مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

روش 20 برای تدریس موفق: قانون 100 درصد

برای اجرای قوانین کلاس و رعایت نظم و ترتیب قانونی وجود دارد که به آن قانون100درصد می‌گوییم. این قانون به این معنی است که اگر حتی یک دانش آموز از قوانین و دستورات تعیین شده اطاعت نکند، تمام این قوانین زیر سوال می رود و دانش‌آموزان اجرای آن‌ها را وابسته به شرایط و انگیزه خواهند دانست. هرچند این قانون ممکن است در ظاهر کمی خشن و خشک باشد،  برای کنترل کلاس ضرورتی انکار ناپذیر است.

معلمان برتر سعی می کنند این قانون را به صورت غیر ملموس و غیرمستقیم اجرا کنند، طوری که ظاهر خشن آن چندان مشخص نباشد. به عبارتی، معلم خوب کسی است که قوانین سخت و خشن نظم و ترتیب در کلاس را به صورت غیر مستقیم و با لحنی دوستانه اجرا کند طوری که این نظم و ترتیب به یک عادت مثبت و نامرئی تبدیل شود. برای رسیدن به  استاندارد 100درصد معلم باید از روحیات دانش آموزان و واکنش آن‌ها به این قوانین مطلع باشد. برای اجرای کامل این تکنیک اصولی پیشنهاد شده است که با رعایت آنها اجرای تکنیک تضمین شده و موجب ایجاد فضایی آرام و یک‌دست در کلاس می شود.

کمترین خشونت را به کار بگیرید

هدف از اجرای تکنیک 100درصد رسیدن به بالاترین آرامش در کلاس و ایجاد فضایی مناسب برای تدریس است. در صورتی که بخواهید به طور مستقیم این قوانین را اجرا کنید باید هزینه های بسیاری مثل اتلاف وقت را بدهید. اما اگر مداخله معلم برای برقراری نظم سریع و غیرمستقیم باشد تاثیر بیشتری خواهد داشت. در مداخلات گفته شده در زیر هدف رسیدن به یک استاندارد مطلوبی در کلاس است:

* مداخله غیرزبانی. معلم در حالیکه مشغول کاری است، می تواند با ایما و اشاره به دانش آموزان خاطی بفهماند که باید قوانین کلاس را رعایت کنند.

* تذکر گروهی. گاهی اوقات لحن معلم خطاب به دانش آموزان باید متوجه شخص خاصی نباشد و همه را خطاب قرار دهد. معلم بدون اینکه نام شخص خاصی را ببرد، تذکرات خود را در قالب «همه بچه ها» به دانش آموزان گوشزد می کند.

* تذکر خصوصی. در مواقعی معلم مجبور است به یکی از دانش آموزان تذکر بدهد یا نام یکی از آنها را ذکر کند. بهتر است این کار به صورت خصوصی و دور از چشم همه دانش آموزان صورت گیرد.

* تذکر عمومی. بعضی اوقات لازم است تذکر به یک دانش آموز به صورت عمومی بیان شود ولی تا جای امکان سعی شود نوع خطای دانش آموز بیان نشود و به جای آن رفتار صحیح تذکر داده شود. به عبارت دیگر، لازم است با تذکر به یک دانش آموز ضرورت تعهد دیگران گوشزد شود.

در تمام مواردی که گفته شد نکته مهم زمان اختصاص یافته به تذکر زبان یا غیر زبانی است. تا حد ممکن بهتر است سرعت تذکر بالا باشد چون طولانی شدن تذکر برای انجام کار صحیح از سوی دانش‌آموز موجب کاهش اثر آن می‌شود. فراموش نکنید که حل مشکلات و مسائل رفتاری در کلاس به طور غیرمستقیم و غیرزبانی نفوذ و قدرت تاثیر سخنان معلم را در نزد دانش‌آموزان افزایش خواهد داد.

یک باور اشتباه درباره نوع رفتار معلم برای کنترل کامل کلاس این است که می گوید همه این قوانین و قواعد مثل یک فرمول باید به طور کامل اجرا شود درحالیکه در واقعیت همیشه نمی توان بر اساس فرمول های از پیش‌ تعیین‌شده عمل کرد. یعنی تذکرات گفته شده در بعضی شرایط عمل می کند و در بعضی زمانها بی تاثیر است. معلم می تواند بر اساس تشخیص خود هر کدام از تذکرات را استفاده کند ولی لزوماً رعایت ترتیب زمانی آنها ضرورتی ندارد.  عقیده اشتباه رایج دیگر نادیده گرفتن رفتارهای بد یا حتی تحسین دانش آموزان مرتکب چنین رفتارها است چون احتمال دارد چنین رفتارهایی دوباره تکرار شوند. در صورت مشاهده چنین رفتارهایی باید فوراً برخورد شود.

اعتماد به آرامش و ظرافت

ایجاد فضای آرام و استاندارد در کلاس در جهت موفقیت تحصیلی دانش آموزان نیاز به رعایت قوانین از سوی آنها دارد و مستلزم این است که به طور کامل به گفته های معلم واکنش مثبت نشان دهند. هدف اصلی معلم هدایت دانش آموزان به سوی دانشگاه است و برای رسیدن به این هدف نیاز به همکاری دانش آموزان نیز دارد. معلم باید از تمام امکانات زبانی و غیرزبانی برای تامین این هدف استفاده کند. معلمان خوب در استفاده از تکنیک 100درصد همیشه به دانش آموزان گوشزد می کنند که این قوانین برای آرامش کلاس در جهت موفقیت شما در یادگیری درس‌ها و راهیابی به دانشگاه است. بسیاری از معلمان فکر می کنند شغل تدریس در شرایط مختلف بستگی به نوع افراد و دانش آموزان دارد. در صورتی اجرای این تکنیک موفقیت آمیز خواهد بود که معلمان قوانین را معطوف یک شخص نکنند. یعنی اینکه قوانین باید در هر شرایط و هر موقعیتی یکسان اجرا شود.

منبع:

منبع: قلم چی


 آیا حافظه تان مثل قبل نیست؟ این کار را انجام دهید

ایروبیک، یکی از بهترین ورزش‌هایی است که به تقویت حافظه و آرامش ذهن کمک می‌کند‎

از نظر محققان، اگر حافظه تان ضعیف شده و مثل قبل کار نمی کند، باید برای سروسامان دادن به ذهنتان، به انجام روزانه تمرینات ایروبیک بپردازید.

 

حوصله ندارید؟ کلافه‌اید؟ کارایی‌تان پایین آمده و حافظه‌تان مثل قبل کار نمی‌کند؟ از نظر محققان، شما برای سروسامان دادن به ذهنتان، به انجام روزانه تمرینات ایروبیک نیازمندید. به باور پژوهشگران، ایروبیک تنها بر سلامت جسم شما تاثیر نمی‌گذارد، بلکه بر کارکرد مغزتان هم تاثیر گذاشته و حال روانی‌تان را بهتر می‌کند.

 

محققان انجام ورزش‌های هوازی را در بهبود عملکرد مغز موثر می‌دانند و از نظرشان ایروبیک، یکی از بهترین ورزش‌هایی است که به تقویت حافظه و آرامش ذهن کمک می‌کند. آنها انجام این ورزش‌ها را در بهبود حال بیماران مختلف و حتی کسانی که مبتلا به سرطان هستند موثر می‌دانند و تاکید می‌کنند که اگر هر روز تنها 45 دقیقه تمرین‌های هوازی را انجام دهید، وضعیت جسم و روانتان زیر و رو می‌شود.

 

با توجه به یافته‌های پژوهشگران، این تمرین‌ها تاثیر ویژه‌ای بر سلامت افراد بالای 50 سال می‌گذارد و در تقویت سیستم ایمنی بدنشان نقش موثری بازی می‌کند.


منبع: قلم چی

سه راه ساده برای اینکه معلم بهتری شویم

اگر به دنبال آن هستید که در کوتاه‌ترین زمان ممکن شیوه تدریس خود را بهبود دهید و کیفیت یادگیری دانش‌آموزانتان را بالا ببرید، می‌توانید راه‌های زیر را در پیش بگیرید:

1. یک دفترچه یادداشت داشته باشید. درباره شیوه تدریس خود یادداشت‌برداری کنید. بنویسید که چه کارهایی می‌خواهید انجام دهید و هر جلسه یا هر ترم از کلاس‌های شما چگونه پیش رفته است. آیا شیوه تدریس شما موفقیت‌آمیز بوده است؟ اگر نه، به نظرتان دلیلش چیست؟ هر از گاهی زمانی را اختصاص به مرور نوشته‌های پیشین خود کنید. به بررسی این موضوع بپردازید که شیوه‌های خاص آموزش شما برای چه مطالب درسی موفق بوده و در چه مواردی شکست خورده‌اند؛ چه شرایطی شما را مایوس کرده‌اند؛ در چه مواردی حس کرده‌اید که در مسیر درست قرار دارید و ....

نوشتن این یادداشت‌‌ها ممکن است کاری دشوار باشد و به مرور زمان بخواهید از آن صرف‌نظر کنید. اما راه‌هایی برای ثبات شما در این زمینه وجود دارد. نخست آنکه زمانی از روز را به آن اختصاص دهید که با آن راحت هستید. انتخاب شما ممکن است اول صبح یا قبل از خوابیدن باشد. مورد دوم آن است که این کار را هر روز انجام دهید؛ حتی اگر به نوشتن جمله «امروز، معمولی بود» قناعت می‌کنید. سوم آنکه این نوشته‌ها برای خودتان است. راحت باشید و در کیفیت نگارش خود وسواس به خرج ندهید. در نهایت، هم در انتقاد از خود و هم در ستایش خودتان صداقت به خرج دهید و تعصب به خرج ندهید.

2. یک گروه مباحثه با سایر معلم‌ها تشکیل دهید. هر از گاهی (مثلا هر 2 هفته یکبار) با سایر همکاران خود جلسه بگذارید و درباره شیوه‌های تدریس و مشکلات خود سخن بگویید. از این طریق یک حمایت متقابل برای خود ایجاد می‌کنید و متوجه می‌شوید که هر معلمی با مشکلاتی مواجه است. از طرف دیگر، از تجربیات یا راه‌حل‌های خلاقانه یکدیگر بهره‌مند شده و می‌توانید به رشد یکدیگر کمک کنید.

3. مشاهده کنید. چه عامل باعث می‌شود گروه سنی دانش‌آموزان شما، درس بخوانند؟ چه چیزی در آنها انگیزه ایجاد می‌کند؟ چگونه با یکدیگر صحبت می‌کنند و رویاهایشان چیست؟ احتمالا شما به خوبی دانش‌آموزان خود را در کلاس می‌شناسید، اما آیا آنها واقعا در کلاس درس، «خودشان» هستند؟ آیا بهتر نیست آنها را در خارج از کلاس درس و یا بین سایر گروه‌های دانش‌آموزان مشاهده کنید؟

مکانی را پیدا کنید که بتوانید همسن و سال‌های دانش‌آموزان خود را ببینید. برای مشاهده پیش‌دبستانی‌ها به پارک بروید؛ برای دیدن نوجوان‌ها به فودکورت‌های واقع در مراکز تجاری بروید. ممکن است لازم باشد به محله‌های دیگر یا حتی شهرهای دیگری بروید تا شناخته نشوید (در غیر اینصورت، رفتار آنها تصنعی خواهد بود). فقط آنها را تماشا کنید. احتمالا از این کار خسته می‌شوید اما به مرور زمان مواردی به چشمتان می‌آید که پیش از این، نادیده گرفته بودید. هر چقدر آنها را بهتر بشناسید، معلم بهتری می‌توانید باشید.

منبع: 

منبع: قلم چی


15 نشانه که هوش عاطفی بالایی دارید

۱۵ نشانه ای که به شما می گوید از هوش عاطفی بالایی برخوردارید : 

۱. می‌توانید از واژه‌های دقیق برای بیان احساسات خود استفاده ‌کنید همه انسان‌ها احساساتی را تجربه می‌کنند، اما تنها برخی از آن‌ها می‌توانند به طور دقیق تشخیص دهند و بگویند احساسی که دارند چیست. تحقیقاتی که تاکنون انجام گرفته نشان می‌دهد که تنها ۳۶ درصد مردم می‌توانند ماهیت احساسات خود را بشناسند. این امر مشکل ایجاد می‌کند، چون احساساتی که نشود بر آن نامی گذاشت اغلب سوء‌تفاهم به وجود می‌آورد و این خود انتخاب‌های غیرعقلانی و رفتارهای غیرسازنده را به دنبال دارد. انسان‌هایی که دارای هوش عاطفی بالا هستند احساساتشان را هدایت می‌کنند چون می‌توانند آن‌ها را بفهمند. این انسان‌ها از گنجینه بزرگی از واژه‌ها برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند. در حالیکه بسیاری از مردم به گفتن اینکه حالشان “بد” است بسنده می‌کنند، کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند، می‌توانند دقیقا تشخیص دهند که الان احساس می‌کنند “عصبی (حساس در برابر عوامل خارجی)” هستند یا “سرخورده”، “غمگین” هستند یا “خشمگین”، “افسرده” یا “مضطرب”‌. هر چه واژه‌ای که برای بیان یک احساس‌‌تان انتخاب می‌کنید دقیق‌تر باشد و نیز اینکه چه چیز باعث ایجاد این احساس شده و چه باید در رابطه با آن انجام داد، نشان می‌دهد که شناخت‌تان از احساساتتان بهتر است. 

۲٫ دیگران برایتان بی‌تفاوت نیستند فرق نمی‌کند که اطرافیان شما درون‌گرا باشند یا برون‌گرا. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند درباره کسانی که در اطرافشان هستند کنجکاوند. این کنجکاوی حاصل همدلی، یعنی درک احساسات دیگران است، حاصل اهمیت قائل بودن برای انسان‌های دیگر است و بی‌تفاوت نبودن نسبت به اینکه چه بر آن‌ها می‌گذرد. این یکی از مهمترین خصوصیت‌های افرادی است که دارای هوش عاطفی بالا هستند.

 ۳٫ از تغییر استقبال می‌کنید کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند، انعطاف‌پذیرند و مدام در حال پذیرش چیزهای جدید. آن‌ها می‌دانند که ترس از تغییر انسان را فلج می‌کند و مانع موفقیت و خوشبختی‌اش می‌شود. آن‌ها در جستجوی تغییر هستند که گاه در گوشه‌ای کمین کرده، و برنامه‌ریزی می‌کنند تا تغییر حاصل شود. 

۴. نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسید انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند تنها در درک احساسات خود و دیگران توانا نیستند؛ آن‌ها می‌دانند در چه کاری توانا و خوب هستند و برای چه کاری خوب نیستند. آن‌ها همچنین می‌دانند که چه محیطی و چه آدم‌هایی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا به موفقیت و خوشبختی برسند. می‌توان گفت که شما هوش عاطفی بالایی دارید اگر بدانید که نقاط قوت‌تان چیست و چگونه می‌توانید به این نقاط قوت تکیه کنید و از آنها بهره ببرید و همچنین اگر بدانید چگونه می‌توانید مانع شوید که نقاط ضعفتان جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد. 

۵. دارای توانایی داوری درباره شخصیت‌ها هستید بخش بزرگی از هوش عاطفی در ارتباط با شناخت و آگاهی اجتماعی و توانایی شناخت مردم است؛ اینکه در چه شرایطی به سر می‌برند و چه تجربه‌هایی را از سر می‌گذرانند. با گذشت زمان تجربه‌هایی می‌اندوزید که باعث می‌شود بتوانید شخصیت انسان‌ها را بشناسید. دیگر کسی به نظرتان اسرارآمیز نمی‌آید. می‌دانید که با چه اشخاصی سر و کار دارید، انگیزه‌های آن‌ها را می‌فهمید، حتی اگر نقاب بر چهره داشته باشند و باطن‌شان بسیار متفاوت از ظاهرشان باشد. 

۶. دیگران نمی‌توانند به راحتی شما را آزار دهند اگر شما درک روشن و خلل‌ناپذیری از خودتان داشته باشید و به وضوح بدانید که هستید و چه اصولی در زندگی ‌برایتان مهم است، دیگران مشکل بتوانند چیزی بگویند یا کاری کنند که شما را خشمگین کند. انسان‌هایی که هوش عاطفی بالا دارند دارای اعتماد بنفس و به دور از تعصب درباره مسائل مختلف هستند. شما حتی ممکن است درباره خودتان شوخی کنید یا به دیگران اجازه دهید درباره شما شوخی کنند، چون این توانایی را دارید که بین استفاده از طنز و تحقیر دیگران تفاوت بگذارید. 

۷. از خطاها درمی‌گذرید افرادی که دارای هوش عاطفی بالا هستند از خطاهایشان فاصله می‌گیرند، اما آن‌ها را فراموش نمی‌کنند. این افراد اشتباهاتشان را در فاصله‌ای مطمئن از خود نگاه می‌دارند و در عین حال آن‌ها را تا حدی قابل دسترس قرار می‌دهند تا بتوانند با نظر به آن‌ها موفقیت آینده‌شان را نیز تضمین کنند. برای اینکه بتوانند مثل یک بندباز ماهر میان فکر کردن مدام به خطاها و به یاد آوردن آن‌ها حرکت کنند باید در “خودآگاهی” ممارست کرده باشند. فکر کردن طولانی درباره خطاهایی که کرده‌اید باعث ایجاد ترس و اضطراب در شما می‌شود. اگر خطاهایتان را کاملا فراموش کنید هم احتمال دارد آن‌ها را تکرار کنید. ایجاد تعادل میان این دو، بسته به آن است که تا چه حد توانایی استفاده از خطاهایتان را به عنوان تجربه‌ای ارزنده داشته باشید. اگر این توانایی را در خود تقویت کنید، می‌توانید هر گاه از پای افتادید به سرعت دوباره روی پایتان بایستید. 

۸. کینه‌جو نیستید احساسات منفی‌ای که به دلیل کینه‌جویی بوجود می‌آیند در حقیقت استرس‌زا هستند. همین که شما به حادثه‌ای پرتنش فکر کنید باعث می‌شود که به طور غریزی در موقعیتی قرار بگیرید که انگار هنوز تهدیدی وجود دارد و بدنتان به شما می‌گوید یا بجنگ یا فرار کن! اگر این تهدید واقعا در حال وقوع باشد واکنش به آن برای ادامه حیات شما ضروری است، اما اگر تهدید مربوط به موضوعی است قدیمی، رها نکردن این استرس باعث ایجاد هرج و مرج در بدن شما می‌شود و پس از مدتی می‌تواند تاثیری مخرب بر سلامتی‌تان بگذارد. محققان نشان داده‌اند که استرس حاصل از کینه‌جویی از جمله باعث بالا رفتن فشار خون و بیماری‌های قلبی می‌شود. ادامه کینه‌جویی باعث ادامه استرس می‌شود و کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند به هر قیمتی شده از آن پرهیز می‌کنند. رها کردن خود از کینه‌جویی باعث می‌شود که هم احساس بهتری داشته باشید، هم بدنتان سالم بماند.

 ۹٫ اشخاص منفی را خنثی می‌کنید سر و کار داشتن با آدم‌های دشوار می‌تواند شما را عصبی، خسته و درمانده کند. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند روابطشان با چنین افرادی را از طریق نگاه کردن به احساسات خودشان کنترل می‌کنند. وقتی قرار است با چنین افرادی گفت‌وگو یا ملاقات کنند، از عقل خود بهره می‌گیرند و احساساتشان را دخالت نمی‌دهند. آن‌ها احساساتشان را شناسایی می‌کنند و نمی‌گذارند که خشم یا ناراحتی، آتشی که هست را شعله‌ور کند. آن‌ها همچنین به نقطه نظر شخص دشوار توجه می‌کنند و می‌کوشند تا راه حلی پیدا کنند که آن فرد هم بپذیرد. آن‌ها در بدترین شرایط هم به آدم‌های دشوار اجازه نمی‌دهند که باعث پایین آمدن روحیه‌شان شوند. 

۱۰. کمال‌گرا نیستید انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند به دنبال دستیابی به کمال در چیزی نیستند، چون می‌دانند چنین چیزی وجود ندارد. هیچ انسانی کامل نیست و همه جایز الخطا هستند. وقتی هدف شما کمال‌گرایی باشد، همیشه احساسی رنج‌آور در رابطه با خطاهایتان را با خود حمل می‌کنید. این احساس می‌خواهد مجبورتان کند تا دست از تلاش بردارید یا از تلاش‌تان بکاهید. وقتتان را صرف شکوه از این می‌کنید که چرا نتوانسته‌اید به هدفی برسید یا اینکه باید کاری را به گونه‌ای دیگر می‌کرده‌اید. در حالیکه این وقت می‌تواند صرف حرکت به جلو و تلاش برای رسیدن به هدف‌های آینده‌تان شود.

 ۱۱. اوقاتی را آگاهانه به دور از شبکه‌های ارتباطی می‌گذرانید دوری جستن از شبکه‌های ارتباطی برای اوقاتی از روز نشانه هوش عاطفی بالاست، زیرا این کار به شما کمک می‌کند تا استرس‌تان را تحت کنترل درآورید و در لحظه زندگی کنید. وقتی شما برای ۲۴ ساعت هر روز هفته در دسترس باشید، مثل این است که یک سیم استرس‌زا به خود وصل کرده‌اید. قطع اینترنت، موبایل، ای‌میل برای مدتی، به شما فرصتی برای تنفس می‌دهد. تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد که قطع ای‌میل حتی برای مدتی کوتاه، استرس را کاهش می‌دهد. بسیار سخت بتوان در آرامش به چیزی فکر کرد در حالیکه هر لحظه یک ای‌میل رشته افکارتان را قطع می‌کند.

 ۱۲٫ میزان مصرف مواد اضطراب‌آور چون قهوه را محدود می‌کنید با مصرف زیاد قهوه آدرنالین در بدن آزاد می‌شود که هم اضطراب‌آور است و هم عاملی قلمداد می‌شود برای آنکه بدن خود را در وضعیت “یا بجنگ یا فرار کن” حس ‌کند. در این حالت رجوع به عقل برای تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود. کافئین مغز و بدن را در وضعیتی پراسترس قرار می‌دهد و احساسات بر رفتار غلبه می‌کند. مدتی طول می‌کشد تا کافئین از بدن خارج شود. افراد با هوش عاطفی بالا می‌‌دانند که کافئین چنین مشکلی را با خود می‌آورد. به جای آنکه این ماده آن‌ها را کنترل کند، آن‌ها این ماده را کنترل می‌کنند. 

۱۳٫ به قدر کافی می‌خوابید خواب در بالا بردن هوش عاطفی و مدیریت استرس بسیار اهمیت دارد. وقتی که می‌خوابید، مغزتان قوای خود را باز می‌یابد، خاطرات طول روز را مرور و ذخیره می‌کند یا آن‌ها را دور می‌ریزد. وقتی بیدار می‌شوید ذهن‌تان روشن است. افراد دارای هوش عاطفی بالا می‌دانند که اگر به اندازه کافی و آن‌گونه که باید نخوابند حافظه‌شان ضعیف می‌شود و توانایی‌شان برای کنترل خود و تمرکز بر روی مسائل کاهش پیدا می‌کند. برای همین خواب از اولویت‌های اصلی آن‌هاست. 

۱۴. از سخن گفتن مداوم با خود پرهیز می‌کنید هر چه بیشتر خود را با افکار منفی مشغول کنید، قدرت بیشتری به این افکار می‌دهید. بیشتر افکار منفی ما، فقط افکار هستند و نه واقعیت. افرادی با هوش بالای عاطفی افکارشان را از واقعیت‌ها جدا می‌کنند تا از دایره منفی‌گرایی خارج شوند و به سوی چشم‌اندازهای مثبت و تازه بروند. 

۱۵. به کسی اجازه نمی‌دهید مانع خوشحالی شما بشود وقتی حس شادی و خشنودی شما به عقیده مردم وابسته باشد، نمی‌توانید ناخدای کشتی خوشبختی‌تان باشید. وقتی آدم‌های دارای هوش عاطفی بالا احساس خوبی نسبت به کاری که کرده‌اند دارند، اجازه نمی‌دهند عقیده یا حرف‌های توهین‌آمیز کسی آن احساس را از آنها بگیرد. غیرممکن است که آدم واکنشی نسبت به آنچه دیگران فکر می‌کنند نداشته باشد، ولی لازم هم نیست که آدم خودش را با بقیه مقایسه کند. چون ارزش شما از درونتان برمی‌آید، اهمیتی هم ندارد که مردم چه فکر می‌کنند یا چه می‌کنند.

منبع: قلم چی


چگونه بیش از حد فکر نکنیم؟

آیا شما نیز در طول روز به همه چیز فکر می‌کنید و تمامی جنبه‌های یک موضوع را با دقت تجزیه و تحلیل می کنید؟ آیا در این زمان‌ها احساس خستگی و اضطراب دارید؟ 

تفکر بیش از حد یک بیماری شایع و همه گیر در جهان است که می تواند منجر به ایجاد اختلالاتی همچون افسردگی و اضطراب در فرد گردد. مطالعات روانشناسی گسترده‌ی 

انجام شده نشان می‌دهد که تفکر بیش از حد بیشتر در افراد بزرگسال جوان و میانسال شایع است. این بیماری در سنین ۲۵ تا ۳۵ سال ۷۳ درصد بروز می‌کند. همچنین امکان

 بروز آن در زنان بیشتر از مردان است.

1.  آیا شما نیز قبل از رفتن به رختخواب، نمی‌توانید افکار خود را رها کنید؟ 

افرادی که تفکر بیش از حد دارند نمی‌توانند خود را از نگرانی‌های زیادی که در درونشان وجود دارد جدا کنند. بی خوابی یک مشکل رایج در این افراد است. ممکن است تمام شب را به تجزیه و تحلیل یک موضوع خاص بپردازند بدون اینکه راه حلی برای آن بیابند. این افکار به طور مداوم در ذهن آن‌ها تکرار می‌شود.از آنجایی که این افراد خواب و استراحت کافی ندارند، بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار می‌گیرند. اگر شما نیز همین حالت را دارید می‌توانید از توصیه‌های سلامتی استفاده نمایید. افکار خود را قبل از رفتن به رختخواب بر روی یک کاغذ بنویسید. خلق کردن آثار هنری، نقاشی کشیدن یا انجام یک سرگرمی خاص می‌تواند ذهن شما را آرام‌تر کند و شما را از شر افکار مزاحم خلاص نماید. 

2.  آیا شما نیز در مورد اتفاقاتی که قراراست رخ دهد احساس نگرانی و ترس می‌کنید؟ 

افرادی که بیش از حد فکر می‌کنند، با افکار نگران کننده‌ای درگیر هستند که می‌تواند زندگی آن‌ها را به طور کلی فلج کند. این افراد به  جای اینکه در حال زندگی کنند، از اتفاقاتی که قرار است در آینده رخ دهد می‌ترسند. به همین خاطر بیشتر آن‌ها به مصرف الکل ومواد مخدر روی می‌آورند تا از شر این افکار مزاحم خلاص شوند. بهترین روش برای مبارزه با چنین افکاری این است که هر روز زمانی را برای تفکر به این موارد اختصاص دهید. اگر بیش از حد در مورد موضوعی فکر می‌کنید، بهتر است به خودتان اجازه دهید با این افکار روبرو شوید. هر روز ۱۵ دقیقه برای اینکار کنار بگذارید. در طول این مدت شما می‌توانید افکار خود را بنویسید یا با صدای  بلند تکرار کنید. ایجاد یک عادت جدید و مثبت نیز می‌تواند عادت زیاد فکر کردن را از شما دور کند.

3.  آیا به طور مداوم همه چیز را تجزیه و تحلیل می‌کنید؟ 

افرادی که تفکر بیش از حد دارند، دچار اضطراب و نگرانی نیز خواهند شد. افسردگی همیشه در کنار آن‌ها خواهد بود. در این حالت ذهن از کنترلشان خارج می‌شود. آن‌ها نمی‌توانند به هیچ راه حل  مناسبی دست یابند. زمانی که قادر نیستید افکار مختلف خود را کنترل کنید، می‌توانید روش‌هایی که به این موقعیت‌ها پاسخ می‌دهید را کنترل نمایید. زمانی که ذهنتان شروع  به ایجاد افکار منفی می‌کند، از خودتان بپرسید تاثیرات این افکار منفی چیست؟ آیا راه حلی برای آن وجود دارد؟ زمانی که احساس کردید افکار زیادی به سمتتان هجوم آورده‌اند، یک نفس عمیق بکشید. چشمان خود را ببندید و چند دقیقه آرام باشید. به یک مکان خاص فکر کنید که دوست دارید در آنجا باشید. از فکر کردن به آینده بپرهیزید شما نمی‌توانید اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است را کنترل و مدیریت کنید. 

4.  آیا کمال گرا هستید و دوست دارید همه چیز را به تنهایی انجام دهید؟ 

آیا از شکست می‌ترسید؟ افرادی که همیشه فکر می‌کنند، معمولا عزت نفس پایینی دارند و به توانایی‌های خود شک می‌کنند. اینگونه افراد در مورد طرز فکر دیگران نگران هستند. باید یاد بگیرید که هیچ کس کامل نیست. اگر بخواهید اینگونه فکر کنید مطمئن باشید شکست خواهید خورد. تلاش برای کامل بودن منجر به شکست می‌شود. برای رسیدن به خواسته‌های خود تلاش کنید اما انتظار نامعقول از خود نداشته باشید. 

 5.  آیا همیشه خود را سرزنش می‌کنید؟ 

 افرادی که بیش از حد فکر می‌کنند معمولا قطعی هستند و دوست دارند در دنیایی از  پشیمانی‌ها و افسوس‌ها زندگی کنند. این افراد مستعد نیستند. اینگونه موارد رفتارهای آموخته شده‌ای هستند. زمانی که ذهن شما به سمت افکار ساختار نیافته حرکت می‌کند به خاطر تجربیاتی است که در گذشته داشته‌اید. این افراد اعتقاد دارند در آینده نیز اشتباهات یکسانی را تکرار خواهند کرد و همین امر موجب می‌شود مدام خود را سرزنش کنند. از موقعیت‌هایی که باعث ایجاد استرس می‌شود اجتناب کنید. شما می‌توانید مواردی که باعث ایجاد استرس می‌شود را مشخص کنید. اگر کاری را در گذشته با یک روش خاص انجام داده‌اید و نتیجه مطلوب دریافت نکرده‌اید، بهتر است روش خود را تغییر دهید. بر روی اهداف خود کار کنید. قبل از هر کاری تحقیق کنید. تحقیق و جستجو می‌تواند ترس از ناشناخته‌ها را از بین ببرد. ایجاد افکار و فعالیت‌های مثبت می‌تواند ترس از استرس را از بین ببرد. برای اینکه از شر افکار مزاحم خلاص شوید، خود را با کارهای مثبت و سازنده درگیر کنید. ورزش کنید، اثر هنری خلق نمایید، موارد مثبت را با دیگران به اشتراک بگذارید، بیرون از منزل گردش کنید و با دوستان و اعضای خانواده رابطه خوبی داشته باشید. داشتن یک سیستم حمایتی نیز می‌تواند به شما کمک کند. 

منبع: قلم چی