حفظ کردن فرمول های ریاضی و فیزیک، شاید یکی از سخت ترین کارها باشه.
اما نگران نباشید.
روش های مختلفی برای حفظ کردن فرمول های ریاضی و فیزیک وجود داره.
اگه مولفه هایی که در یک فرمول استفاده میشن رو درک کنید، میتونید از یه فرمول به چند فرمول دیگه برسید.
فراموش نکنید که اولین کار در درس خوندن اینه که از بدنتون مراقبت کنید و یک رژیم غذایی درست داشته باشید، تا چیزی که مطالعه میکنید برای همیشه تو ذهنتون موندگار بشه.

بعضی از فرمول های ریاضی و فیزیک رو میشه با یه ترتیب خاصی حفظ کرد، شاید معلم شما از این روش ها برای آموزش فرمول هااستفاده میکنه.
به هر حال روش هایی وجود داره که با استفاده از اون ها میشه فرمول ها رو راحت تر حفظ کرد.

میتونید برای فرمول هایی که وجود داره یه عبارت ایجاد کنید که خاص خودتون باشه.
مثلا برای حفظ فرمول E=MC2 میتونید بگید فیل ها ( Elephants) از موش ها (mice )و مخلوقات (critters) میترسن.

سعی کنید فرمولی که میخواید حفظ کنید رو به یه مکان یا محل یا یک شی خاص مرتبط کنید.
مثلاً اگه میخواید فرمول مساحت رو حفظ کنید اون رو به مساحت خونه ای که زندگی میکنید ربط بدید.
با این کار وقتی به یاد خونتون میوفتید فرمول مساحت براتون یادآوری میشه.

اگه سعی کنید همه فرمول های ریاضی و فیزیک رو حفظ کنید مدت زیادی فرمول در ذهنتون نمیمونه و بعد از مدتی فرمول رو فراموش میکنید.
بهترین کار اینه که فرمول رو به چند بخش بشکنید و هر بخش رو خوب درک کنید.
به عنوان مثال سرعت مدت زمانی است که طول می کشد تا جسم یک فاصله مشخص را طی کند.
بنابر این برای اینکه سرعت رو درک کنید باید بدونید جسم چه مسافتی طی کرده و چه مدت طول کشیده تا این مسافت را طی کنه.
اگه همه این ها رو بدونید میتونید به راحتی فرمول سرعت رو حفظ کنید.
سرعت = مسافت طی شده / مدت زمان

اکثر فرمول های ریاضی و فیزیک بر اساس دانسته های قبلی شما ایجاد شدن.
اگه به فرمول جدیدی برخورد کردید کافیه برگردید و اطلاعات قبلیتون رو مرور کنید.
به عنوان مثال شاید حفظ فرمول “تندی” براتون سخت باشه. اما اگه بدونید تندی برابر میزان جابه جایی جسم در یک زمان مشخص است، و تقریبا مشابه با فرمول سرعت، دیگه حفظ کردنش براتون کاری نداره.

هر چی بیشتر فرمول های ریاضی و فیزیک تمرین کنید، درک سازوکار فرمول براتون راحت تر میشه و بهتر میتونید رابطه بین مولفه های فرمول رو درک کنید.
دقت کنید هر چی فرمول رو بهتر درک کنید، راحت تر میتونید اون رو حفظ کنید.
شاید تمرین کردن فرمول ها، به زمان نیاز داشته باشه، ولی یادتون نره که همین فرمول ها سرجلسه امتحان میتونن نقش امداد غیبی رو براتون داشته باشن.

اگه استرستون بالا باشه، نمیتونید فرمول ها رو درست حفظ کنید.
قبل از اینکه شروع به درس خوندن کنید، روی صندلی بشینید، یه نفس عمیق بکشید و سعی کنید عضلاتتون رو شل کنید.
اگه باز هم استرس دارید، یه نفس عمیق دیگه بکشید و سعی کنید قبل از شروع مطالعه آرام باشید.

تشنگی یا گرسنگی موقع درس خوندن باعث حواس پرتی میشه.
اگه هم موقع مطالعه تمرکزتون رو از دست بدید، اینکه دوباره بخواید تمرکز کنید کار خیلی سختیه،پس بهتره موقع مطالعه یه میان وعده سبک مثل میوه میل کنید.

شاید بگید ورزش کردن چه ربطی به حفظ فرمول داره، اما باید بدونید که ورزش باعث میشه بدنتون اندروفین ترشح کنه که این خودش به بهبود حافظه کمک میکنه . پس سعی کنید بعد مطالعه پیاده روی کنید.

داشتن خواب کافی قبل و بعد از مطالعه به حفظ کردن فرمول های ریاضی و فیزیک کمک زیادی میکنه.
سعی کنید در شبانه روز حداقل ۸ ساعت خواب رو داشته باشید.
حتما بخوانید: ۳ روش یادگیری بدون فراموشی
موفقیت ما در مواجهه با مسائل و مشکلات روزمره بستگی به درست بودن نگرش ما نسبت به آنها و به کار بردن مهارتهای درست دارد. به همین دلیل است که انسان در هر زمان که کاری انجام میدهد، به طور مستمر به عقب نگاه میکند و تفکرات خود را مورد قضاوت میدهد. او میخواهد مطمئن شود که درست میاندیشد و درست عمل میکند.
روانشناسان به نظارت فرد بر فرایند تفکر خودش، «فراشناخت[1]» میگویند. آموختن اینکه یک خود-ناظر[2] دقیق باشیم، به ما کمک میکند تا از اشتباهات دوری کنیم، تصمیمات مناسبی بگیریم و به این نکته پی ببریم که در دفعههای بعد انجام یک کار، چگونه میتوانیم عملکرد بهتری داشته باشیم.
دو نظام کسب آگاهی[3]
دانیل کاهنمن[4] در کتاب خود (تفکر، سریع و آهسته[5]) به تشریح د نظام تجزیهوتحلیل ذهنی ما میپردازد. آنچه او نظام اول (نظام خودکار) مینامد، ناخودآگاه، شهودی و آنی[6] است. این نظام با تکیه بر احساسات و محفوظات تلاش میکند تا در مواجهه با شرایط خاص، در چشم بر هم زدنی آنها را تحلیل کند. نظام دوم (نظام کنترل شده) فرایند کندتر تحلیل آگاهانه و استدلال است. در این بخش از تفکر، در نظر گرفتن گزینهها، تصمیمگیریها و خودکنترلی[7] مطرح میشود. ما همچنین از این نظام استفاده میکنیم تا نظام اول را آموزش داده و آن را قادر سازیم برخی از شرایط خاص را شناسایی کرده و اقدامات واکنشی مناسبی برای آنها انجام دهد.
نظام اول خودکار بوده و قدرت بسیار زیادی دارد اما در معرض تصورات نادرست قرار دارد. به همین دلیل است که شما به نظام دوم متکی هستید تا بتوانید خودتان را مدیریت کنید: از راه بررسی وسوسههای خود، برنامهریزی و آیندهنگری کردن، شناسایی گزینهها و راهحلها، فکر کردن به کاربرد هر گزینه و همچنین مسئول ماندن در مقابل اقدامات خود. زمانی که یک مرد در یک رستوران از کنار مادری رد میشود که کودک خود را در آغوش گرفته و آن کودک با گریه میگوید «بابا!»، نظام اول ذهن آن کودک فعالیت کرده است. زمانی که مادر خجالتزده به فرزندش میگوید :«نه عزیزم. او بابا نیست. او یک مرد است»، مادر در نقش جایگزین نظام دوم ایفای نقش کرده و تلاش میکند تا اشتباه نظام اول کودک را اصلاح کند.
نظام اول به این دلیل قدرت بسیاری دارد که متکی به مجموع تجربیات سالهای زندگی و احساسات عمیق ما است. نظام اول، علاوه بر آنکه در زمان خطر به ما کمک میکند تا واکنشهای مناسبی برای نجات جان خود داشته باشیم، مهارت و زبردستی ما را هم (که ناشی از هزاران ساعت فعالیت در یک حوزه تخصصی است)، به پیش میراند. در نتیجه تاثیرات متقابل نظام اول و دوم بر هم، دو توانایی مهم شما در مقابله با یکدیگر قرار میگیرند: توانایی واکنش سریع نشان دادن در یک شرایط خاص و تواناییِ داشتن یک نگرش انتقادی و تحلیلهای خردمندانه در آن شرایط. طبیعی است، اگر نتیجهگیریهای نظام اول اشتباه و ناشی از استنباط نادرست یا تصورات غیرواقعی باشند، شما را با مشکل مواجه خواهند ساخت. یاد گرفتن این موضوع که چه زمانی میتوانید به حس شهودی خود اعتماد کرده و چه زمانی باید آن را در کنترل درآورید، هم برای زنده ماندن در شرایط مخاطرهآمیز مهم است و هم روی مهارت و تواناییهای تخصصی شما اثرگذار خواهد بود. تنها انسانهای کندذهن نیستند که گاهی در دام تصمیمات و واکنشهای اشتباه نظام اول میافتند. تمام ما گرفتار این دام میشویم اما میزان آن متفاوت است. به عنوان مثال، خلبانها در معرض تصورات و اشتباههای ادراکی بسیاری قرار دارند. آنها برای آگاهی از این افکار و تکانشهای ناخودآگاه آموزش دیدهاند و از ابزارها و تجهیزات هواپیما هم برای قضاوت درباره آنها استفاده میکنند. علم هوافضا به این خوبی از این موضوع آگاهی دارد که در شرایط پرواز (سرعت و ارتفاع بالا) بسیاری از تشخیصهای ناخودآگاه خلبان اشتباه خواهد بود. آنها گاهی نمیتوانند بدون بررسی ابزارها و عقربهها از میزان سرعت، فشار باد، ارتفاع، جهت پرواز، موقعیت پروازی، زاویه حرکتی هواپیما و بسیاری از مسائل دیگر اطمینان دقیق داشته باشند. آنها با وجود گذراندن هزاران ساعت کلاسهای تئوری و عملی مستعد اشتباهات و تصورات نادرست بسیاری هستند که میتواند برای آنها و مسافرین خطرآفرین باشد. تصور کنید که اتفاقی غیرمنتظره هم برای یکی از سیستمهای پیشرانه یا کنترلی هواپیما رخ دهد تا احتمال اشتباه در نظام اول تصمیمگیری خلبان به بیشترین حد برسد. به همین دلیل است که به خلبانها آموزشهای بسیاری در مورد تصورات اشتباه احتمالی آنها داشته میشود تا در صورت بروز آنها بتوانند با نظام دوم تفکر خود بر آنها کنترل داشته باشند.
این اشتباهات و تصورات نادرست ممکن است در زمان یادگیری هم اتفاق بیفتند و باید تلاش کرد که راههایی برای دوری از آنها یافت.
[1] metacognition
[2] self- observer
[3] System of Knowing
[4] Daniel Kahneman
[5] Thinking, Fast and Slow
[6] immediate
[7] self- control
منبع:قلم چی
در هر محیطی، بیشمار جزییات به ظاهر کوچک وجود دارد که به افراد این را نشان میدهد که چگونه و بر اساس چه اصول و معیارهایی رفتار کنند. حتی ممکن است افراد نسبت به واکنش به این نشانهها اگاه نباشند و خودشان متوجه چنین عکسالعملی نباشند. چنین بیانی، همان تئوری پنجره شکسته است که پلیس از آن برای افزایش امنیت و کاهش جرمخیزی در شهر استفاده میکند. دیوارهای تمیز و پنجرههای سالم به مردم این سیگنال را میدهد که محله امن است و باعث میشود خودشان به تمیزی و نگهداری محله توجه کنند.
این تکنیک از همین تئوری برای رعایت قوانین و دستورات در کلاس درس استفاده میکند. اگر میخواهید دانش آموزان به قوانین کلاس احترام بگذارند، به نظم روی میزها، مرتب کردن وسایل، تمیزی لباسها و نظافت شخصی اهمیت بدهید. اگر دانش آموزان احساس کنند عدم رعایت نظافت شخصی یا پوشیدن لباسهای عجیب و غریب و رنگارنگ به معنی مخالفت با قوانین کلاسی باشد، به طور حتم از راههای دیگری برای تست کردن عدم رعایت قوانین کلاس استفاده نخواهند کرد. پس یک معلم موفق باید مجموعهای از برنامهریزیها و قوانین از پیش تعیین شده را برای نظم ظاهری کلاس در نظر بگیرد. در این میان، عمل به توصیه های زیر مفید است.
1. از دانش آموزان بخواهید میزهایشان را مرتب و منظم بچینند و آنها را در امتداد خط مستقیمی ردیف کنند.
2. دفتر و کتابهای دانش آموزان را از نظر تمیز بودن و مرتب انجام تکالیف بررسی کنید. این کار را به صورت روزانه انجام دهید.
3. در بعضی موارد حتی به دانش آموزان برای نگهداری خوب از وسایل شخصی و کتابها تذکر بدهید.
4. به دانش آموزان آموزش دهید که چگونه باید اجازه بگیرند و دست خود را بالا بیاورند که موجب اختلال در نظم کلاس نشود.
تمام این دستورات و قوانین وقتی به صورت منظم اجرا شود، دانش آموز درک می کند که کلاس دارای نظم و ترتیب خاصی است که باید در هر زمان رعایت شود. به این ترتیب با زحمت کمتری عمل به قوانین و دستورات کلاسی را به دانشآموزان آموزش میدهید و مقاومت کمتری در برابر دستورات سطح بالاتر در برابرتان خواهید داشت.
منبع: قلم چی
احتمالاً، در دوره دبیرستان و دانشگاه، ازتون خواسته میشه که مقاله پژوهشی تهیه کنید.
مقاله پژوهشی، میتونه برای کشف و بررسی مسائل علمی، فنی و موضوعات
اجتماعی مورد استفاده قرار بگیره.
شاید نوشتن یک مقاله پژوهشی در ابتدا براتون سخت باشه، اما با تمرکز و تلاش می تونید، به راحتی یک مقاله پژوهشی بنویسید.

مهمترین گام در نوشتن مقاله پژوهشی، انتخاب موضوع است.
صرف نظر از اینکه چه موضوعی رو برای مقاله پژوهشی انتخاب می کنید، بایداین سوالات رو از خودتون بپرسید:
آیا اطلاعات لازم در مورد این موضوع در دسترس است؟
آیا این موضوع به اندازه کافی جدید و منحصر به فرد هست که بشه در موردش تحقیق کرد؟

برای مقاله پژوهشی موضوعی رو انتخاب کنید که به اون علاقه دارید، اینجوری شانش موفقیتتون هم بیشتر میشه.

تصور کنید، چند نفر دیگه، موضوع مقاله پژوهشی شما رو انتخاب کرده باشن، حالا شما باید کاری کنید که مقاله پژوهشی شما بین همکلاسی هاتون منحصر به فرد باشه.

در انتخاب موضوع مقاله پژوهشی از دوستان و اساتید دانشگاه مشورت بگیرید.
شاید موضوعی که اونها پیشنهاد میدن براتون جالب نباشه اما میتونه بهتون ایده بده.

ممکنه بعد از انتخاب موضوع و شروع کار تحقیق، متوجه بشید که موضوع مناسبی رو برای مقاله پژوهشی انتخاب نکردید.جرات داشته باشید و موضوع دیگه ای رو انتخاب کنید.

گام بعدی بعد از انتخاب موضوع مقاله پژوهشی، شروع تحقیقات است.
برای تحقیق در مورد موضوع مقاله پژوهشی میتونید از اینترنت، کتاب ها، مجلات، مصاحبه ها و… استفاده کنید.
هیچ وقت به یک یا دو منبع اکتفا نکنید و سعی کنید حداقل از ۵ منبع استفاده کنید.

تحقیقاتی که در مورد موضوع مقاله پژوهشی شما انجام شده و معمولاً در مجلات علمی چاپ شدن رو بررسی کنید.

از کتاب ها و مجلات کتابخانه مدرسه و دانشگاه استفاده کنید.
شاید این منابع کمی قدیمی باشن ولی میتونن بهتون کمک کنن.
از کتابدار هم میتونید در مورد موضوع مقاله پژوهشیتون سوال بپرسید اون بهتر میتونه راهنماییتون کنه.

میتونید موضوع مقاله رو در اینترنت سرچ کنید.
لیستی از سایت ها و وبلاگ هایی که در مورد موضوع مورد نظرتون مطلب دارن رو تهیه کنید. قبل از اینکه از اونها در مقالتون استفاده کنید مطمئن بشید که مطالب این وب سایت ها مورد اعتماد هستند.

در بعضی از دانشگاه این امکان فراهم است که در بین مقالات و مجلات علمی جستجو کنید.
البته برای عضویت در بعضی از این پایگاه داده، باید حق عضویت پرداخت کنید.

اگه در زمینه مقاله پژوهشی یه کتاب یا مجله رو پیدا کردید به لیست منابع کتاب نگاه کنید و از اون منابع هم برای مقاله پژوهشیتون استفاده کنید.

اگه برای مقاله پژوهشی مطالبی از وب سایت ها و وبلاگ ها گرد آوری کردید، بهتره اون ها رو پرینت بگیرید.
مطالبی که میخواید اون ها رو داخل مقاله پژوهشی استفاده کنید رو از بین مطالب جمع آوری شده، انتخاب کنید.
در حین انجام این کار میتونید ایده ها و نظرات خودتون رو هم به این مطالب اضافه کنید.

تمام مطالبی که از یک منبع جمع اوری میکنید رو جداگانه ساماندهی کنید.
مثلاً اگه در مورد یه موضوع ادبی میخواید مقاله بنویسید، میتونید لیست شخصیت ها،
کتاب ها و… رو جداگانه دسته بندی کنید.
یا اینکه اطلاعات مربوط به هر منبع رو در برگه هایی با رنگ های متفاوت بنویسید، یا با یک
رنگ خاص از هم متمایزشون کنید.

در حین اینکه یادداشت هاتون رو مرور میکنید، برای هر منبع، نویسنده، شماره صفحه و عنوان رو یادداشت کنید.
این کار برای زمانی که میخواید فهرست منابع رو ایجاد کنید به دردتون میخوره.

به طور کلی دو نوع مقاله پژوهشی داریم : مقاله پژوهشی استدلالی و مقاله
پژوهشی تحلیلی.
هر کدام از این مقاله های پژوهشی سبک نوشتن خاص خودشون رو دارن به همین
دلیل قبل از نوشتن مقاله پژوهشی باید مشخص کنید که چه نوع مقاله ای رو میخواید
بنویسید.
در مقاله های پژوهشی استدلالی باید برای یک دیدگاه یک استدلال منطقی ارائه
کنید.
در مقاله پژوهشی تحلیلی باید یک نگرش جدید راجع به موضوع ارائه بدید. سعی کنید
ایده هاتون منحصر به فرد و چالش برانگیز باشه.

چه کسانی این مقاله رو میخونن؟
اگه بخواید این مقاله رو برای استادتون یا افرادی که در سطح علمی بالا هستن آماده
کنید، برای انتقال مطلب نیاز به توضیحات خاصی ندارید.
اما اگه کسایی که مقاله شما رو میخونن افراد معمولی باشن شاید خیلی موضوع و
مفاهیم مقاله رو درک نکنن و شما نیاز دارید که مباحث رو به اونها توضیح بدید.

چکیده متنی است که در ابتدای مقاله آورده میشه و توضیحی کلی در مورد مقاله ارائه میده.
البته شما میتونید متن مقاله یا پایانامه رو تغییر بدید اما چکیده موضوع اصلی مقاله رو مشخص میکنه، بنابراین باید دقت کنید که بر اساس هدف مقاله تنظیم شده باشه.
بهترین راه برای نوشتن چکیده اینه که از خودتون سوال کنید این مقاله در مورد چی هست و میخواد چه چیزی رو ارائه کنه.

متن مقاله باید حول موضوع اصلی مقاله نوشته بشه.
ایده ها و نظراتتون رو یادداشت کنید و در مورد اون ها مطلب جمع آوری کنید.
سعی کنید ایده های اصلی و مهم رو در ابتدا و انتهای مقاله قرار بدید.

هر مقاله، فرمت نگارشی خاصی داره که باید مقالتون رو بر اساس اون تنظیم کنید.

بعد از نوشتن همه مطالب، و رعایت نکات نگارشی، طرح کلی مقاله را آماده کنید.
اطمینان حاصل کنید که تمام مطالب مهم جمع آوری شده رو در متن قرار دادید تا دیگه نیازی به روجوع به منابع نباشه.

شاید نوشتن مقاله، از روی مطالبی که قبلا آماده کردید سخت به نظر برسه، اما وقتی شروع به نوشتن می کنید میتونید مطالب رو تغییر بدید و ایده های جدید رو در مقاله وارد
کنید.

سعی کنید حقایق رو در مقاله بیارید و نظرات شخصیتون رو بدون وجود دلایل کافی در
مقاله بیان نکنید.
از نقل قول های طولانی استفاده نکنید. ابتدا و انتهای هر موضوع رو مشخص کنید.
به هیچ وجه موضوعی که انتهایی برای اون مشخص نکردید و هیچ نتیجه ای نمیتوان از آن گرفت رو در مقاله عنوان نکنید.

در انتهای مقاله، باید یک نتیجه گیری کلی داشته باشید.
نتیجه گیری باید متن خلاصه شده از مقاله باشه، سعی کنید ابتدا دلایلی که در مقاله بیان کردید رو ذکر کنید و بعد از این دلایل به نتیجه مورد نظر برسید.

مقدمه در ابتدای مقاله قرار میگیره. بر خلاف نتیجه گیری، در مقدمه باید مطالبی رو قرار بدید که خواننده رو به سمت محتوای مقاله شما سوق بده و اون رو ترغیب کنه که مقاله شما رو بخونه.

هرچند میتونید از ابزار های چک کردن املا، برای ویرایش مقاله استفاده کنید اما توجه
داشته باشید که ویرایش مقاله باید حرفه ای تر انجام بشه.
سعی کنید حداقل از دو نفر بخواید که مقاله شما رو بخونن و نظرشون رو در مورد مقاله
بدن.
حداقل ۲تا ۳ رو برای ویرایش مقاله زمان بذارید و کمتر از این مدت مقاله رو نهایی نکنید.
تجربه نشون داده که در این مدت میتونید تمرکز بیشتری روی مقاله داشته باشید و اشکالات اون رو رفع کنید.

بعد از اینکه مقاله خود را ویرایش کردید، نوبت به تهیه پیش نویس نهایی مقاله است.
قبل از اینکه مقاله رو برای چاپ نهایی بفرستید مطمئن شید که همه موارد نگارشی، فونت، فاصله خطوط، سایز فونت، فاصله از لبه ها و… به درستی تنظیم شدن.
فهرست مطالب، فهرست منابع، مقدمه، چکیده و نتیجه گیری رو بررسی کنید تا مطمئن بشید همه موارد به درستی آماده شدن.
سعی کنید از مقاله چند تا کپی تهیه کنید و اونها رو ذخیره کنید تا زحمتتون به باد نره!
حتما بخوانید: چطور برنامه ریزی درسی کنیم؟
منبع: عینکی
هر ساعت معادل ۳۶۰۰ ثانیه است.
ساده ترین راه برای تبدیل ثانیه به ساعت، اینه که تعداد ثانیه ها رو به عدد ۳۶۰۰ تقسیم کنیم.
برای درک بهتر، میتونید یه جدول رسم کنید و در اون، ابتدا ثانیه رو به دقیقه و بعد دقیقه رو به ساعت تبدیل کنید.

تعداد ثانیه هایی که میخواید به ساعت تبدیل کنید رو مشخص کنید.
مثلاً میخوایم ۲۴۰۰ ثانیه رو به ساعت تبدیل کنیم.

در صورتی که تعداد ثانیه ها بیشتر از ۳۶۰۰ ثانیه باشه، موقع تبدیل عدد به دست آمده بیشتر از یک ساعته.
اگه تعداد ثانیه ها کمتر از ۳۶۰۰ باشه، عدد به دست آمده کمتر از یه ساعت و به صورت اعشاری خواهد بود.
به عنوان مثال، با تقسیم ۲۴۰۰ بر ۳۶۰۰ ثانیه، عدد ۰٫۶۶۶۷ ساعت به دست می آید.

کافیه که عدد اعشاری به دست اومده رو در ۶۰ ضرب کنید.
مثلاً عدد ۰٫۶۶۶۷ که در مثال قبلی به دست اومد رو در ۶۰ ضرب می کنیم که عدد ۴۰ دقیقه به دست می آید.

یه جدول مربعی دو در دو مطابق شکل رسم کنید.

در ستون های اول واحد های ثانیه و دقیقه را وارد کنید:
چون میخوایم ثانیه رو به دقیقه تبدیل کنیم، در سطر اول عدد ۶۰ که معادل ۱ دقیقه است رو وارد می کنیم.
سطر دوم هم عدد ۱ که واحد یک دقیقه است رو وارد میکنیم.

در ستون دوم عددی که میخواهید به دقیقه تبدیل کنید رو بنویسید.
مثلاً میخوایم ۹۰۰۰ ثانیه رو به دقیقه تبدیل کنیم.

برای به دست آوردن دقیقه بر حسب ثانیه می تونیم به صورت ضربدری عدد ۹۰۰۰ و ۱ رو که معلومات ما هستند در هم ضرب کنیم و سپس بر عدد ۶۰ تقسیم کنیم.


برای این کار، یک جدول جدید ایجاد می کنیم و در ستون های اول واحد های دقیقه و ساعت رو به ترتیب وارد می کنیم.
چون میخوایم دقیقه رو به ساعت تبدیل کنیم، در سطر اول ۶۰ که معادل یک ساعت است رو وارد می کنیم.
در سطر دوم هم عدد یک که واحد یک ساعت است رو وارد می کنیم.
مطابق روش قبلی عدد ۱۵۰ رو در ۱ ضرب می کنیم و حاصل رو بر عدد ۶۰ تقسیم می کنیم.
عدد به دست امده ۲٫۵ ساعت است.

ابتدا ۱۲۴۰۰ رو بر ۳۶۰۰ ثانیه تقسیم می کنیم(هر ساعت ۳۶۰۰ ثانیه است)، حاصل برابر ۳٫۴۴۴۵ ساعت است.
حالا مقدار اعشار عدد ۳٫۴۴۴۵ رو در عدد ۶۰ ضرب می کنیم تا مقدار دقیقه به دست آید:
۲۶٫۶۶۴=۶۰*۴۴۴۵٫
بنابر این ۱۲۴۰۰ ثانیه برابر ۳ ساعت و ۲۶ دقیقه است.

میخوایم ۱۴ ثانیه رو به ساعت تبدیل کنیم. کافیه ۱۴ رو بر ۳۶۰۰ تقسیم کنیم:
۰۰۳۸۸۸۹٫=۱۴/۳۶۰۰
پس ۱۴ ثانیه برابر ۴ هزارم ساعت است.

ابتدا یه جدول مربعی دو در دو رسم می کنیم. سطر اول ثانیه و سطر دوم را دقیقه نام گذاری می کنیم.
در ستون اول ۶۰ را برای ثانیه و ۱ را برای دقیقه قرار می دیم.
در ستون دوم در سطر اول مقدار ثانیه ای که میخوایم به دقیقه تبدیل کنیم رو مینویسیم که در اینجا ۵۰۰۰ ثانیه است.
به صورت ضربدری اعداد ۱ و ۵۰۰۰ رو در هم ضرب می کنیم و حاصل رو بر ۶۰ تقسیم میکنیم :
۸۳٫۳۳۳۴=۵۰۰۰/۶۰
یه جدول دیگه رسم میکنیم. سطر اول عبارت دقیقه و سطر دوم عبارت ساعت را می نویسیم.
در ستون اول ۶۰ را برای دقیقه و ۱ را برای ساعت می نویسیم.
در ستون دوم مقدار ۸۳٫۳۳۳۴ که در مرجله قبل به دست اومد رو جلوی دقیقه می نویسیم.
عدد ۱ را در ۸۳٫۳۳۳۴ ضرب می کنیم و حاصل رو بر ۶۰ تقسیم می کنیم.
۱٫۳۸۸۸۹=۸۳٫۳۳۳۴/۶۰
عدد به دست آمده مقدار ساعت رو نشون میده.
حتما بخوانید: چطور فرمول های ریاضی و فیزیک رو حفظ کنم؟
منبع: عینکی