برگرفته از کتاب ریاضیات پنهان در زندگی روزمره.
این حکایتی است عبرتآموز. دلالی 10 پیشبینی از بازار سهام را برای شما ارسال میکند که همگی درست هستند و برای پیشبینی یازدهم از شما تقاضای پول میکند. ظاهراً خواستهی او کاملاً منطقی است. 10 پیشبینی درست بوده، پس مطمئناً پیشبینی یازدهم هم درست خواهد بود؟ اما این کار را نکنید! اگر برای یازدهمی پولی بپردازید، به یکی از قربانیان قدیمیترین شیوههای کلاهبرداری تبدیل خواهید شد. شما نمیدانید که او ترکیبی از پیشبینیهای ممکن را برای ده هزار نفر دیگر هم فرستاده و شما یکی از آن بدشانسهایی هستیدکه هر 10 پیشبینی درست را دریافت کردهاید.
جوردن النبرگ این داستان را مَثَل "دلال سهام بالتیمور" مینامد. این داستان در سال 2008 در انگلستان توسط یک برنامهی تلویزیونی به نام "سیستم" با اجرای ِدرِن براون مشهور شد. براون 5 پیشبینی درست یک مسابقهی اسبدوانی را برای خانمی فرستاد و او را ترغیب کرد تا تمام پسانداز زندگیاش را روی ششمین مسابقه شرطبندی کند. براون در پایان برنامه نشان داد که زن را فریب داده است. او پیشبینیهایی با ترکیبی از اسبهای برنده را برای هزارن نفر دیگر هم فرستاده بود. سیستمِ پیشبینی مصون از شکست او چیزی جز یک حیله نبود!
او میگوید پیام مهم این برنامه این است که همیشه باید به کلیات توجه کنیم، بهویژه زمانی که با احتمالات سر و کار داریم. این درس ارزشمندی است. گر چه احتمالاً چنین دلالی در بالتیمور وجود خارجی ندارد، اما از نظر ذهنی میتواند وجود داشته باشد و کسی است که در بیسر و صدا کار کردن استاد است و به همان اندازه هم در بهکار بردن روشهای فریبکارانه مهارت دارد.
فرض کنید که در بورس سرمایهگذاری کردهاید. پیش از آن که فایلهای منابع مالی برای همه باز شوند، اغلب بهطور درون سازمانی ارزیابی و برسی میشوند و منابعی که درست عمل نکنند، ممکن است بسته شوند؛ بیآن که مردم هرگز متوجه شوند. النبرگ اخطار میدهد که اگر شما بهوسیلهی منابعی که نرخ بازگشت چشمگیری دارند فریفته شوید، پس دارید به دام دلال بارتیمور میافتید. شما تحت تأثیر نتایج چشمگیر قرار گرفتهاید، اما نمیدانید که دلال چقدر شانس داشته تا آن نتایج را بهدست آورد.
دلال بالتیمور در علم هم ظاهر میشود و این پدیده را "مشکل کشوی پروندهها" مینامند. النبرگ به شکل ماهرانهای به ما نشان میدهد که "مرز اهمیت نتایج" چگونه باعث میشود تا دانشمندان حتی خود را فریب بدهند! نتایجی که درست زیر مرز قرار بگیرند، (از اهمیت زیادی برخوردار نباشند) بایگانی میشوند و نتایجی که بالاتر از آن باشند، در نشریات منتشر میشوند. جامعهی دانشمندان تنها دربارهی نتایج میشنوند و نمیدانند که آزمایش مربوط به آن نتیجه چند بار شکست خورده است.
"چطور اشتباه نکنیم" مملو از دیدگاههای سادهای است که اغلب بهوسیلهی یک ریف (ترجیعبند) سیاسی، تفکر واضحی را دربارهی بسیاری از جوانب زندگی مدرن، ترویج میدهد. این عنوان یکی از وبلاگهای حزب دستراستی امریکاست: چرا اوباما سعی میکرد امریکا را شبیه سوئد بکند، درحالی که خود سوئدیها در تلاشاند که کمتر شبیه سوئد باشند؟ ترجمه: چرا امریکا باید به سوی سبک اسکاندیناوی در دریافت مالیاتهای بیشتر و دولت بزرگتر حرکت کند در حالی که خود اسکاندیناویها دارند از آن سبک عقب میکشند؟
النبرگ این مبحث را با طرحی ساده توضیح میدهد.. نموداری را در نظر بگیرید که محور عمودی آن میزان رفاه، و محور افقی آن میزان سوئدی بودن را نشان میدهد.
حال یک منحنی روی نمودار رسم کنید که نشان بدهد هر قدر کشوری سوئدیتر شود، به همان اندازه هم مرفهتر میشود؛ تا جایی که رفاه به بیشترین حد خود برسد و در عین حال، با ادامهی این روند، هر چه کشور به سوئدیتر شود از رفاهش کاسته میشود. چنان چه امریکا نقطهای روی قسمت چپ این منحنی باشد، هر چه بیشتر به سوی سوئدی شدن پیش برود، مطلوبتر است و اگر سوئد نقطهای روی قسمت راست منحنی باشد، هر چه امریکا کمتر به سمت سوئدی شدن برود، بهتر است. اگر شما بهوسیلهی این منحنی رفاه و میزان سوئدی بودن را به هم ربط دهید، متوجه خواهید شد که بدون هیچ اختلافی، ممکن است برای یک کشور بهتر است که بیشتر سوئدی شود و برعکس، برای کشور دیگری بهتر است که سوئدی نشود. درسی که النبرگ به ما میدهد این است که "راهی که میروید به جایی که هستید بستگی دارد" که ممکن است نکتهی واضحی به نظر برسد، اما بیشتر مواقع قادر نیستیم دربارهی مسائل این طور بیندیشیم!
چطور اشتباه نکنیم به صورت شاد و خوش بینانهای بیان میکند که چطور از تفکر ریاضی استفاده کنیم. نثر النبرگ شیرین است. او دوستانه و در عین حال محکم و جدی در کتابش مینویسد که ریاضیات مانند پروتزی است که قدرت هستهای دارد و شما ضمیمهی عقلتان میکنید تا تواناییاش را به میزان زیادی افزایش دهد. حل ریاضی یعنی ناگهان دستتان به آتش بخورد و با دلیل و برهان محدود شوید. منطق گذرگاه باریکی را شکل میدهد که بصیرت با نیروی زیاد درآن جاری میشود.
النبرگ بدون شک در رشتهی خود یک پدیده است؛ کودک نابغهای که در 12 سالگی در آزمون مهارتهای دانشآموزی در ریاضیات نمرهی کامل گرفت و دو بار برندهی مدال طلای المپیاد بینالمللی ریاضی شد. او هم اکنون در دانشگاه ویسکانسین استاد ریاضی است؛ جایی که در نظریهی اعداد تخصص پیدا میکند. با این حال، چطور اشتباه نکنیم بر آمار و احتمالات تمرکز میکند؛ حوزههایی از علم ریاضی که کاربرد واضحتری برایشان وجود دارد. شما تشویق میشوید تا برای مفاهیم استاندارد ریاضی مانند ارزش پی، احتمالات و ارتباطات توضیحات واضح و قابل فهمتری از آن چه در این کتاب آمده است، بیابید.
النبرگ همچنین به عنوان ریاضیدانی متخصص، دربارهی چیستی زندگی در کتابش مینویسد و من از مشاهدات او از دنیای دانشگاهی لذت بردم. او با تأسف میگوید که علم ریاضی از دست نابغهها رنج میبرد، چرا که آنها به دانشآموزان میگویند که فقط اگر قرار است بهترین باشید، این رشته را پیگیری کنید و ادامه بدهید. قهرمانان ورزشی، رشتهی خود را فقط بهخاطر اینکه یکی از هم گروهیهایشان از آنها پیشی گرفته است، رها نمیکنند. در حالی که من هر ساله ریاضیدانان جوان و متعهدی را میبینم که با اینکه عاشق ریاضی هستند، تسلیم میشوند؛ تنها به این دلیل که فرد دیگری از آنها بهتر بوده است.
بیشتر حکایاتی که او برای شرح ایدههای ریاضی از آنها بهره میگیرد، بیشتر مربوط به امریکاست، اما این موضوع نباید دیگر خوانندگان را از خواندن کتاب بازدارد؛ زیرا نکاتی که او بیان میکند کلی هستند و مربوط به ملیت خاصی نیستند. به نظر من اشکال کتاب استفادهی بیش از حد از پاورقیهای شوخطبعانه است که از جدی بودن متن اصلی میکاهد.
چطور اشتباه نکنیم هنوز اثری تأثیرگذار در ریاضیات است. اعداد و فرمولهای کمی درآن دیده میشود، اما سرشار از ایده است. ما از طریق ریاضی یاد میگیریم که " ساختاری در این دنیا وجود دارد و میتوانیم امیدوار باشیم به جای این که فقط شگفتزده به چیزی نگاه کنیم که احساسمان به ما ارائه میدهد، کمی از آن را درک کنیم و به این ترتیب بینش ما اسکلتبندی قویتری خواهد داشت."
نویسنده: جوردن النبرگ
مترجم: سارا بوریایی
منبع: قلم چی
امروزه سرمایه انسانی، که محصول نهایی دانش و تخصص انباشت شده در افراد است، از مهمترین شاخصهای توسعه در کشورها محسوب میشود. سرمایه انسانی یعنی وجود انواع تخصصها در یک کشور. بههمین دلیل نقش آموزش در سیسم اقتصادی و اجتماعی کشورها دگرگون شده و در حال تغییر شکل اساسی نسبت به گذشته است. در دنیای امروز، دانشآموزان بیش از آنکه نیازمند یادگیری مسائل و تئوریهای روزمره در علوم مختلف باشند، نیاز دارند طوری پرورش یابند که آمادگی لازم برای حضور پررنگ در اجتماع و چالشهای پیشروی خود داشته باشند. سیستمهای آموزشی بهجای آن که یک قالب واحد و منسجم برای همه باشند باید بهگونهای طراحی شوند که امکان تغییر شکل دانش آموخته شده به دانشآموزان بهمنظور استفاده در حوزههای مختلف، در آنها وجود داشته باشد. به بیان دیگر، دانش باید نوعی بینش شناختی به آنها بدهد تا بتوانند همچون ابزاری از آن برای رسیدن به اهداف خود سازگار با علاقه، استعداد و انگیزه خود بهره جویند. نکته مهم این است که رویههای آموزشی باید بتوانند این شانس را به دانشآموزان بدهند که خود را برای حضوری شایسته در جامعه مدنی و بازار کار آینده تا حد ممکن آماده کنند. بنابراین آنچه بیش از فراگیری دانش در سیستمهای آموزشی مورد اهمیت است، توانایی تغییر شکل آن بهصورت مهارتی است که به جای موفقیت در امتحانات کتبی به دستاوردها و موفقیتهای حاصل از آن تاکید کند.
در یک ارزیابی بینالمللی در سال 2009 مشخص شد نتایج آزمون ریاضی دانشآموزان در ایالات متحده آمریکا پایینتر از میانگین دانشآموزان کشورهای عضو OECD بوده است. اما آیا این معیار مناسبی برای ارزیابی کیفیت آموزش در این کشورها است؟ اگر در آمریکا دانشآموزی که علاقهمند به علوم ریاضیات است نمرهای به مراتب بالاتر از دانشآموز علاقهمند به تکنولوژی و علوم مهندسی کسب کند، آیا میتوان نتیجه گرفت که دانشآموز اول فرد موفقتری است؟ تنوع آموزش در کشوری توسعه یافته چون ایالات متحده آمریکا ایجاب میکند که دانشآموزان متناسب با علایق خود نمراتی با بازه تغییراتی زیاد در امتحانات مشابه کسب کنند، اما نمیتوان نتیجه گرفت کیفیت آموزش در این کشور نسبت به کشورهای کم درآمدتر، پایینتر است. آنچه در این میان حائز اهمیت است میزان موفقیتها و دستاوردهای علمی مختلف در این کشور نسبت به سایر کشورهاست.
هر دانشآموز در زمینهای خاص دارای استعداد و توانایی بهخصوصی است که لازمه موفقیت او در جامعه، فراهم آوردن بستر مناسب برای شکوفایی این استعداد است نه موفقیت در یک سیستم آموزشی معمول و روتین. در حال حاضر تصمیمسازان آموزشی در کشورهای توسعه یافته در حال تلاشند تا محیطهای آموزشی را بهگونهای پایهریزی کنند که ضمن شناخت ابعاد درونی دانشآموزان، آنها را بهگونهای تربیت کنند که در بلندمدت بتواند نیازهای توسعهای کشور را برآورده سازد. همه دانش آموزان قرار نیست دکتر یا مهندس شوند بلکه هر کسی باید در جایگاه مختص خود، سازگار با انگیزه و استعداد مورد علاقهاش قرار گیرد تا بهترین نقش ممکن را برای آینده کشور خود ایفا کند. بنابراین فرایند آموزش در قرن بیست و یکم مبتنی بر مهارتهای علمی کسب شده بوده و ارزیابی آن رفتهرفته بهجای سیستم امتحانات کتبی، به سمت ارزشیابی مبتنی بر دستاوردهای حاصل از یادگیری علوم مختلف خواهد بود. اگرچه طراحی این سیستم ارزشیابی کاری دشوار است اما بدون شک خروجی چینین سیستمی پرورش انبوهی از استعدادهای بزرگ در ابعاد مختلف علمی خواهد بود. این سرمایهها وقتی به فرآیند توسعهای کشورها متصل شوند تاثیر به مراتب بیشتری نسبت به سیستمهای آموزشی سنتی، بر فرایند رشد و توسعه کشورها خواهند داشت.
منبع: قلم چی
شاید برای خیلی از دانش آموزان، ریاضی یکی از سخت ترین درس ها باشه، به خصوص اگه مهارت کافی برای حل سوالات ریاضی رو نداشته باشن.
اما اگه بدونید که چطور میتونید مهارتتون رو در درس ریاضی تقویت کنید، انگیزتون برای مطالعه ریاضی بیشتر میشه.
در این مقاله، روش هایی رو برای موفقیت و تقویت مهارت های ریاضی بیان می کنیم.

برای موفقیت در ریاضی باید از خردسالی به اون علاقه داشته باشید، که یکی از راه های ایجاد این علاقه انجام بازی های ریاضی است.
بازی های ریاضی ابزار خوبی برای تقویت مهارت های ریاضی است.
یکی از این بازی ها، نرم افزار جعبه اژدها (DragonBox ۵) است، که بر روی گوشی تلفن همراه نصب میشه و به شما در حل مسئله های جبری، معادله های چند مجهولی و .. کمک میکنه و به تدریج در مراحل بالاتر، مسئله های سخت تری رو براتون طرح میکنه.

علاوه بر بازی های ریاضی، سعی کنید از ریاضی در زندگی روزمرتون استفاده کنید.
تخفیف ها رو حساب کنید، قیمت اجناس رو جمع بزنید، قسط های وام رو محاسبه کنید، به این ترتیب میتونید در درس ریاضیپیشرفت کنید.

مطالعه زندگی دانشمندان ریاضی، خرید کتاب های آموزشی، حفظ کردن فرمول های ریاضی و اینکه چطور از این فرمول ها برای حل مسائل ریاضی استفاده میشه، میتونه شما رو به ریاضی علاقمند کنه.

اگه در کلاس های ریاضی شرکت می کنید سعی کنید مطالب و خلاصه نکات رو به صورت مرتب یادداشت کنید و یا اگه در چند کلاس شرکت می کنید برای هر کلاس دفتر یادداشت جدا تهیه کنید.

در برنامه ریزی روزانتون، زمانی رو برای مطالعه ریاضی و نوشتن تکالیف ریاضی اختصاص بدید.
سعی کنید ساعتی رو به مطالعه ریاضی اختصاص بدید که خسته نیستید.
فرمول ها و نکات ریاضی رو همون روزی که تو مدرسه یاد میگیرید مرور کنید، چون اگه خوندنشون به تعویق بیوفته، دوباره خوندن و حفظ کردنشون زمان بره.
در ریاضی بر خلاف سایر درس ها با تمرین و تکرار میتونید به تسلط برسید، پس از تمرین غافل نشید.

سعی کنید قبل از کلاس ریاضی، مطالب درسی جدید رو بخونید، این کار باعث افزایش درک شما از مطالب درسی در جلسه پیشرو میشه.

قبل از حضور در کلاس ریاضی یادداشت های جلسه قبل رو مرور کنید.
این کار باعث میشه بتونید خیلی راحت بین مطالب قبلی و مطالب جدید ارتباط برقرار کنید و مباحث و موضوعات جدید رو راحت تر یاد بگیرید.

سعی کنید به موقع در کلاس حاضر بشید و حتی الامکان در ردیف های جلویی بشینید، این طوری تمرکزتون روی مطالبی که معلم درس میده بیشتره.

سعی کنید نکات و فرمول های مهم رو یادداشت کنید.
نیاز نیست تمام صحبت های معلم رو مو به مو یادداشت کنید(بعضی دانش آموزان عطسه کردن معلم رو هم یادداشت می کنن!)
خلاصه نویسی رو یاد بگیرید و مواردی رو که مهم هستند رو یادداشت کنید. اگه نیاز هست میتونید صدای معلم رو هم ضبط کنید. طوری یادداشت برداری کنید که با یه نگاه مطالب یادتون بیاد.

در کلاس ریاضی از سوال پرسیدن، خجالت نکشید.
اگه نمیخواید موقع درس دادن معلم سوال بپرسید میتونید سوالاتتون رو یادداشت کید و بعد از کلاس اونها رو بپرسید.

بین دروسی که باید مطالعه کنید، حداقل روزانه ۱۰ دقیقه برای مطالعه نکات و فرمول های مهم ریاضی اختصاص بدید.
شاید بگید با ۱۰ دقیقه که نمیشه ریاضی خوند ولی اگه روزانه ۱۰ دقیقه ریاضی بخونید خیلی بهتر از اینه که در هفته ۴ ساعت بدون وقفهریاضی بخونید آخرشم چیزی یاد نگیرید.

عادت های خوب تاثیر زیادی در موفقیت شما در ریاضی داره.
این عادت ها هم روی کمیت و هم روی کیفیت مطالعه ریاضی تاثیر میذاره.
نیازی نیست ابتدا تا انتهای مطلب رو بخونید، فقط کافیه نکات مهم رو بخونید.
در حین مطالعه اگه سوالی براتون ایجاد شد اون رو یادداشت کنید. سعی کنید بین مطالب جدیدی که یاد گرفتید و مطالب قبلی ارتباط برقرار کنید.

مباحث ریاضی به هم پیوسته هستن. تا مطالب پایه ای رو یاد نگیرید نمیتونید مطالب بعدی رو یاد بگیرید.
پس قبل از اینکه مبحث جدیدی رو شروع کنید مطمئن شوید که مباحث قبلی رو به خوبی یاد گرفتید.

تمام مسائل ریاضی رو به صورت کامل و مرحله به مرحله انجام بدید. در موقع حل تمرینات ریاضی تمامی مراحل حل سوال رو بنویسید.
حل سوالات و تمرینات میتونه کمک بزرگی در یادگیری ریاضی باشه.

دونستن راه حل مسئله ، میتونه خیلی بهتون کمک کنه.
برای حل مسئله اول سعی کنید بفهمید مسئله چی ازتون میخواد.

بعد از اون مشخص کنید که برای حل این سوال باید از چه راه حل و فرمول هایی استفاده کنید.
بعد از اینکه سوال رو حل کردید مجدد مراحل رو چک کنید. میتونید سوال های مشابه حل شده رو هم یه نگاهی بندازید تا با روش کلیحل مسئله آشنا بشید.
حتما بخوانید: ۱۰ نکته برای موفقیت در درس ریاضی
منبع: عینکی
شاید شما هم جزء افرادی باشید که به دلیل مشغله زیاد، زمان کمی برای مطالعه دارن و میخوان در کوتاه ترین زمان، مطالب بیشتری رو یاد بگیرن.
نگران نباشید!
در این مقاله، روش هایی رو معرفی می کنیم که با استفاده از اون ها میتونید مطالب رو سریعتر و بدون فراموشی یاد بگیرید.

اولین جمله پاراگراف، موضوع پاراگراف رو مشخص می کنه.
آخرین جمله پاراگراف هم علاوه بر مشخص کردن نتیجه موضوع، تا حدودی موضوع پاراگراف بعدی رو مشخص میکنه.
با تمرکز روی این دو قسمت، خیلی سریع میتونید به هدف نویسنده پی ببرید.
بعد از اینکه مشخص کردید کدوم پاراگراف ها در متن، اهمیت بیشتری دارن، سعی کنید کلمات مهم متن رو شناسایی کنید و در پاراگراف ها به دنبال همون کلمات بگردید.

در زمان مطالعه، نکات مهم رو به صورت خلاصه در حاشیه کتاب یادداشت کنید.

در مطالعه سریع، نیازی به خوندن کلماتی مثل آن، و، با و.. نیست.
توجه به این کلمات باعث میشه مغز اونها رو پردازش کنه و به همین دلیل زمان مطالعه افزایش پیدا میکنه.

خیلی از کتاب ها، به صورتی نوشته شدن که سرعت مطالعه رو افزایش میدن.
مثلاً در بعضی از کتاب ها کلمات مهم بولد شدن یا زیرشون خط کشیده شده.

شاید تعجب کنید اما حالت بدن، موقع مطالعه در افزایش سرعت مطالعه تاثیر داره.
وقتی حالت بدنی مناسبی ندارید، بدن شما برای نفس کشیدن سخت تر عمل میکنه و انرژی بیشتری مصرف میکنه.

مطالعه در فضایی به دور از حواس پرتی کیفیت و سرعت مطالعه شما رو افزایش میده.
قسمتی از خانه، که فضای آرام تری داره رو برای مطالعه انتخاب کنید. اگه میخواید به کتابخونه برید، همه وسایلی رو که لازم دارید با خودتون ببرید که مجبور نشید دوباره برگردید.
از اونجایی که موبایل، باعث حواس پرتی میشه، سعی کنید موقع مطالعه اون رو از خودتون دور کنید.

یکی از راه های مطالعه سریع، نوشتن طرح کلی از مطلبی است که قصد خوندن اون رو داریم.
این طرح کلی میتونه شامل نکات اصلی مطلب باشه به صورتی که با یه نگاه سریع به اون میتونید مطالب رو به یاد بیارید.

یکی از راه های افزایش سرعت مطالعه، داشتن تمرکز در کلاس درسه.
در کلاس فقط حضور فیزیکی نداشته باشید، به صحبت های معلم و سوالاتی که دانش آموزان میپرسند گوش بدید.

روزانه ۱۰ دقیقه به مرور یادداشت ها اختصاص بدید. با این کار همیشه مطالب رو به یاد دارید.
میتونید برای این کار از فلش کارت ها استفاده کنید.

وقتی چیزی رو نمیدونید، از معلم سوال بپرسید و اشکالاتتون رو رفع کنید.

مغز نیز همانند بدن به تمرین و ورزش نیاز داره. برای اینکه مغز همیشه بتونه در حالت ایده آل خودش قرار داشته باشه باید اون رو وارد فعالیت های چالش برانگیز کنید.
مثلاً اگه موسیقی گوش میدید، سعی کنید یه قطعه جدید رو گوش بدید و یا میتونید پازل حل کنید.

ورزش های هوازی به بهبود عملکرد مغز کمک میکنن.
سعی کنید روزانه چند دقیقه پیاده روی داشته باشید.
ورزش هایی که در اونها چشم ها درگیر هستند مثل بازی تنیس هم میتونه مناسب باشه.

داشتن یک برنامه خواب مناسب میتونه روی عملکرد مغز شما تاثیر مثبت داشته باشه.
بدن شما به ۷٫۵ تا ۹ ساعت خواب نیاز داره. یک ساعت قبل از خواب تلویزیون و موبایلتون رو خاموش کنید و یه کتاب مناسب رو جایگزین اونها کنید.

خبر خوب اینه که میتونید با گذروندن وقت با دوستانتون، میزان استرستون رو کاهش بدید. سعی کنید با هم به کنسرت برید و یا فیلم های خنده دار ببینید.

سعی کنید در زمان مطالعه از حواس دیگر خود هم استفاده کنید.
مثلاً مطالعه با صدای بلند، یا اگر یادگیری بصری دارید از نمودار ها و تصاویر برای یادگیری بهتر مطلب استفاده کنید.
حتما بخوانید: ۱۰ روش رفع خواب آلودگی هنگام مطالعه
منبع: قلم چی
در چند دهه گذشته، پژوهشگران برای یادگیری تکنیکهای مختلفی را کشف و آزمایش کردهاند؛ تکنیکهایی که خارج از محیطهای علمی، چندان شناختهشده نیست. این رویکردهای علمی، برنامههای برای باهوشتر شدن نیستند که نیاز به نرمافزارهای کامپیوتری، ابزارهای مکانیکی یا دارو داشته باشند. آنها همچنین متکی بر فلسفههای آموزشی جدیدی نیستند که به دنبال بهبود یادگیری کل کلاسها باشند. بلکه آنها، تغییرات و دستکاریهای کوچکی هستند؛ تغییراتی کوچک در شیوه مطالعه یا تمریناتی که هر کدام از ما میتوانیم در همان لحظه آنها را در زندگی خود به کار بگیریم. اما مهمترین قسمت در انجام این کار، اعتماد کردن به اثربخشی آنها است. تغییر شیوه کار، تا حدی نیازمند تغییر عقاید و باورهایمان است، چرا که این پژوهشها روشهایی را رد میکنند که همواره به ما گفته بودند بهترین راه برای یادگیری است.
به این توصیه قدیمی فکر کنید که میگویند به دنبال «مکانی ساکت» بگردید و آن را تبدیل به محل اختصاصی مطالعه خود کنید. همه ما این حرف را بارها شنیدهایم و بدیهی هم به نظر میرسد. در مکان بدون سر و صدا، راحتتر میتوان تمرکز کرد و شستن پشت یک میز مشخص و ثابت این پیغام را به مغز میدهد که «زمان کار فرا رسیده است». با این حال، دانشمندان پی بردهاند که در صورت تغییر مستمر رویههای مطالعاتی خود و ترک «مکانهای اختصاصی» و حضور در مکانهای متفاوت، اثربخشی کار ما بالاتر خواهد رفت. به عبارت دیگر، چسبیدن به یک روش یادگیری، سرعت ما را کاهش خواهد داد.
یک فرض متداول دیگر، آن است که برای استاد شدن در یک مهارت خاص (مانند تقسیم اعداد بزرگ یا نواختن یک گام موسیقی) باید زمان قابل توجهی را تنها به تمرین روی آن اختصاص داد. باز هم اشتباه است. پژوهشها نشان میدهد که مغز زمانی میتواند به شکل کاراتر یک موضوع را یاد بگیرد که آن را با وظایف و موضوعات دیگری آمیخته کرده باشیم. این موضوع هم ارتباطی به سن یادگیرنده یا مطلب یادگیری (چه اصطلاحات ایتالیایی و چه پیوندهای شیمیایی) ندارد. من نمیتوانم به حضور تجربه نامنظم و متفاوت خود در دانشگاه فکر نکنم. ساعتها و گاهی شبهای بسیاری را بیدار بودم و تعداد زیادی از بعد از ظهرها را به خواب میگذراندم. در آن زمان به نوعی در جنگ با هر گونه برنامهای بودم. قصد ندارم بگویم که چنان شکل آزادانهای از زندگی، همواره منجر به استادی میشود. اما میخواهم بگویم ترکیب یادگیری با نیازهای تصادفیتر زندگی میتواند یادآوری را در بسیاری از شرایط بهبود بخشد. این سخن همچنین به معنای آن نیست که به تعویق انداختن کارها و افزایش عوامل حواسپرتی، رویکرد مناسبی است.
تنها برای مطرح کردن یک مثال، باید به این موضوع توجه کنیم که علم یادگیری، نگاه متفاوتی به افزایش هشدارآمیز عوامل حواسپرتی و اعتیاد ما به رسانههای دیجیتال داشته است. هراس از آن است که فرد دائما آنلاینی که در یک زمان حواسش به 10 طریق پرت میشود (پیامهای متنی، توئیتها، پیامهای فیسبوک و ....) نمیتوان به اندازه کافی تمرکز داشته باشد تا یک موضوع درسی را به طور کامل فرا بگیرد. بدتر از آن، این نگرانی وجود دارد که این شیوه نامرتب و گسیخته از افکار به نحوی باعث شود که توانایی یادگیری او در آینده ضعیف شود. واضح است که حواسپرتی، به ویژه زمانی که نیاز به توجه مستمر و درک موضوع است (مانند مطالعه یک داستان، حرف زدن یا گوش دادن به یک سخنرانی)، میتواند به یادگیری آسیب بزند. همچنین اگر چت کردن در رسانههای اجتماعی از وقت مطالعه بکاهد، همین اثر را خواهد داشت. با این حال، اکنون میدانیم که در زمان گرفتار شدن در یک مساله ریاضی یا گم کردن راهحل یک مشکل، یک حواسپرتی مختصر میتواند ذهن ما را آزاد کند.
به طور خلاصه، همیشه یک راه درست یا نادرست برای یادگیری وجود ندارد. استراتژیهای متفاوتی وجود دارد که هر کدام از آنها به طرز منحصربفردی مناسب فراگیری نوع خاصی از اطلاعات هستند. یک شکارچی خوب، تلهاش را براساس شکارش میسازد.
منبع: