مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

حالات ذهنی ما چگونه بر یادگیری اثر می‌گذارند؟

خوراکی‌ها و ویتامین‌های مصرفی در زمان درس خواندن، یکی از جذاب‌ترین موضوعات برای افراد است. واقعا چه چیزی باید مصرف کرد؟ برخی میوه و مولتی‌ویتامین را توصیه می‌کنند و برخی به سمت قهوه می‌روند. حتی متاسفانه تعدادی به سمت سیگار و داروهای مخرب دیگر می‌روند. اما آن­چه اهمیت بسیاری دارد، حالات ذهنی و البته روحی ما است.

به زمانی فکر کنید که بیشترین مطالب را یاد گرفته‌اید و هیچ­گاه آنها را از یاد نخواهید برد. چنین تجربه‌ای برای من شبی بود که در دانشکده درس خواندم. به من اجازه دادند تا شب به دانشکده رفته و در یک کلاس خالی از تخته سیاه برای درس خواندن استفاده کنم. در آن شب مطالب بسیاری را باید برای امتحان روزهای بعد می‌خواندم.

محیط، باعث تمرکز بسیار من روی درس شده بود و البته صداهایی هم در پس­ زمینه از دانشجویان دیگر به گوش می‌رسید. یکی از خاطراتی که از آن شب داشتم، حضور یک استاد باسواد فیزیک در راهرو بود که قدم می‌زد و مطالعه می‌کرد. او هر از گاهی سراغ من می‌آمد و صحبت کوتاهی می‌کرد. یک بار از من پرسید: آیا می‌دانی چرا در ساعت‌ها از کوارتز استفاده می‌کنند؟ پاسخ من منفی بود. چند بار دیگر سوالات و مطالب جذاب دیگری مطرح کرد. این گفتگوها حال روحی مرا بسیار مساعد کرده بود و با وجود قطع شدن مکرر مطالعاتم، سرعت و کیفیت بسیار خوبی در یادگیری داشتم. در نهایت تمام مطالبی را که باید، آموختم و نتیجه بسیار خوبی هم از امتحانم گرفتم. اما صحبت‌هایم با آن استاد فیزیک هم همیشه در ذهنم ماندگار شد.

این تجربه به من اثبات کرد که تا چه حد حالت ذهنی و روحی بر یادگیری اثر می‌گذارد. این­گونه به نظر می‌رسد که مصرف ویتامین‌ها و خوراکی‌های مختلف و حتی کافئین و نیکوتین هم به همین شکل خاص است. آن­ها می‌توانند روحیات و حالات ذهنی خاصی در ذهن ایجاد کنند که در زمان یادآوری اطلاعات و امتحان هم می‌توان آن­ها را تکرار کرد و نتیجه­ ی مورد نیاز را گرفت. پس آن­چه وارد بدن شما می‌شود، تنها یک حال روانی و تلقینی دارد و نه عملکردی واقعی. تنها کافی است که حالت روحی و ذهنی مناسبی برای یادگیری و یادآوری آموخته‌ها داشته باشید.


منبع: قلم چی


در چه محیطی درس بخوانیم؟

هر روز فرضیه‌های جدیدی در مورد محیط یادگیری و درس خواندن می‌شنویم. بسیاری موافق این ایده هستند که باید در ساعاتی از روز درس خواند که کمترین سروصدا وجود دارد، باید این زمان را هر روز تکرار کرد تا مغز به روند موجود عادت کند، محیط یادگیری باید مشابه محیط یادآوری آموخته‌ها باشد و اتاق یا محلی که برای درس خواندن (یا هر فعالیت مغزی دیگر) در نظر می‌گیریم، باید با محل استراحت یا تفریح متفاوت باشد. برای آزمایش هر کدام از این فرضیه‌ها، پژوهش‌های مختلفی انجام شده است که گاهی نتایج آن­ها حیرت‌انگیز است. نگاهی به دو مورد از آن­ها می‌اندازیم تا بتوانیم در مورد محل و شیوه­ ی مناسب درس خواندن تصمیمی بگیریم.

در سال 1975، در یک منطقه­ ی دریایی اسکاتلند که تاکنون دو کشتی بزرگ غرق شده بود و به غواصی اختصاص یافته بود، روانشناسان دانشگاه استرلینگ[1] به پژوهشی دست زدند. آن­ها از گروهی از غواصان خواستند در پژوهش آن­ها شرکت کنن تا روش‌های غیرمعمول یادگیری را بررسی کنند. آن­ها می‌خواستند این فرضیه را بررسی کنند که افراد در همان محیطی که چیزی را یاد گرفته‌اند، اطلاعات را بهتر به یاد می‌آورند یا خیر. آیا واقعا محیط می‌تواند سرنخ‌هایی به ذهن بدهد که بتواند با استفاده از آن­ها بهتر به یاد آورد؟

آن­ها از هجده غواص خواستند که سی ­وشش کلمه را در زیر آب و در عمق شش متری یاد بگیرند. سپس غواص‌ها به دو گروه تقسیم شدند. یک ساعت بعد، یکی از گروه‌ها باید در خشکی کلمات را به یاد می‌آوردند و یک گروه دیگر، همچنان با لباس و تجهیزات غواصی از زیر آب و با استفاده از میکروفون‌های ضدآب به پرسش‌ها پاسخ می‌دادند. نتایج آزمون به شدت وابسته به محیط برگزاری امتحان بود. غواص‌هایی که زیر آب بودند، عملکرد بسیار بهتری داشتند و 30 درصد لغات بیشتری را به یاد آوردند. تفاوت قابل توجه بود و روانشناسان را متقاعد کرد که در صورت یکسان بودن محیط یادگیری و یادآوری، عملکرد افراد در آزمون‌ها بهتر خواهد شد.

در پژوهش دیگری که دانشگاه ای‌اند‌ام[2] آن را به انجام رساند، یادگیری و یادآوری چهل لغت توسط دانشجویان روانشناسی بررسی شد. در این پژوهش، شرکت‌کنندگان به سه دسته تقسیم شدند. یک دسته در سکوت به فراگیری پرداختند، دسته­ ی دیگری هم­زمان به یک آهنگ باکلام جاز از میلت جکسون گوش می‌دادند و در محیط یادگیری دسته­ ی سوم، آهنگ بی‌کلامی از پیانوی موتزارت پخش می‌شد. همه­ ی آن­ها ده دقیقه به یادگیری لغات پرداختند و سپس اتاق‌ها را ترک کردند.

پس از دو روز، دانشجویان بازگشتند و بدون اطلاع قبلی از آن­ها امتحان گرفتند تا تعداد لغاتی که می‌توانند یادآوری کنند، بررسی شود. این بار، تقسیم‌بندی‌ها برای مکان امتحان عوض شد. هر دسته از دانشجویان به سه گروه تقسیم شدند و به عنوان مثال، یک ­سوم از کسانی که در زمان یادگیری به موسیقی جاز گوش کرده بودند، در همان محیط مورد امتحان قرار گرفتند؛ یک سوم در محیطی با آهنگ بی‌کلام پیانو و بقیه در سکوت امتحان دادند. این وضعیت برای دو دسته دیگر هم برقرار شد.

نتیجه قابل توجه بود. کسانی که هم در زمان یادگیری و هم در زمان یادآوری به جاز گوش داده بودند، 21 لغت به یاد آوردند که دو برابر یادگیری در محیط جاز و یادآوری در محیط با آهنگ پیانو یا سکوت بود. این موضوع برای گروهی که با آهنگ پیانو آموخته بودند هم بسیار شبیه بود و تغییر نکردن شرایط، عملکرد آن­ها را تقریبا دو برابر کرده بود (20 لغت در مقابل 11 لغت). اما کسانی که در سکوت آموخته بودند و در سکوت امتحان داده بودند، بدترین عملکرد را داشتند. آیا سکوت به نحوی منجر به محدودسازی حافظه شده بود؟ جواب منفی است؛ چرا که در این صورت باید عملکرد کسانی که جاز گوش داده بودند و سپس در سکوت امتحان داده بودند، از عملکرد جاز-پیانو کمتر می‌شد. این نتیجه را به راحتی نمی‌توان تحلیل کرد اما اسمیت که مسئولیت برگزاری پژوهش را داشت، عنوان می‌کند که این عملکرد شاید به دلیل فقدان سرنخ‌های موسیقایی برای کدگذاری آموخته‌ها بوده باشد.

چنین آزمایش‌هایی به طور دقیق نمی‌توانند به ما بگویند که برای یادگیری و یادآوری بهتر، چه سرنخ‌هایی در اختیار مغز خود قرار دهیم. همچنین ما نمی‌توانیم آهنگ مورد استفاده خود را سر جلسه امتحان هم گوش کنیم. حتی در این صورت، قطعا نمی‌توانیم محیط امتحان و دکوراسیون آن را شبیه خانه ­ی خود کنیم. اما دو نکته را می‌توان آموخت. نخست آن که فرضیات ما در مورد یادگیری، حتی در صورت غلط نبودن، جای تردید دارند. وجود چیزی در پس‌زمینه­ ی یادگیری (مانند موسیقی) بهتر از سکوت کامل است.

دوم آن که، در یادگیری، مولفه‌های بسیار بیشتری نسبت به تصور ما دخیل هستند و بسیاری از آن­ها مانند موسیقی، نور، رنگ پس‌زمینه و حتی حالت ذهنی ما ممکن است به صورت ناملموسی نقش خود را ایفا کنند و توجه چندانی به همه­ ی آن­ها نتوان داشت.

[1] Stirling

[2] A&M University

منبع: قلم چی


چگونه از آموزش همتا بهره ببریم؟

گاهی روش‌های مرسوم آموزش به اندازه کافی کارآمد نیست؛ به ویژه اگر شما را در مورد میزان یادگیری‌تان آگاه نکند. یکی از بهترین گزینه‌های جایگزین شیوه‌های سنتی آموزش، آموزش همتا[1] نام دارد که به معنای یادگیری به همراه افراد هم­سن و هم‌سطح و گاهی هم‌شغل است. در این روش، بر خلاف شیوه‌های رایج آموزشی، شما از یک استاد درس نمی‌آموزید و یک نفر مشابه خودتان، موفقیت شما را تضمین می‌کند. این روش با وجود، تازگی، کاربرد فراوانی در برخی از حوزه‌ها پیدا کرده و اثربخشی آن هم اثبات شده است.

آموزش همتا، مدل یادگیری توسعه یافته به وسیله ­ی اریک مازور، چندین اصل یادگیری ذکر شده را با هم ترکیب می‌کند. مقرر می­شود دانش­ آموزان مطالبی را که قرار است در کلاس مطرح شوند، پیش از کلاس مطالعه کنند. بین سخنرانی معلم، امتحان‌های سریع  برگزار می­شود. در این امتحان‌ها سوالاتی مفهومی از دانش‌آموزان پرسیده می‌شود و یک یا دو دقیقه زمان خواهند داشت تا با آن کلنجار بروند؛ سپس در گروه‌هایی کوچک به مشورت می‌پردازند تا در مورد پاسخ صحیح به توافق برسند. براساس تجربه­ ی مازور، این فرایند، دانش‌آموزان را در مفاهیم بنیادین درس مشارکت می­دهد، مشکلات آن­ها را در درک مطلب آشکار می‌سازد و به آن­ها فرصت می‌دهد تا درک خود را توضیح دهند، بازخورد دریافت کنند و یادگیری خود را با سایر دانش‌آموزان مقایسه کنند. این روش، هم­چنین مانند یک ابزار اندازه‌گیری، معلم‌ها را قادر می‌سازد تا بفهمد دانش­آموزان چه میزان مطلب را جذب کرده­ اندو نیز در چه حوزه‌ هایی نیاز به کار بیشتر یا کمتری است. مازور تلاش می‌کند تا در گام نخست، دانش‌آموزانی را در کنار یکدیگر قرار دهد که پاسخ‌های متفاوتی به سوال می‌دهند تا به این صورت، آن­ها تلاش کنند یکدیگر را متقاعد کنند و متوجه شوند پاسخ چه کسی درست است.

در بسیاری از حوزه‌ها، از آموزش همتا به عنوان یک ابزار اندازه‌گیری خارجی استفاده می‌شود تا به عملکرد یک فرد  بازخورد بدهد. بیشتر گروه‌های پزشکی، کنفرانس‌هایی  درباره ­ی میزان مرگ‌ومیر دارند و اگر پزشکی، در مورد بیمار، نتیجه­ ی بدی به دست بیاورد، آن نتیجه در این کنفرانس‌ها ارائه می‌شود. سایر پزشکان هم به انتقاد از آن عملکرد می­پردازند یا عنوان می‌کنند «تو کارت را به خوبی انجام دادی اما با شرایط بدی مواجه بودی.» مایک ابرسولد[2] می­گوید افراد فعال در این حوزه باید به شکل بخشی از یک گروه به فعالیت بپردازند. «اگر جراحان مغز و اعصاب دیگری هم کنار شما باشند، تضمینی بر موفقیت خواهد بود. اگر شما کاری انجام دهید که مقبول نباشد، آن­ها از شما می‌خواهند که اقدامی ]خاص[ برای آن انجام دهید.»

[1] Peer instruction

[2] Mike Ebersold

منبع: قلمچی


ایا نابغه ها عینکی هستند؟

آیا افراد عینکی باهوش هستند؟

آیا افراد باهوش عینکی هستند؟

در اغلب فیلم ها و سریال های تلویزیونی وقتی میخواهند کسی را نابغه و با هوش نشان دهند، آن شخص حتما عینکی است.

حتماً خود شما هم متوجه شده اید که دانش آموزان عینکی در مدرسه بیشتر از بقیه درس می خوانند.

بر اساس تحقیقات جدید مشخص شده است، افرادی که عینکی هستند، بیشتر از بقیه کتاب می خوانند و کمتر در فعالیت های ورزشی شرکت می کنند.

طبق تحقیقی که توسط محققان دانشگاه ادینبورگ بر روی 44 هزار و 480 نفر انجام دادند، مشخص شد که افراد باهوش، 30 درصد بیشتر از افراد دیگر در زمان مطالعه به عینک نیاز دارند.

آیا عینکی ها با هوش هستند؟

این تحقیق بر اساس آنالیز دقیق ترین ژن های هوش که تا کنون کشف شده صورت گرفته است.
 
در این تحقیق 148 منطقه ژنوم مرتبط با عملکردهای شناختی بهتر بررسی شد.
 
 نتایج این تحقیق به درک بهتر کاهش عملکرد های شناختی که بر اثر کهولت سن یا بیماری ایجاد می شود کمک خواهد کرد.
 
البته هدف از این پروژه بررسی ارتباط ژنتیکی بین هوش، بینایی و سلامت قلب و عروق نبود.
 
سرپرست این تحقیق دکتر گیل دیویس از مرکز پیری شناختی و اپیدمیولوژی شناختی دانشگاه ادینبورگ اظهار کرد: 
 
در این تحقیق بسیاری از تفاوت های ژنتیکی کمک کننده در وارثت پذیری مهارت های فکری شناسایی شدند.
 
کسانی که در این مطالعه شرکت کردند تحت بررسی تمامی انواع آزمون های فکری برای کسب نمره توانایی شناختی عمومی قرار گرفتند.
 
در این تحقیق همه ازمایش های ژنتیکی و بررسی DNA نیز صورت گرفت و مشخص شد هیچ کدام از افراد مبتلا به زوال عقل یا سکته مغزی نبودند.
 

منبع: خبر آنلاین

 منبع : http://einaky.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%ba%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/

روش 27 تدریس موفق: چگونه لذت درس‌خواندن را بیشتر کنیم؟

یکی از رموز موفقیت تمام نوابغ و دانشمندان مشهور جهان احساس شادی و لذت از کارشان است. در بهترین حالت، با وجود تمام امکانات و شرایط لازم، در صورتی که فرد از کارش لذت نبرد نمی‌تواند به درستی کارش را انجام دهد. در مدرسه، وقتی دانش‌آموزان از درس‌های خود لذت نبرند، هیچ معلمی نمی‌تواند به آن‌ها کمک کند. در واقع، هدف کاربرد این روش، ایجاد این احساس در ‌موزان است. به روش‌های مختلفی می‌توان لذت درس‌خواندن را در دانش آموزان تقویت کرد، چنین روش‌هایی به فرهنگ مردم هر جامعه بستگی دارد. به طور کلی، پنج نوع یا پنج روش کلی در ایجاد لذت در کلاس درس وجود دارد:

  • **بازی و مسابقه: همه دانش آموزان در سنین مختلف از بازی و مسابقه استقبال می‌کنند. معلمان می توانند با روش‌های مختلف دروس خود را در قالب بازی به دانش آموزان آموزش دهند.

  • ** ما /آنها: همه انسانها تعلق به گروهی موفق و خاص را دوست دارند و می‌توان گفت یکی از اهداف اصلی انسان‌ها بالا بردن توان و قابلیت‌های شخصی برای به عضویت درآمدن در یک گروه یا سازمان است. دانش‌آموزان وقتی احساس کنند بعد از کسب یک درجه علمی به عضویت گروه (ما یا آن‌ها) درمی آیند، انگیزه کافی برای تلاش پیدا خواهند کرد. وقتی معلم از واژه «ما» برای جمله هایی مثل «ما اگر تلاش کنیم به دانشگاه راه پیدا می کنیم» یا «ما سختکوشان» استفاده می کند، دانش‌آموز سخت تلاش خواهد کرد تا در جرگه «ما» قرار بگیرد.

  • ** نمایش و سرود: اجرای نمایش و سرود در همه فرهنگ ها برگرفته از روح والای انسان است که یکی از قوی ترین و ماندگارترین یادگارها در حافظه انسان محسوب می شوند. وقتی کلمه یا مطلبی در قابل یک صحنه فیلم یا نوای موسیقی به مخاطب عرضه می شود، ممکن است حتی تا ابد در ذهن او باقی بماند. خیلی از معلمان برای آموزش مطالب درسی خود با استفاده از موسیقی و نمایش تکنیک های خاصی برای آموزش استفاده می کنند که نمونه های آن در تمام فرهنگ ها دیده می شود.

  • ** طنز: یکی از ابزارهای اصلی ایجاد محیط شاد و سالم برای معلم و دانش آموز شوخی و روحیه طنزگویی در دو طرف است. یعنی اگر کلاس به محیطی خشک و رسمی تبدیل شود هیچ مطلبی در آن یاد گرفته نخواهد شد. تجربه نشان می دهد معلمانی که دارای رفتار لطیف و طنزگونه ای هستند در آموزش خود موفق تر ظاهر می شوند.

  • **غافلگیری: در کلاس‌های موفق نظم و ترتیب اصل مهمی برای پیگیری دروس و آموزش محسوب می‌شود. در این کلاس‌ها برنامه های از پیش تعیین شده به طور مرتب اجرا می شود و دانش آموزان در این کلاس ها عادت می کنند همیشه تکالیف خود را انجام دهند.با این حال، یکی از ابزارهای موفق  که می تواند باعث ایجاد لذت در دانش‌آموزان شود، غیرمنتظره بودن روش‌های آموزشی است. همه انسان‌ها از غافلگیر شدن لذت می برند و بیشتر خاطرات ذهنی آن‌ها ناشی از اتفاقات و حوادث شگفت‌انگیز بوده است. معلمان در آموزش مطالب به دانش‌آموزان می توانند از روشهای مختلفی برای غافلگیر کردن آنها استفاده کنند. مثلاً معلم زبان کلمات را داخل پاکت هایی به هر دانش آموز می دهد و از آنها می خواهد آنها را برای یکدیگر بخوانند. در حقیقت این روش‌های غافلگیری فضایی متنوع در کلاس ایجاد می کند که برای هر دانش‌آموزی هیجان انگیز خواهد بود.

  • منبع:http://www.kanoon.ir/Article/183535