تابستان برای دانشآموزان بیش از هر زمانی اهمیت دارد و پیشخوانی درسهای سال بعد، مهمترین ویژگی آن است که اهمیت تابستان را دوچندان میکند. پیشخوانی درسها در سه جنبهی مطالعاتی به دانشآموز کنکوری کمک میکند:
آشنایی با درسهای سال بعد: وقتی درسی را پیشخوانی میکنید، با کلیات درس آشنا میشوید. بنابراین خودتان را برای تدریس معلم آماده میکنید و مطالب سخت و آسان آن را برای خودتان مشخص میکنید. با این کار هنگام آزموندادن یا هنگام تدریس معلم میتوانید عملکرد خود را ارزیابی کرده و در مرحلهی بعد یادگیری خود را تکمیل کنید.
مدیریت زمان: وقتی یک مرحله از سایر دانشآموزان جلوتر باشید، گویی زمان بیشتری نسبت به آنها دارید. مزیت این موضوع زمانی آشکار میشود که در ایستگاههای جبرانی، برای افزایش تسلط و تمرینِ بیشتر میکوشید و سایرین برای جبران نواقص یادگیری و ضعفهایشان تلاش میکنند. این نکته میتواند عامل پیشرفت شما در آزمونهای برنامهای باشد.
تقویت فراشناخت: فراشناخت یکی از مهارتهایی است که دانشآموز باید از ابتدای مطالعه تا انتهای مسیر برای تقویت آن بکوشد. هنگامی که پیشخوانی میکنید، مطالب درسی را به موارد مشابه از سالهای قبل ارتباط میدهید، میزان سختی آن را از نگاه خودتان تعیین میکنید، توانایی ذهنی خود را در مطالعه افزایش میدهید و با ویژگیهای مطالعاتیِ خود آشنا میشوید. اینها چیزهایی است که فراشناخت شما در مطالعه را افزایش میدهد و به موفقیت شما در آزمون سراسری کمک میکند
به جزء یا قسمتی از یک واحد کامل، کسری از آن واحد گفته می شود، بنابر این کسری از کل یعنی جز یا قسمتی از آن کل.

اگر صورت کسر بزرگتر از واحدی، بر مخرجش بخش پذیر نباشد، آن کسر را می توان به صورت عدد مخلوط نوشت.
نکته: شکل درست یک عدد مخلوط، این است که حتماً کسر نوشته شده در عدد مخلوط کوچکتر از واحد آن باشد.

اگر صورت و مخرج کسری را در عدد طبیعی بزرگتر از یک، ضرب و یا بر عدد طبیعی بزرگتر از یک تقسیم کنیم، کسر مساوی کسر اولیه به دست می آید.
نکته: برای هر کسر بی شمار کسر مساوی می توان نوشت.

اگر دو یا چند کسر داشته باشیم و بزرگترین مخرج این کسر ها بر بقیه ی مخرج ها بخش پذیر باشد، همان مخرج بزرگتر، کوچکترین مخرج مشترک کسر ها می شود.
نکته: روش بهتر برای یافتن کوچکترین مخرج مشترک دو کسر، این است که اگر بزرگترین مخرج بر دیگر مخرج ها بخش پذیر نبود،
آن را در عدد های 2،3،4 و… به ترتیب ضرب کنیم تا جایی که بر مخرج یا مخرج های دیگر بخش پذیر شود.
اگر دو کسر دارای مخرج های مساوی باشند، کسری بزرگتر است که صورتش بزرگتر باشد.
نکته: اگر دو کسر دارای صورت های مساوی باشند، کسری بزرگتر است که مخرجش کوچکتر باشد.
نکته: برای مقایسه دو کسر که صورت آنها برابر نباشد و مخرج آن ها نیز برابر نباشد، از روش ضرب دری یا طرفین وسطین استفاده می کنیم.
در این روش دو محور رسم میکنیم که دقیقاً واحد های هم اندازه داشته باشند، و صفر های دو محور دقیقاً زیر هم قرار گیرند.
در این روش دو واحد برابر انتخاب می کنیم و سپس با توجه به مخرج کسر ها آن ها را به قسمت های مساوی تقسیم کرده و سپسکسر ها را روی شکل مشخص و مقایسه می کنیم.

در جمع و تفریق کسر ها، باید مخرج ها مساوی باشند و اگر مخرج ها مساوی نبودند با استفاده از کوچکترین مخرج مشترک آنها، مخرج هایشان را مساوی می کنیم.
برای جمع اعداد مخلوط بهتر است اعداد صحیح را با هم و کسر ها را نیز با هم جمع کنیم.
همانند جمع اعداد مخلوط بهتر است، عدد های صحیح را از هم و کسر ها را نیز از هم کم کنیم.

در ضرب دو یا چند کسر باید صورت ها را در هم و مخرج ها را نیز در هم ضرب کنیم.
نکته: در ضرب کسر ها، اگر بتوانیم صورت ها را با مخرج کسر ها ساده کنیم، بهتر است این کار را انجام دهیم و سپس حاصل ضرب را حساب کنیم.
برای ضرب عددهای مخلوط، ابتدا اعداد مخلوط را به کسر تبدیل کرده و سپس کسر ها را در هم ضرب می کنیم و حاصل را به دست می آوریم.
نکته: هر گاه حاصل ضرب دو عدد مساوی یک باید فآن دو عدد معکوس یکدیگرند.
نکته: همه عددها به جز صفر معکوس دارند.
نکته: اگر بخواهیم معکوس یک عدد مخلوط را مشخص کنیم، ابتدا باید آن را به شکل کسر بنویسیم و سپس کسر را معکوس کنیم.
نکته: نصف یک عدد یعنی آن عدد ضرب در یک دوم
نکته: ثلث یک عدد یعنی آن عدد ضرب در یک سوم
نکته: ربع یک عدد یعنی آن عدد ضرب در یک چهارم
نکته: خمس یک عدد یعنی آن عدد ضرب در یک پنجم
برای محاسبه ی تقسیم کسر، کسر اول را نوشته تقسیم را به ضرب تبدیل کرده و کسر دوم را معکوس می کنیم، سپس مانند ضرب کسر هاحاصل را به دست می آوریم.
نکته: اگر در تقسیم کسر ها، صورت کسر سمت چپ بر صورت کسر سمت راست و مخرج کسر سمت چپ بر مخرج کسر سمت راستبخش پذیر باشد،
می توانیم آن ها را بر هم تقسیم کنیم و جواب را به دست آوریم.
هر دو این روش ها در فیلم آموزش ریاضی ششم با مثال توضیح داده شدن.
محاسبه کسر ها به روش مخرج مشترک گرفتن
محاسبه کسر با کمک محور
محاسبه کسر با رسم شکل
حتما بخوانید: عدد و الگوهای عددی
عددهای زوج: عددهایی که رقم یکان آنها،0،2،4،6،8 باشد را اعداد زوج می گویند.
عددهای فرد: هر عدد طبیعی که زوج نباشد، فرد است.
مضرب یک عدد: از ضرب عددهای طبیعی در یک عدد، مضرب های آن عدد به دست می آید.

نکته: از ضرب عددهای طبیعی در 3، مضرب های 3 به دست می آید.
نکته: کوچکترین مضرب هر عدد خود عدد است.

نکته: هر چه قدر به سمت راست جدول ارزش مکانی حرکت کنیم، ارزش مکانی رقم ها کمتر می شود.
نوشتن اعداد به حروف
ابتدا عدد را از سمت راست به چپ، سه رقم سه رقم جدا می کنیم و سپس با توجه به طبقه آنها را می خوانیم.
گسترده نویسی
برای گسترده نویسی کافی است هر رقم را در مرتبه آن ضرب کرده و بین رقم ها علامت + قرار دهیم.
مقایسه ی عددهای صحیح
برای مقایسه ی دو عدد ابتدا به تعداد رقم هایش توجه می کنیم، هر عدد که تعداد رقم هایش بیشتر باشد بزرگتر است.
اگر تعداد رقم ها مساوی باشد، از اولین رقم سمت چپ مقایسه را شروع می کنیم و به سمت راست حرکت می کنیم.

بخش پذیری بر2: عددی بر 2 بخش پذیر است که رقم یکان آن 0،2،4،6،8 باشد.
بخش پذیری بر5: عددی بر 5 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر یا 5 باشد.
بخش پذیری بر3: عددی بر 3 بخش پذیر است که جمع رقم هایش بر 3 بخش پذیر باشد.
بخش پذیری بر 9: عددی بر 9 بخش پذیر است که جمع رقم هایش بر 9 بخش پذیر باشد.
بخش پذیری بر 6: عددی بر 6 بخش پذیر است که هم بر 2 و هم بر 3 بخش پذیر باشد.
نکته: هر عددی که بر 2 بخش پذیر باشد مضرب 2 است.
نکته: هر عددی که بر 5 بخش پذیر باشد مضرب 5 است.
نکته: اگر عددی هم بر 2 و هم بر 5 بخش پذیر باشد، آن عدد بر 10 بخش پذیر است.
نکته: رقم یکان عددی که هم بر 2 و هم بر 5 بخش پذیر است و یا رقم یکان عددی که بر 10 بخش پذیر است، صفر است.
نکته: باقی مانده تقسیم یک عدد بر 2، یا یک است یا صفر. اگر عدد زوج باشد باقی مانده صفر و اگر عدد فرد باشد باقی مانده یک است.
نکته: برای تعیین باقی مانده تقسیم یک عدد بر 5، فقط کافی است که باقی مانده تقسیم رقم یکان آن را بر 5 حساب کنیم.
نکته: باقی مانده تقسیم هر عدد بر 10 برابر است با رقم یکان عدد.
نکته: عددی که هم بر 3 و هم بر 5 بخش پذیر باشد بر 15 هم بخش پذیر است.

در محور اعداد، نقطه مبدا را با عدد صفر نشان می دهیم.
عددهای سمت راست صفر را عددهای صحیح مثبت و عدد های سمت چپ صفر را عدد های صحیح منفی می نامیم.
نکته: روی محور هر چه در جهن مثبت پیش برویم عددها بزرگتر و هر چه به سمت منفی پیش برویم عددها کوچکتر می شوند.
نکته: بزرگترین عدد صحیح منفی، عدد 1- و کوچکترین عدد صحیح منفی وجود ندارد.
نکته: کوچکترین عدد صحیح مثبت، عدد 1+ و بزرگترین عدد صحیح مثبت مشخص نیست.
نکته: اگر عددی علامت نداشته باشد، علامت آن مثبت است.
نکته: قرینه یک عدد با خود آن عدد برابر است، فقط علامت آن تغییر می کند.
نکته: قرینه صفر خود صفر است.
نکته: عدد صفر علامت ندارد.
نکته: قرینه ی قرینه ی هر عدد با خود عدد برابر است.
حتما بخوانید: عدد های صحیح
به گزارش بهداشت نیوز، وقتی که بچه بودم، کتاب خواندن ویژگی آدمهای باحال محسوب نمیشد. اینروزها، کافهها پر از افرادی است که در حال نوشیدن قهوه، کتاب میخوانند.این یک تغییر فوقالعاده است. من هم بیش از همیشه کتاب میخوانم. اما مسئله اینجاست: قضیه این نیست که چه تعداد کتاب میخوانید، موضوع این است که چه مقدر از آن چرا که میخوانید جذب میکنید.
اکثر افراد استراتژیای برای خواندن ندارند. آنها چیزی را برمیدارند و شروع به خواندن میکنند. من هم همینطور بودم. اما حالا، چنین وضعیتی برایم قابل تصور نیست. البته مشکلی نیست که رمان را محض سرگرمی بخوانید.اما به این موضوع فکر کنید؛ در وهلۀ اول چرا یک کتاب غیرداستانی را میخوانید؟ دقیقاً، چون میخواهید چیز از آن بیرون بکشید. میخواهید چیزهایی یاد بگیرید که با کار بردن آن در زندگیتان رشد کنید. تمام مسئله همین است.
اغلب از من میپرسند: "چطور اطلاعاتی را که در کتابها میخوانی در خاطرت میمانند؟ " در اینجا، سیستم خودم را تشریح میکنم.
هدف داشته باشد
پیش از آنکه حتی به اینکه چه کتابهایی قرار است بخوانم فکر کنم، به این فکر میکنم که در پی بدست آوردن چه چیزی هستم. من قویاً باور دارم که محتوای کتابها، باید آنچه در زندگیتان میگذرد سازگار باشد. برایتان مثالی میزنم.
یکی از آموزگارانم در سال ۲۰۱۱ به من توصیه کرد تا "جریان" نوشتۀ میهالی شیکزنتمیهالی را بخوانم. من به توصیۀ او گوش دادم، کتاب را خریدم و شروع به خواندنش کردم. اما در آن زمان نتوانستم با محتوایش ارتباط برقرار کنم. آیا معنایش این است که جریان کتاب بدی است؟ نه، در واقع، چند وقت پیش آن را خواندم و واقعاً دوستش داشتم. بهترین کتابی است که تا به حال در رابطه با عادات شغلی خواندهام.
اما در سال ۲۰۱۱، این چیزها در ذهنم نبود. تازه مدرکم را گرفته بودم و کسبوکاری راه انداخته بودم. مثل احمقها دست و پا میزدم و فقط به بزرگ کردن کسبوکارمان فکر میکردم. به همین خاطر است، برای خواندن، به هدف نیاز دارید.در زندگیتان چه میگذرد؟ آیا در حال راهاندازی یک کسبوکار هستید؟ درگیر طلاق هستید؟ به دنبال کار هستید؟ سعی دارید در شغل خود پیشرفت کنید؟ میخواهید در به انجام رساندن کارها بهینهتر عمل کنید؟
فقط کتابهایی بخوانید که به شما میآموزند چطور بر چالشهای فعلی خود فائق آیید.
به خود به چشم یک معلم نگاه کنید
دانش فقط وقتی بدرد میخورد که آن را به کار ببرید، مگر نه؟ اما یک چیز هست که بسیاری از مردم به آن توجه نمیکنند. در میان گذاشتن دانش، خود یک کاربرد مهم است. شما ممکن است که معلم نباشید، اما اگر مانند یک معلم عمل کنید، در واقع دانش خود را به کار بردهاید. تمام آنچه که این کار میطلبد، تغییر طرز فکر است.
کتاب را فقط نخوانید. نه، کتاب را بخورید و در مورد آن با دیگران صحبت کنید.به خودتان بگویید: "من باید روی این کتاب تمرکز کنم، چون میخواهم هر چه را یاد گرفتم با دیگران در میان بگذار است. پس بهتر است درسم را خوب بلد شوم. "
خطکشی کنید و ارتباطهای ذهنی ایجاد کنید
هر چه ارتباطهای بیشتری میان قطعات اطلاعات در مغزتان ایجاد کنید، بهتر یادتان میمانند. من این کار را با یادداشتبرداریهای زیاد انجام میدهم.
اگر فکر میکنید که کتابها تقدس دارند و نباید زیر نوشتههایش خط کشید یا رویشان چیزی نوشت، هیچوقت چیز زیادی از کتابها دستگیرتان نخواهد شد. یادداشتکردن، تا کردن ورقها و خط کشیدن زیر متن (یا هایلایت کردن) هم ساده است و هم کاربردی.
به همینخاطر من همیشه یک ماژیک هایلایت و مداد همراهم دارم. اگر نسخۀ دیجیتال کتابها را میخوانید، به تنها چیزی که نیاز دارید انگشتتان است؛ فقط فراموش نکنید که قسمتهای جالب را هایلایت کنید.
در زیر نکاتی را که من کمک میکنند تا میان اطلاعات بهتر ارتباط کنم، میآورم:
من در اپلیکیشن یادداشتبرداریام، یک فولدر مجزا به نام "یادداشتهای کتاب" ایجاد کردهام.وقتی که چیز خیلی مهمی را هایلایت میکنم، از آن صفحه عکس میگیرم و در یادداشتهای کتاب کپیاش میکنم.سپس فوراً مینویسم که چرا مهم است و چطور میتوانم از آن استفاده کنم.من از این فرآیند استفاده میکنم، چون که اغلب چیزها را هایلایت میکنم و بعداً که به آن نگاه میکنم به این فکر میکنم که چرا اینجا را هایلایت کردهام؟
بنابراین همیشه یادداشت کنید که چرا چیزی را هایلایت کردهاید. نیازی نیست که برای هر جا که هایلایت کردهاید، یادداشت بگذارید. آن را فقط برای بخشهایی انجام دهید که کاربردی فوری برایش دارید. من اغلب یادداشت میکنم که چطور از یک توصیه میتوانم در کسبوکارم استفاده کنم؛ و وقتی که ایدۀ مقالهای به ذهنم خطور میکند، به یک عنوان فکر میکنم و عکس از متنی که هایلایت کردهام به آن ضمیمه میکنم.
تجسم و تصور کنید
یک راه عالی دیگر برای ایجاد ارتباطها در ذهنتان، تجسم کردن آن چیزی است که دارید یاد میگیرید. ما یادگیرندگان تصویری هستیم و حافظههایمان نیز تصویری است.
من دوست دارم که هنگام خواندن، تجسم کنم که با آنچه که دارم میخوانم مکالمه میکنم. خودم را تصور میکنم که با یک دوست نشستهایم و داریم دربارۀ موضوع صحبت میکنیم. یا وقتی که یک توصیۀ مفید را میخوانم، خودم را در حال انجامش تصور میکنم.
یادم هست که وقتی کتاب "چطور دوست پیدا کنیم و روی مردم تاثیر بگذاریم" نوشتۀ دیل کارنگی را برای اولین بار میخوانم، یکی از توصیههایی که در آن آمده بود این بود که به مردم واقعاً توجه داشته باشیم؛ بنابراین خودم را در حال گفتگو با یک غریبه تصور میکردم که واقعاً به حرفی که دارد میزند توجه دارم. وقتی که چیزی را تجسم میکنید، تقریباً انگار واقعی است.
تجسم کردن یک ابزار متداول بهبود خویشتن است که بسیاری از افراد کاردرست از آن استفاده میکنند. اخیراً، پال پیرس، بازیکن سابق بسکتبال، توضیح داده بود که چطور از این فن پیش از مسابقاتش استفاده میکرده است.او گفته بود: "خودم را تصور میکردم، شوتهایی که در جریان بازی قرار است بزنم، چطوری دفاع کنم، چطور جلوی بهترین بازیکن تیم مقابل را بگیرم، چطور جلویم را خواهند گرفت، کل بازی را تصور میکردم. "
بلافاصله، دانش جدید را بکار ببندید
زندگی خود را ورانداز کنید. از خود بپرسید: چطور میتوانم رشد کنم؟ این رشد میتواند شخصی، مالی یا روحی باشد.متوجه باشید که رشد به خودی خود اتفاق نمیافتد. یادگیری مهارتهای جدید، کسب پول بیشتر، داشتن یک رابطۀ عالی، همگی نیازمند سختکوشی است.اما اگر چیزهایی را که در کتابها یاد میگیرید را به کار ببندید، این رشد بسیار راحتتر خواهد شد.
به خاطر داشته باشید: دانش به تنهایی کاملاً بیاستفاده است.
هیچ چیز غمانگیزتر از این نیست که فردی کتابخوانده خود را در چهاردیواری اتاقش اسیر کند. شما باید بیرون بروید و آنچه را که یاد گرفتهاید به کار ببندید.
وقتی چنین کنید است که رشد خواهید کرد. در این شکی نیست. پس همیشه بعد از به پایان بردن یک کتاب، این سوال را از خود بپرسید:
"آن چیزی که من بعد از خواندن این کتاب به کار خواهم بست، چیست؟ "
توجه کنید که قضیه این است که با دانش خود چه میکنید، نه اینکه چه مقدار دانش دارید. بیشتر نخوانید. هوشمندانهتر بخوانید.همچنین این استراتژی را در مورد هر آنچه میخوانید اعمال کنید. حتی چیز کوچکی مثل همین مقاله؛ بنابراین بیایید در پایان یک تمرین کوچک انجام دهیم:
آن چیزی که بعد از خواندن این مقاله به کار خواهید بست، چیست؟
به این سوال پاسخ دهید و پاسختان را تجسم کنید و شرط میبندم که بیش از هر چیز دیگری که امروز خواندهاید، این مقاله در خاطرتان خواهد ماند.
یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان تاریخ، در حال قدم زدن در باغ، ایدهی خلاقانهای به ذهنش رسید که دنیا را تغییر داد. اسحاق نیوتون وقتی زیر سایهی یک درخت سیب ایستاده بود مشاهده کرد که یک سیب به زمین افتاد. او با خود گفت «چرا این سیب همیشه باید به طور عمود به زمین بیفتد و چرا به پهلو یا به سمت بالا نمیرود؟ مطمئنا دلیلش این است که زمین آن را به سمت خود میکشد. پس باید یک نیروی جاذبه وجود داشته باشد.» و بدین ترتیب مفهوم گرانش به وجود آمد.
داستان افتادن سیب، یکی از نمونههای ماندگار و نمادین از یک لحظهی خلاقانه و نبوغی است که وقتی شرایط خلاقانه مهیا باشد در ذهن انسان جرقه میزند.
با این حال آنچه که اکثر انسانها آن را فراموش میکنند این است که نیوتون نزدیک به بیست سال روی ایدههای خود در مورد گرانش تحقیق کرد. افتادن سیب صرفا آغاز حرکت قطار فکر او بود که چند دهه ادامه یافت.
تفکر خلاقانه، فرایندی است که برای تمام ما رخ میدهد نه فقط برای امثال نیوتون. در این مطلب درمورد علم تفکر خلاقانه صحبت کرده و بررسی میکنیم که کدام شرایط موجب تحریک خلاقیت و کدامها مانع خلاقیت میشوند، سپس تعدادی نکات عملی برای خلاقتر بودن را ارائه خواهیم کرد.
تفکر خلاق: ذاتی یا اکتسابی؟
تفکر خلاق مستلزم این است که ذهن ما بین ایدههایی که ظاهرا نامربوط هستند ارتباط برقرار کند. آیا این مهارت ذاتی است و از بدو تولد با ما است یا مهارتی اکتسابی است که از طریق تمرین توسعه پیدا میکند
اینطور نیست که بگوییم خلاقیت 100 درصد آموختنی است. ژنتیک هم در این میان نقش دارد. تقریبا 22 درصد تفاوت افراد در میزان خلاقیتشان به خاطر تاثیر ژنها است. پس این ادعا که برخی افراد میگویند "ژن من از نوع خلاق نیست" بهانهی بسیار ضعیفی برای اجتناب از تفکر خلاق است.
قطعا برخی افراد نسبت به برخی دیگر، برای خلاق بودن در اولویت قرار دارند. با این حال تقریبا همهی افراد با میزان متفاوتی از مهارت خلاقیت متولد میشوند و اکثر تواناییهای ما در رابطه با تفکر خلاق، اکتسابی هستند.
حال که دانستیم خلاقیت، مهارتی بهبودیافتنی است، بیایید در مورد چرایی و چگونگی تاثیر تمرین و یادگیری بر خروجی خلاقانهی شما صحبت کنیم.
هوش و تفکر خلاق:
هوش برتر بودن هیچ ارتباطی با قدرت خلاقیت اغراقآمیز و خیالی ندارد. برای استفاده از پتانسیل خلاقانهی خودتان، باید باهوش باشید (نه نابغه) و بعد سخت کار و به طور هدفمند تمرین کنید. تا زمانی که حداقل هوش موردنیاز را داشته باشید میتوانید کارهای خلاقانهی خوبی را در حد وسع خود انجام دهید. به قول دانشمندان، وقتی حداقل هوش موردنیاز وجود داشته باشد، ویژگیهای شخصیتی برای خلاقیت، بسیار قابلپیشبینی میشوند.

طرز فکر رشد:
این عوامل شخصیتی دقیقا چه چیزهایی هستند که وقتی صحبت از افزایش تفکر خلاق به میان میآید محققین به آنها اشاره میکنند؟ یکی از مهمترین مولفهها این است که شما از نظر درونی، استعدادهای خود را چگونه میبینید. مهارتهای خلاقانهی شما تا حد زیادی بر این اساس تعیین میشوند که آیا با یک طرز فکر ثابت به فرایند خلاقانه نزدیک میشوید یا با یک طرز فکر رشد؟
ایدهی اصلی این است که وقتی ما از یک طرز فکر ثابت استفاده میکنیم، به گونهای به کارها نزدیک میشویم که گویا تواناییها و استعدادهای ما ثابت و تغییرناپذیر هستند. ولی در یک طرز فکر رشد، بر این باور هستیم که با تلاش و تمرین میتوانیم تواناییهای خود را بهبود ببخشیم.
خجالت و خلاقیت:
چگونه میتوانیم در عمل از طرز فکر رشد برای خلاقیت استفاده کنیم؟
طرز فکر رشد بیشتر متمرکز بر فرایند است تا نتیجه. پذیرفتن این حرف در تئوری آسان و در عمل بسیار سخت است. اکثر افراد نمیخواهند خجالت یا شرمی را که هنگام یادگیری یک مهارت جدید پیش میآید تجربه کنند.
اشتباهاتی که هرگز نمیتوانید آنها را جبران کنید بسیار کم هستند. میدانیم که اگر کتاب ما فروش نرود یا اگر هنگام معرفی کسی، نام او را فراموش کنیم زندگی ما نابود نخواهد شد. این رویدادها چیزی نیستند که ما را نگران کنند و از شروع کاری باز دارند، بلکه احساس شرمساری یا حقارت ناشی از آنها در طول مسیر است که مانع ما میشود.
برای اینکه از طرز فکر رشد با آغوش باز استقبال کنید و خلاقیت خود را افزایش دهید، باید در مواجهه با این احساساتی که مانع شما هستند همچنان تمایل به انجام کار را در خودتان حفظ کنید.
چگونه خلاقتر باشیم
با فرض اینکه شما تمایل دارید در مواجهه با ترسهای درونی خود و بعد از شکستها همچنان سخت کار کنید، در ادامه تعدادی استراتژی عملی برای خلاقتر بودن ارائه میکنیم.
خودتان را محدود کنید:
محدودیتهایی که با دقت طراحی شده باشند یکی از بهترین ابزارها برای جرقه زدن تفکر خلاق هستند. دکتر سویس زمانی موفق شد مشهورترین کتاب خود را بنویسد که خودش را به 50 کلمه محدود کرد. طراحها میتوانند از یک بوم 3 اینچ در 5 اینچ استفاده کنند تا طراحیهای بزرگمقیاس بهتری را بتوانند ایجاد کنند. هر چه بیشتر خودمان را محدود کنیم به همان اندازه مبتکرتر و ماهرتر میشویم.
بیشتر بنویسید. من به مدت سه سال هر دوشنبه و سه شنبه یک مقالهی جدید منتشر میکردم. هر چه بیشتر با این برنامه پیش رفتم بیشتر متوجه شدم که قبل از کشف یک ایدهی درخشان، حدود ده دوازده تا ایدهی متوسط نوشتهام. با تولید حجم زیادی از کار، مجال بیشتری را برای جرقهی یک ایدهی خلاقانه ایجاد کردم.
دانش خود را گسترش دهید:
یکی از موفقترین استراتژیهای خلاقانه این است که خودمان را وادار به نوشتن در مورد ایدهها و موضوعات ظاهرا متفاوت نماییم. مثلا من باید خلاق باشم تا بتوانم از استراتژیهای بسکتبال دهه 1980یا نرمافزار پردازش لغات قدیمی برای توصیف رفتارهای روزانهمان استفاده کنم.
بیشتر بخوابید:
خواب تاثیر چشمگیری بر عملکرد ذهنی دارد. تحقیقات نشان داده است اگر شما به مدت دو هفته شش ساعت خواب در هر شب داشته باشید، عملکرد فیزیکی و ذهنی شما تا حدی کاهش مییابد که گویا 48 ساعت کامل بیدار ماندهاید.
تفکر خلاق نیز همانند تمام عملکردهای شناختی، به دلیل کمبود خواب به طور قابلتوجهی مختل میگردد.
از نور آفتاب و طبیعت لذت ببرید:
وقتگذرانی در طبیعت و زیاد در معرض نور آفتاب قرار گرفتن، میتواند به سطوح بالاتری از خلاقیت منجر شود.
از تفکر مثبت استقبال کنید:
تفکر مثبت میتواند بهبودهای قابلتوجهی در تفکر خلاق ایجاد نماید. تحقیقات نشان داده است که ما وقتی خوشحال هستیم تمایل داریم وسیعتر فکر کنیم. این مفهوم که باعنوان تئوری توسعه و ساخت شناخته میشود ایجاد ارتباط بین ایدهها را برای ما سادهتر میسازد. بالعکس، ناراحتی و افسردگی ظاهرا به تفکر محدودکننده و محدودشده میانجامد.
قدم در راه بگذارید:
حقیقت این است که خلاقیت فقط با سختکوشی بهدست میآید. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که یک مسیر ثابت و پایدار را انتخاب کرده و در آن مسیر به طور مداوم به کار خود بپردازید. به فرایند تعهد داشته باشید و یک برنامه تهیه کنید. تنها با قدم گذاشتن در مسیر میتوانید خلاقیت را به یک واقعیت تبدیل کنید.
حرف آخر دربارهی تفکر خلاق:
خلاقیت یک فرایند است نه یک رویداد. شما باید با عبور از موانع ذهنی و درونی کار خود را انجام دهید. باید متعهد شوید که به طور هدفمند حرفهی خود را تمرین کنید، و باید سالها یا حتی دههها(مثل نیوتون) به این فرایند بچسبید تا نتیجهی نبوغ خلاقانهی خویش را مشاهده کنید.
برگرفته از سایت entrepreneur.com
مترجم: طاهره منیری شریف (کارشناس ارشد MBA)
2 دیدگاه ب
منبع: مجموعه آموزشی عینکی