوش در مردان جوان سوئدی با مصرف بیشتر مشروبات الکلی مرتبط است.»

منبع :