مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

9 مهارت اساسی که باید به نوجوانان بیاموزید (4)

روزهای زندگی به‌سرعت در حال سپری‌شدن است. با ‌چشم‌برهم‌زدنی، فرزندان شما بزرگ می‌شوند، به دوران نوجوانی و جوانی می‌رسند و زندگی شخصی خود را خواهند داشت. در این زمان مهارت‌هایی وجود دارد که بهتر است به آن‌ها بیاموزید. درس‌خواندن در مدرسه، اطلاعات متنوعی درباره‌ی موضوعات مختلف در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهد؛ اما لزوماً آن‌ها را با مهارت‌های ضروری که در زندگی نیاز دارند، آشنا نمی‌کند.

در این مقاله با فهرستی از مهارت‌های اساسی و موردنیاز فرزندان آشنا خواهید شد و می‌آموزید که پدر و مادر برای آموزش این مهارت‌ها به فرزندانشان چه باید بکنند.

زندگی پر از شگفتی است؛ اما ممکن است همه‌ی آن‌ها برای ما دلپذیر نباشد. اگر می‌خواهید فرزندانتان را در بزرگ‌سالی از اتفاقات غیرمنتظره و ناخوشایند حفظ کنید، باید به آن‌ها کمک کنید تا مهارت‌های زیر را بیاموزند:

مهارت پاکیزگی و رعایت بهداشت

پاکیزگی یکی از اصول اساسی علم بهداشت است. به فرزندتان بیاموزید که خود و محیط اطرافش را پاکیزه نگه ‌دارد. این بخشی از مهارت‌های شخصی است.

۱. رعایت بهداشت محیط را از گَردگیری اتاق خودش شروع کنید.

۲. جاروکردن اتاق شخصی را به عهده‌ی خودش بگذارید. چه دختر باشد، چه پسر.

۳. ماهی یک ‌بار، نظافت حمام و دستشویی را به او واگذار کنید. چرا باید برای یادگیری ساده‌ترین مهارت‌ها تا ورود به دانشگاه یا خدمت سربازی صبر کرد؟

۴. فرزند خود را در اوقات بیکاری برای نظافت آشپزخانه با خودتان همراه کنید و شستن ظروف را به او بیاموزید.

۵. گذاشتن وسایل در جای مناسب خودشان و جلوگیری از ایجاد شلوغی در فضای منزل بسیار مهم است.

۶. بیرون‌بردن زباله‌ها از منزل، نریختن زباله در طبیعت و پاک‌سازی محیط، از اصول اولیه‌ی رعایت بهداشت است.


منبع: قلم چی

راه‌های تقویت مغز - 1

1 - تفکر مثبت را سرلوحه قرار دهید.

تحقیقات نشان می‌دهند که اگر افراد باور داشته باشند هوش، یک‌چیز ایستا و از قبل تعیین شده نیست، یادگیری بهتری خواهند داشت. پس سعی کنید قدرت ذهن خود را باور داشته باشید. به‌عنوان‌مثال وقتی بیشتر مطالعه می‌کنیم، اتصالات عصبی بیشتری در مغز ایجاد می‌شود که این امر به‌خودی‌خود باعث باهوش‌تر شدن می‌شود. این مورد در دانشگاه استنفورد با سرپرستی کارول دوک به تأیید رسیده است. طبق تحقیقات دوک، داوطلبانی که دارای طرز تفکر رشد هستند، در مقابل بروز مشکلات مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهند که این امر موجب انعطاف‌پذیری بیشتر مغز شده و نتیجه آن، افزایش قدرت قابلیت سازگاری می‌شود. در طرف مقابل، آن‌هایی که طرز تفکر ثابت دارند و در برابر شرایط سخت حالت تدافعی گرفته و یا تسلیم می‌شوند، مغزشان دچار عملکرد شناختی ضعیف‌تر می‌گردد

منبع: قلم چی


سیستم‌های تشویقی چه تاثیری در میزان موفقیت دانش‌آموزان دارند؟

امروزه رویکردها در مدیریت مدرسه در حال گذار از مدیریت رفتار دانش‌آموزان به هدایت رفتار آن‌ها به سوی هدف‌های آموزشی مدنظر و مهم‌تر از آن، بهبود دستاوردهای دانش‌آموزان است. در این میان وجود یک سیستم تشویقی مناسب در حقیقت محرکه ­ی اصلی ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان و در نهایت، بروز خلاقیت است. خروجی نهایی این رویکرد، افزایش دستاوردهای دانش‌آموزان در سطوح مختلف خواهد بود. جالب است بدانید این رویکرد ابتدا در سال 1978 و توسط برنز[1]در دنیای تجارت و کسب و کار ظهور کرد و به واسطه­ ی موفقیت‌هایی که به دست آورد، رفته ­رفته وارد سیستم آموزشی کشورها نیز شد. این رویکرد بر عملکرد مدیریت مدرسه در قالب رهبر تاکید دارد. یک رهبر خوب باید دائما به شناسایی نیازهای مدرسه، دانش‌آموزان و معلمان بپردازد و ضمن ارزش‌گذاری بر فعالیت‌ها، آن‌ها را اولویت‌بندی کند و سازگار با رنکینگ ارزشی، به عملکردهای مناسب پاداشی درخور ارائه دهد. در این رویکرد با تزریق انگیزه‌های لازم در اجزای مختلف نظام مدرسه از جمله مسئولان آموزشی و معلمان و دانش‌‌آموزان، روحیه­ای پویا و انعطاف‌پذیر در مدرسه توزیع خواهد شد.

سیستم انگیزشی به معنای چگونگی شناسایی و تحسین دستاوردهای دانش‌آموزان و همچنین جلوگیری از روند شکست‌ها و نقص‌های آموزشی از طریق تحریک حس مسئولیت‌پذیری در مجموعه است.  سیستم انگیزشی باید قادر باشد توازنی مناسب بین موفقیت‌ها و شکست‌ها در مدرسه ایجاد کند. همان‌طور که شناسایی و تحسین رفتارهای مثبت معلمان و دانش‌آموزان امری مهم است، اما باید جایی برای شناسایی نقص‌های موجود در سیستم آموزشی و یافتن راه‌حل مناسب برای آن‌ها نیز وجود داشته باشد. به‌دیگر بیان یک سیستم تشویقی موثر باید علاوه بر ستودن عملکرد استثنایی معلمان و دانش‌آموزان، در برخی موارد نیز راه‌حلی مناسب برای از بین بردن نقاط ضعف آموزشی پیدا کند.

رویه­ی مناسب ایجاد سیستم تشویقی مقبول، ایجاد حس مسئولیت در بین اجزای مختلف مدرسه است. همه­ ی ارکان مدرسه باید خود را در قبال شکست دانش‌آموزان یا معلمان مسئول بدانند و شرایطی فراهم کنند که آن‌ها برای تغییر وضع موجود ترغیب شوند. برای مثال، ضمن تحسین انفرادی معلمان و دانش‌آموزان در کسب موفقیت‌ها، باید شکست‌های مدرسه را به تمامی افراد نسبت داد تا حس مسئولیت برانگیخته شود. مثل بیان این‌که عملکرد کلی مدرسه در دوره‌ای خاص ضعیف بوده و نتایج کلی مدرسه در آزمون‌های مشترک یا همایش‌های علمی رضایت بخش نبوده است

. برخی مولفه­های اصلی در ایجاد این سیستم به قرار زیر است:

  • -شناسایی منصفانه (بدون غرض) و تحسین دستاوردهای دانش‌آموزان. این فرآیند باید به‌صورت سیستمی انجام شود تا هر دانش‌آموز بداند با پیروی از اصولی خاص قادر به کسب موفقیت خواهد بود.

  • -شناسایی منصفانه و تحسین دستاوردهای معلمان به‌صورت نظام­مند.

  • -شناسایایی منصفانه شکست‌ها و نقص‌های مدرسه به‌عنوان رویدادی منتسب به همه (به دیگر بیان پس از هر شکست یا عملکرد ضعیف، باید این مورد به‌صورتی مطرح شود که همه­ ی سیستم خود را نسبت به آن مسئول بدانند.)

تاثیر این نوع رویکرد تشویقی، دامنه­ ی پر نوسانی بین 8 تا 29 درصد در بین 332 مدرسه مورد مطالعه در آمریکا داشته است. شش پژوهش علمی معتبر وجود رابطه­ ی مثبت بین این دو متغیر (یعنی سیستم تشویقی مبتنی بر تحسین انفرادی و منسوب کردن شکست به همه، با بهبود دستاوردهای علمی دانش‌آموزان) را تایید کرده‌اند.

[1] Burns (1978)


منبع: قلم چی


چگونه از آموخته‌هایمان استفاده کنیم؟

مانی که ما در زندگی خود بر مسائل مختلفی تسلط پیدا می‌کنیم، گرایش به آن داریم تا گام‌های مختلف و تدریجی انجام یک کار را با یکدیگر پیوند داده و آن­هایی را که برای حل مسائل مختلفی مورد نیاز هستند به کار بگیریم. این مجموعه مهارت‌ها را می‌توان به اپلیکشن‌های موبایل هوشمند تشبیه کرد که در مغز انسان نصب شده‌اند. ما آن­ها را مدل‌های ذهنی می‌نامیم. دو نمونه از این مدل‌های ذهنی (که مجموعه‌ای از آموخته‌ها و مهارت‌ها هستند) در کار پلیس مشاهده می‌شود. یکی از آن­ها حرکت دست در سر چهارراه‌ها برای تسریع حرکت خودروهاست و دیگری تلاش برای قاپیدن سلاح یک مهاجم در درگیری‌های دونفره­ ی نزدیک. هر کدام از این اقدامات شامل ادراک‌ها و مهارت‌های بسیاری است که پلیس‌ها باید انجام دهند، اما با بروز موقعیت و نیاز به انجام آن­ها می‌توانند با کمترین هوشیاری و تلاش ذهنی آن را به انجام برسانند. برای یک متصدی کافی‌شاپ، این مدل‌های ذهنی شامل تمام مواد و مراحلی است که برای آماده کردن انواع قهوه‌ها و کاپوچینوها نیاز است. این مدل‌های ذهنی برای مسئول پذیرش اورژانس، رده‌بندی سریع بیماران و ثبت ورود آن­هاست.

هر کدام از ما مدل‌های ذهنی بی‌شماری در ذهن خود داریم که در مواجهه با شرایط خاص می‌توانیم آن­ها را بازخوانی کرده و راه‌حلی ساده برای مسائل پیش روی خود داشته باشیم. با این حال، درک شرایط و انتخاب مدل ذهنی درست همیشه هم کار راحتی نیست. در صورتی که فرد نتواند شرایط را به درستی تشخیص داده و تفاوت آن را با شرایط و موقعیت‌های پیشین درک نکند، مدل ذهنی مورد استفاده ­ی او نمی‌تواند راه‌حل مناسبی برای مسئله باشد و حتی ممکن است نتایج وخیمی به بار بیاورد. این اشتباه و شکست در شناسایی صحیح شرایط، می‌تواند برای شما دردسرساز شود.

جراح مغزی به نام مایک ابرسولد را روزی به اتاق عمل فراخواندند تا به یک کارآموز پزشکی کمک کند. این کارآموز وسط یک عمل جراحی بود و قصد داشت تومور مغزی یک بیمار را بیرون بیاورد، اما در میانه­ ی کار خونسردی خود را از دست داده بود. مدل متداول کار در جراحی‌های سرطانی آن است که عجله نکنید، اطراف تومور و سلول‌های رشد یافته را با دقت خالی کنید و در عین حال مراقب عصب‌ها باشید؛ اما زمانی که تومور سرطانی در مغز باشد، حساسیت افزایش می‌یابد. در این حالت اگر اشتباهات شما منجر به خونریزی شود، شاید منجر به مرگ بیمار شوید. به همین دلیل به جای کند و بادقت بودن باید دقیقا برعکس عمل کنید. برش تومور باید بسیار سریع انجام شود تا بتوان خون را تخلیه کرد. پس از آن باید به فکر بندآوردن خونریزی بود. مایک می‌گوید: «شما ممکن است برای برداشتن قدم اول اندکی ترسو باشید. موضوع جالبی نیست اما زندگی بیماران به این بستگی دارد که بدانید چگونه دنده‌ها (خودرو) را عوض کنید و آن را هم به سرعت انجام دهید.» مایک به آن کارآموز کمک کرد و جراحی به شکل موفقیت‌آمیزی انجام شد.

مانند کودکی که به اشتباه یک غریبه را بابا صدا می‌کند، ما هم ممکن است در شناخت شرایط، اشتباه عمل کنیم. ما باید توانایی تشخیص این موضوع را به دست بیاوریم که در چه زمان‌هایی مدل‌های ذهنی ما کارگشا نیستند. در بسیاری از مواقع تصور می‌کنیم که با یک شرایط آشنا مواجه هستیم و باید از مدل‌های ذهنی مشخص خود استفاده کنیم اما آن شرایط و موقعیت به طور کامل، متفاوت با چیزی است که فکر می‌کنیم. اگر بتوانیم اشتباهات خود را در چنین شرایطی شناسایی کنیم، می‌توانیم به دنبال راه‌حل‌هایی بگردیم که با مدل‌های ذهنی متداول ما تفاوت دارند.


منبع: قلم چی


شعر طنز عینکی

شعر طنز عینکی-آموزش آنلاین دروس مدرسه

 

شاید برای شما جالب باشد که مشکلات و دغدغه هایی برای افراد عینکی وجود دارد که یک فرد بدون عینک اصلاً به آنها توجه هم نمیکند.

مثلاً تصور کنید یک ساعت تمام، همه خانه را به دنبال عینکتان می گردید و دست آخر متوجه می شوید که روی سرتان قرار دارد، آن وقت دوست دارید یک داد از ته دل بکشید.

شعر طنز عینکی از همایون علیدوستی تقدیم به همه عینکی های عزیز:

 

هر کجا پا می نهی اینجا و آنجا عینکی
می رسد پیوسته از پایین و بالا عینکی

در خیابان یا اداره خوب اگر دقت کنی
می شود هر لحظه در چشمت هویدا عینکی

عاشقان هم عینک دودی سفارش می دهند
چشم مجنون عینکی، چشمان لیلا عینکی

من به گوش خود شنیدم در خبرها گفته شد
کودکی از مادرش آمد به دنیا عینکی

بوسه بی عینک ندارد هیچ دردسر ولی
وای اگر خواهد ببوسد عینکی را عینکی

ناز بعضی عینکی ها را فراوان می خرند
من ندانم چیست فرق عینکی با عینکی

بر نمی دارد ز چشم خویش عینک را به خواب
تا ببیند خواب ها را بلکه زیبا عینکی

می دهند انگار دنیا را به او وقت سحر
می کند چون عینکش را باز پیدا عینکی

قوز بالا قوز آن باشد که مجبورش کنند
وقت ورزش هی شود بیهوده دولا عینکی

عینکی را دیده ای آیا چه کیفی می کند
عینکش را می گذارد چون که در جا عینکی

در زمستان نیز قدری با نمک تر می شود
چون که می لرزد ز سوز برف و سرما عینکی

پرسشی دارم خدایا عینکی های جهان
در قیامت نیز می باشند آیا عینکی

فرق دارد همچنان که آدمی با آدمی
همچنان هم عینکی داریم ما تا عینکی

گر تو عینک می زنی اما کسی بی عینک است
غم مخور او هم شود امروز و فردا عینکی

منبع : روزنامه اطلاعات

منبع: قلم چی