مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

گذشته هم تغییر می‌کند!

حافظه، پدیده عجیبی است. دانشمندان به طور دقیق نمی‌دانند مغز انسان چگونه اتفاقات گذشته را در خاطر خود نگه می‌دارد و چگونه آنها را به یاد می‌آورد. آنها همچنین به عنوان مثال نمی‌دانند در زمان افسردگی واقعا چه اتفاقاتی در ذهن انسان می‌افتد و چرا داروهای ضدافسردگی می‌توانند اثر آن را کاهش دهند. با این حال، برای عملکرد بهتر در محفوظات می‌توان یکی از خاطرات قدیمی را بررسی کرد تا به عملکرد مغز دست یافت؛ خاطره‌ای که به روشنی در ذهن شما باقی مانده است.

خود من، روز اول دبیرستانم را به خوبی به یاد می‌آورم. سپتامبر 1974 بود. دهه‌ها از آن خاطره گذشته اما هنوز هم چهره معلمم را به خوبی به یاد می‌آورم. زنگ خورده بود و من باید به اولین کلاس درس خود می‌رفتم، اما گم شده بودم. نمی‌دانستم به کدام کلاس باید بروم. راهروی دبیرستان بسیار شلوغ بود، این نگرانی را داشتم که ممکن است نتوانم به موقع کلاس خود را پیدا کنم و ممکن است بخشی از کلاس را از دست داده و از دیگران عقب بیفتم. هنوز هم می‌توانم تشعشعات نور آن صبح غبارآلود را در راهروی دبیرستان ببینم. دیوارهای زشت آبی سیر، دانش‌آموز سال‌بالاتری که کنار کمد قفل‌دارش ایستاده بود و یک پاکت وینستون را قایم می‌کرد. با دیدن معلم، مسیر خود را به سمت او تغییر دادم و با صدایی بلندتر از آنچه بخواهم، گفتم: «ببخشید». او ایستاد و نگاهی به برنامه کلاسی من انداخت. صورتی مهربان، عینکی سیمی و موهای وزوزی قرمزی داشت.

با لبخندی نصفه و نیمه گفت: «می‌توانی دنبال من بیایی. در کلاس من هستی.»

نجات یافته بودم.

حدود 35 سال است که به این خاطره فکر نکرده‌ام و هنوز هم آن را به یاد ندارم. نه تنها می‌توانم آن را به یاد بیاورم، بلکه جزئیاتی بسیار غنی از آن هم در ذهنم است. به نظر می‌رسد که مغزم همه جزئیات را در کنار یکدیگر قرار داده و هر چقدر بیشتر به آن فکر می‌کنم، داستان ذهنی‌ام هم انسجام بیشتری می‌یابد. احساس می‌کنم کوله‌پشتی‌ام در حال افتادن است و برنامه درسی‌ام را پس می‌گیرم. اکنون تردید دارم. دلم نمی‌خواهد به با یک معلم راه بروم. چند قدم عقب می‌روم.

خاطره من شاید بسیار واقعی به نظر برسد. خودم که شکی به صحت آن ندارم. اما زمانی که آن را با دفترچه خاطراتم مطابقت می‌دهم متوجه می‌شوم که مغزم بسیاری از اتفاقات را تغییر داده و بسیاری از جزئیات نادرست را برای تکمیل شدن داستان به آن اضافه کرده است؛ جزئیاتی که مطابق خواسته خودش است. چنین اتفاقی در زمان یادآوری خاطرات احساسی و با اهمیت بالا، زیاد اتفاق می‌افتد. برای جلوگیری از آن باید اهرمی کنترلی مانند دفترچه خاطرات داشت. اما مهمتر از هر چیز، دانستن این نکته است که تمام محفوظات و ذهنیات شما منطبق با واقعیت نیست؛ حتی اگر تمام جزئیات آن را به خوبی در ذهن داشته باشید.


منبع:

منبع: قلم چی


اجازه ندهید این شش پدیده، حافظه شما را تحریف کنند!

هر کدام از ما، 2 نظام تجزیه و تحلیل ذهنی داریم که با نام نظام‌های 1 و 2 کسب آگاهی شناخته می‌شوند. نظام 1، سریع، ناخودآگاه، واکنشی و مبتنی بر تجربیات گذشته است و نظام 2، کند، منطقی، تحلیل‌گرانه و مبتنی بر عقل است. وجود نظام 1 برای بقا در جهان، حیاتی است اما گاهی به دلیل احساسات و واکنش‌های سریع و غیرمنطقی، دچار اشتباه می‌شود. در این شرایط نیاز است نظام 2، به کنترل و اصلاح آن بپردازد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که ذهن انسان دارد، ترس بیش از حد آن از ناشناخته‌ها است. به همین دلیل است که اگر در مورد بخشی از یک داستان، اطلاعات کافی نداشته باشد، به داستان‌سرایی و توسل به خلاقیت خود می‌پردازد تا آن داستان را تکمیل کند. این اتفاق در موارد مختلف زندگی و حتی آموزش اتفاق می‌افتد و ریشه تحریف‌های بسیاری در حافظه است. آگاهی از آنها می‌تواند به فرد برای مقابله، کمک کند.

حافظه می‌تواند به شکل‌های مختلفی تحریف شود. افراد، یک داستان را براساس دانش خود تفسیر می‌کنند. آنها همچنین زمانی که نظمی و ساختاری مشخص در اتفاقات مشخص نمی‌شود، خودشان نظمی ساختگی به آن می‌دهند تا به داستانی منطقی‌تر برسند. حافظه یک ماهیت بازسازی شده دارد. ما نمی‌توانیم تمام جوانب و جزئیات یک رویداد را به خاطر بیاوریم. به همین دلیل تنها بخش‌هایی از آن را حفظ می‌کنیم که اهمیت احساسی بیشتری برای ما دارد و تلاش می‌کنیم تا جاهای خالی را با جزئیاتی از خودمان پر کنیم که داستان ما یکپارچه شود. مشکل آنجا است که این جزئیات واقعی نباشند.

«فوران خیالپردازی[1]» هم پدیده دیگری است که گاهی حافظه را تحریف می‌کند. اگر از افراد خواسته شود تا یک رویداد را به صورت روشنی در ذهن خود تصور کنند، ممکن است در آینده تصور کنند که آن رویداد واقعا اتفاق افتاده است. به عنوان مثال در یک پژوهش از تعدادی از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا شکستن یک پنجره را با دست خود تصور کنند. بسیاری از این افراد در آینده واقعا باور داشتند که چنین اتفاقی در زندگی آنها افتاده و متوجه نبودند که چنین واقعه‌ای تنها نتیجه خیالپردازی خودشان بوده است.

یکی دیگر از تحریف‌های امکان‌پذیر در حافظه، «پیشنهاد[2]» است. این اشتباه به سادگی در اثر شیوه پرسیدن یک سوال رخ می‌دهد. در یک مطالعه، به شرکت‌کنندگان فیلمی از یک تصادف نشان داده شد. در این فیلم، یک ماشین با عبور غیرمجاز از تابلوی توقف در سر یک چهارراه با ماشین در حال عبور دیگری تصادف می‌کرد. پس از نمایش این فیلم از عده‌ای از افراد خواسته شد تا سرعت ماشین‌هایی را که با یکدیگر «برخورد» می‌کنند، تخمین بزنند. این افراد معتقد بودند که سرعت آنها 51 کیلومتر بوده است. از گروه دوم از افراد خواسته شد تا سرعت ماشین‌هایی را که به یکدیگر «کوبیده» می‌شوند، حدس بزنند. این گروه سرعت ماشین‌ها را 66 کیلومتر برآورد کردند. نتیجه آن بود که شکل سوال دوم باعث شده بود تا تصور افراد از سرعت ماشین‌ها افزایش یابد. در نظام‌های قضایی کشورها، قدرت این سوال‌های هدایت کننده[3] به خوبی شناخته شده و تلاش می‌شود تا از بروز آنها و هدایت روند دادگاه به مسیری مشخص جلوگیری شود. اما واقعیت آن است که پیشنهادات و تصورات القایی نهفته در چنین سوالاتی بسیاری زیرکانه است و نمی‌توان به طور کامل از آنها دوری کرد.

«مداخله[4]»، یکی دیگر از منابع تحریف حافظه است. فرض کنید که پلیس اندکی پس از یک جرم با یک شاهد ماجرا صحبت کرده و عکس‌هایی از مظنون‌های احتمالی به او نشان دهد. مدت زمانی می‌گذرد و پلیس بالاخره یک مظنون را بازداشت می‌کند؛ یکی از کسانی که شاهد عکس او را دیده بود. اکنون اگر از شاهد خواسته شود تا یک گروه از افراد را دیده و کسی را به یاد بیاورد که در صحنه جرم حضور داشته، ممکن است به اشتباه آن شخصی را به یاد بیاورد که عکسش را دیده بوده است. این اتفاق برای یک روانشناس استرالیایی به نام دونالد تامسون رخ داده بود. او را پلیس به جرم ورود غیرقانونی و اذیت و آزار یک زن دستگیر کرد. اما مشخص شد که آن زن پیش از قربانی شدن در حال تماشای تلویزیون و مشاهده تصویر دونالد تامسون بوده که در حال مصاحبه بوده است. نظام 1 دانستن آن زن وارد عمل شده بود و به دلیل اهمیت احساسی آن اتفاق تصویر تامسون را در ذهنش حک کرده بود اما نمی‌دانست که حافظه او مرتکب خطا شده است.

آنچه روانشناسان آن را «نفرین دانش[5]» می‌نامند، دستکم گرفتن زمان یادگیری دانش کنونی ما برای افراد دیگر است. معمولا معلم‌ها از این تصور نادرست رنج می‌برند. معلمی که حساب دیفرانسیل و انتگرال تدریس می‌کند و آن را بسیار آسان می‌داند، نمی‌تواند خود را جای دانش‌آموزی بگذارد که به تازگی در حال آموختن اصول کار است و راه دشواری تا فهم کامل مطلب دارد. نفرین دانش شباهت بسیاری با «تبعیض پسگرایانه[6]» دارد. این پدیده را که می‌توان دانش تمام و کمال هم دانست، همان چیزی است که درباره‌اش می‌گویند: «معما چو حل گشت، آسان شود.» زمانی که ما اطلاعات کامل و دانش عمیقی نسبت به یک سلسله اتفاقات و رویدادها به دست می‌آوریم، نسبت به پیش از آن نگاهی بسیار متفاوت‌تر به همان موضوع خواهیم داشت. کارشناسان بازار سهام در اخبار شامگاهی با اطمینان کامل می‌توانند تحولات و نوسان‌های آن روز بازار را تشریح کنند؛ با این حال، آنها پیش از شکل گرفتن و روی دادن آن اتفاقات نمی‌توانستند این موضوعات به اصطلاح بدیهی را پیش‌بینی کنند.

«احساس دانستن[7]» هم موضوع دیگری است که در سیاست و بازاریابی رواج بسیاری دارد. این حالت اختلال در حافظه همان چیزی است که از آن با نام دروغ بزرگ هم نامبرده می‌شود. شما اگر یک موضوع نادرست و یک دروغ بزرگ را بارها بشنوید، به این دلیل که در مرتبه‌ها بعدی اندکی ذهن شما با آن آشنا است، تصور می‌کنید که واقعیت داشته و حتی خودتان صحت آن را آزموده‌اید.

[1] Imagination inflation

[2] suggestion

[3] leading questions

[4] Interference

[5] curse of knowledge

[6] hindsight bias

[7] feeling of knowing

منبع:

قلم چی


چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟

 

تا حالا پیش اومده که مقاله های وبلاگ یا وب سایتی رو خونده باشید و با خودتون بگید چگونه یک مقاله خوب بنویسیم؟ 
 در این مطلب با روش هایی آشنا میشید که به سادگی میتونید یک مقاله علمی، پژوهشی خوب بنویسید.

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟01

 

1- در مورد چیزی که میخواهید بنویسید، فکر کنید.

 نوشتن در مورد موضوعاتی که به اونها علاقه مند هستید میتونه یه شروع عالی برای نوشتن یک مقاله خوب باشه. پس نوشتن مقاله رو با موضوعاتی شروع کنید که به اونها علاقه دارید.

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟02

 

2- به دستور زبان مناسب، نقطه گذاری های به موقع و املای کلمات دقت کنید.

اهمیت استفاده از دستوز زبان و قواعد نگارش، زمانی پررنگ تر میشه که قراره مردم مقاله هاتون رو بخونن، پس لطفاً این قواعد رو رعایت کنید.
همیشه سعی کنید دایره لغات گسترده داشته باشید، شاید این کار در ابتدای نوشتن مقاله سخت باشه اما با خوندن مقاله های دیگران میتونید با این کلمات آشنا بشید و از این کلمات در مقاله های خودتون هم استفاده کنید.

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟03

 

4- خوب توضیح دهید!

 از کلمات و عباراتی که بتواند منظور شما رو به درستی منتقل کند استفاده کنید. مخاطب شما نمیتونه ذهن شما رو بخونه و ببینه شما چی رو میخواید در مقاله توضیح بدید.

مثلاً وقتی میگید” اونو داخل جعبه فلزی قرار بدید” مخاطب منظور شما رو متوجه نمیشه، در عوض باید بگید “نان را داخل جعبه فلزی قرار بدید” یا جملاتی مشابه این…

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟04

 

5- در مورد چیزی که نمیدانید چیست ، مقاله ننویسید!

نوشتن مقاله در مورد موضوعاتی که اطلاعی راجع بهشون ندارید یه کار بیهودست.

به عنوان مثال چرا باید درباره حل مکعب روبیک مقاله بنویسید در صورتی که اصلاً نمیدونید چیه؟

یا مثلاً در مورد نحوه ساخت برج ایفل مقاله بنویسید در صورتی که بند کفشتون رو ببندید!!

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟05

 

6- نظر شخصی

 به عنوان مثال در مقالتون در مورد اینکه چقدر از گربه ها متنفرید یا چه شخصیت هایی رو نمیتونید تحمل کنید، صادق باشید و نظر شخصیتون رو تحمیل نکنید.

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟06

7- مقدمه ای کوتاه و نزدیک به بحث بنویسید.

کمتر کسی هست که یک مقدمه طولانی رو بخونه.

سعی کنید یک مقدمه کوتاه برای مقاله بنویسید و زیاد از اصل موضوع خارج نشید تا حوصله مخاطب سر بره.

در مقدمه مقاله بگید که میخواید در مورد چه موضوعاتی صحبت کنید و دقت کنید که بیشتر از پنج جمله نشه.

 

چطور یه مقاله خوب بنویسیم؟07

 

 

حتما بخوانید: چطور یک مقاله پژوهشی بنویسیم؟

زمان انتشار : 153 روز پیشدسته بندی : روش های یادگیریمقالات آموزشی

منبع: عینکی


چطور یه متن طولانی رو حفظ کنیم؟

حتماً براتون پیش اومده که مجبور بودید یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنید. مثلاً برای یه امتحان که زمان کمی هم برای مطالعه اون داشتید و …

 هر موقع که با این چالش رو به رو شدید یا موفق شدید و تونستید یه متن بلند رو حفظ کنید یا کلافه شدید و اونقدر استرس گرفتید که نتونستید متن رو حفظ کنید و شکست خوردید!

اما نگران نباشید اگه میخواید بدونید که چطور یه متن طولانی رو حفظ کنید این مطلب رو از دست ندید!

 

چطور یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنیم؟ 01

با صدای بلند بخونید.

1- بخش هایی از مطلب که مهم هستن و  باید اون ها رو حفظ کنید رو روی یه تکه کاغذ یادداشت کنید.

2- متن رو به چند بخش تقسیم کنید.

اگه متن طولانیه، تعداد جمله هایی که برای خلاصه کردن متن نیاز دارید بیشتر میشه، اما اگه متن کوتاهه، تعداد جملاتی که برای خلاصه نویسی لازم دارید هم کمتر میشه.

اگه متن طولانیه، سعی کنید اون رو به چند بخش تقسیم کنید و هر بخش رو در چند تا جمله خلاصه کنید.

3- سعی کنید مطالب رو حفظ کنید.

برای این کار ابتدا باید مطلب رو به صورت مفهومی بخونید، یعنی اینکه متن رو خیلی خوب توی ذهنتون تجزیه و تحلیل کنید. با این کارحفظ کردن متن هم براتون راحت تر میشه.

 

چطور یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنیم؟ 02

 

4- کاغذ رو روی میز بذارید .

حالا میتونید تمام مطالب روی برگه رو با یه نگاه بخونید، سعی کنید از برگه فقط برای یاد آوری استفاده کنید و بیشتر متن رو به صورت ذهنی بگید.

5- بخش اول رو با صدای بلند بخونید.

انقدر این کارو تکرار کنید که بتونید بدون نگاه کردن به کاغذ متن رو بگید، باید قسمت اول رو خوب حفظ کنید بعد سراغ قست های بعدی برید.

6- این کار رو برای بخش های بعدی هم تکرار کنید.

 

چطور یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنیم؟ 03

7- مطالبی که حفظ کردید رو بازگو کنید.

سعی کنید قسمت اول متن رو برای خودتون با صدای بلند بازگو کنید. سپس به سراغ بخش های بعدی برید.

این کارو برای همه بخش ها انجام بدید. اگه مشکلی نداشتید که در حفظ کردن متن موفق بودید، اما اگه نمیتونستید بدون نگاه کردن به متن ، مطالب رو بازگو کنید مراحل قبلی رو تکرار کنید.

۸- به سراغ بخش های بعدی برید و سعی کنید اون رو به یاد بیارید.

برای همه قسمت ها این کار رو انقدر تکرار کنید تا مطالب کاملاً در ذهنتون بمونه.

9- تصویر سازی کنید.

سعی کنید برای برگه ای که دارید یه داستان بسازید و تصویر داستان رو توی ذهنتون تداعی کنید. تصویر سازی کمک زیادی به حفظمطلب میکنه.

 

چطور یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنیم؟ 04

 بنویسید.

1- متن رو بازنویسی کنید.

حالا باید برگه رو به طور کامل کنار بذارید و سعی کنید متن رو روی کاغذ از حفظ بنویسید. دقت کنید مطلب رو با دست بنویسید نه با کامپیوتر و موقع نوشتن مطلب به تک تک کلمات توجه کنید تا خوب در ذهنتون بمونه. 

2- متنی که نوشتید رو چند بار بخونید.

میتونید کلماتی رو که مهم هستن رو هم هایلایت کنید.

 

چطور یه متن طولانی رو در مدت زمان کم حفظ کنیم؟ 05

3- مطلب اصلی رو کنار بذارید و سعی کنید دوباره از روی متن بنویسید.

یه برگه جدید بیارید و سعی کنید متن رو از حفظ بنویسید، نیازی نیست خط به خط و کلمه به کلمه متن رو بنویسید، نوشتن نکات کلیدی و مهم کافیه.

4- متن رو بررسی کنید.

هر بار که متن رو بازنویسی می کنید اون رو با متن صلی مقایسه کنید، اگه جایی رو اشتباه نوشیتید اون رو اصلاح کنید و سعی کنید روی اون قسمت تمرکز کنید تا بخش اصلاح شده توی ذهنتون بمونه.

5- مراحل رو تکرار کنید.

مجدداً مطالب رو روی برگه جدید بازنویسی کنید. انقدر این مراحل رو تکرار کنید که مطالب به طور کامل در ذهنتون بمونه.

۵- دوباره تلاش کنین.

اگه دیدین که نکات اصلی متن رو جا انداختید اصلا نگران نشید. دوباره از اول شروع کنین. اول یه دور دوباره متن اصلی رو بخونین و به خاطر بیارین، بعدش دوباره متن رو کنار بذارید و سعی کنین دوباره از اول باز نویسیش کنین. این پروسه رو تا زمانی که بتونین کل متن رو حفظ کنین ادامه بدید.

موارد گفته شده بسیار گسترده بودن و سعی ما بر این بود، روشی رو بیان کنیم که مناسب همه ی گروه ها باشه. یعنی حتی کسانی که حفظیات ضعیفی دارن بتونن مطالب رو حفظ کنن. دقت کنید در هر مرحله اگه مطالب رو حفظ کردید دیگ لازم به انجام مراحل بعدی نیست. چون تکرار زیاد هم میتونه نتیجه عکس داشته باشه و ذهن رو خسته کنه.

حتما بخوانید: چطور تند خوانی کنیم؟

منبع: عینکی


طراحی سیستم آموزشی بهینه برای افزایش کیفیت آموزشی

دانشمندان در مطالعات مربوط به کارایی مدارس، لایه‌های مختلف موثر بر میزان یادگیری دانش‌آموزان را شناسایی کرده‌اند. این لایه‌ها شامل سیاست‌های آموزشی منطقه‌ای یا ناحیه‌ای مربوط به هر بخش از کشورها، محیط آموزشی در نظر گرفته شده برای دانش‌آموزان، سیاست‌ها و تصمیم‌سازی‌های مدارس، سیستم ارزیابی مدارس و نهایتا کیفیت آموزشی است. مورد آخر یا همان کیفیت آموزشی اشاره به مجموعه‌ای از استراتژی‌های بکار گرفته شده در کلاس درس دارد که نتایج یادگیری دانش‌آموزان را بهبود بخشیده است. در هسته اصلی که در حقیقت شاکله این مورد را می‌سازد استراتژی‌های آموزش قرار دارد. اجماع نظر در بین محققین این حوزه وجود دارد که کیفیت آموزش منحصر به یک استراتژی خاص نیست و این مقوله‌ای چند بعدی است، به‌طور کلی محققین درجه موفقیت این رویکردها را مبتنی بر زمینه کاربردی آن می‌دانند به‌دیگربیان هر استراتژی باید سازگار با شرایط و لایه‌های بیان شده در زمان و مکان مناسبی به‌کار گرفته شود تا تاثیر حقیقی خود را بر فرآیند یادگیری بگذارد. اما بدون شک می‌تواند الگوهای مختلف کارا در هر بخش با درنظرگرفتن محدودیت‌های حاکم در آن‌جا شناسایی و به‌عنوان اطلاعات آموزشی مفید انباشت کرد تابتوان در موارد مشابه از آن‌ها استفاده کرد.

اما در این میان ترکیب نتایج مطالعات کاملا مستقل در این رابطه در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که گروهی از تمرینات و الگوهای تدریسی تاثیر بیشتری نسبت به سایر استراتژی‌ها در این زمینه دارند. برخی از این تمرینات شامل مدیریت قوی کلاس درس (به‌عنوان عنصر اصلی در شکل‌دهی رفتار دانش‌آموزان سازگار با اهداف معلم و مدیریت مدرسه)، ایجاد شفافیت در فرآیند آموزش و یادگیری (موضوعات مورد تدریس باید تا جای ممکن سنتز شده و با شفافیت بالا و با کمترین ابهام ممکن بین دانش‌آموز و معلم مطرح شود)، حمایت و پشتیبانی از دانش‌آموزان ضمن فرآیند یادگیری، حمایت از دانش‌آموزان در یادگیری مطالب (شناسایی خصوصیات فردی دانش‌آموزان و حمایت از آن‌ها سازگار با این خصوصیات)، ایجاد بستری برای حداکثر تعامل دانش‌آموزان در مباحث درسی مطابق با محتوای آموزشی مدنظر و شکل‌دهی سیستم ارزیابی مناسب از بطن همین تعاملات، است. این‌ها مواردی اصلی در بهبود فرآیند یادگیری دانش‌آموزان هستند که از نتایج پژوهش‌های بیشمار استخراج شده‌اند

نتایج بررسی و نظرسنجی بین‌المللی آموزش و یادگیری (TALIS)  در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)  مواردی که در ذکر آن‌ها در بالا رفت را عوامل اصلی شکل‌دهی چهارچوب مفهومی در فرآیند یادگیری دانش‌آموزان و توسعه این کشورها می‌داند. علاوه براین موارد، TALIS یک سری تمرینات دیگر که در حقیقت دامنه‌ای وسیع از شیوه‌های آموزشی معلمان را پوشش می‌دهد در سال 2013 منتشر کرده‌اند " وقتی معلمان این فرصت را دارند تا مجموعه‌ای از مهارت‌های اکتسابی منحصر به فرد  خود را بسط و توسعه دهند، تحت چنین شرایطی بستر به مراتب مناسب‌تری برای افزایش و بهبود فرصت‌های یادگیری دانش‌آموزان نیز فراهم خواهد شد". این مطلب اشاره به این موضوع دارد که کیفیت آموزش یک فرآیند الگوبرداری مستمر از میان انبوه استراتژی‌هایی است که معلمین در فرآیند آموزش خود بکار می‌برند. وقتی سیستم آموزشی شرایطی را فراهم کند که در آن توانایی ارزش‌گذاری برای شیوه‌های مفید و منحصر به فرد هر معلم فراهم شود، این رویه انگیزه لازم برای خلق و گسترش این چنین شیوه‌هایی بین معلمین را پدید می‌آورد. بهبود رویه‌های تدریس بین معلمین در حقیقت بهبود بستر یادگیری دانش‌آموزان است. زیرا یک شیوه بهینه که قبلا کارکرد خود را در مدرسه‌ای دیگر نشان داده، می‌تواند بدون آزمون سعی و خطا که اصطکاک بالایی می‌طلبد، وارد سیستم آموزشی مدرسه شده و به‌طبع فرصت‌های جدید زیادی برای آموزش و یادگیری بهتر دانش‌آموزان خلق خواهد شد.

                        

منبع:

منبع: قلم چی