مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

راهنمای یادگیری سریع همه چیز

با رعایت نکات ساده می‌توانیم سرعت یادگیری خود را افزایش دهیم.

به گزارش ایسنا، روزنامه وقایه اتفاقیه نوشت: «در دنیای کنونی، یادگیری مهارت‌ها آسان‌تر از گذشته شده اما اختصاص زمان به یادگیری، چالش عصر حاضر است. با رعایت نکات ساده می‌توانیم سرعت یادگیری خود را افزایش دهیم.

«اگر چند سال پیش اسپانیایی یاد می‌گرفتم...»

«اگر در اوایل ۲۰ سالگی همه‌ چیز را در مورد سرمایه‌گذاری یاد می‌گرفتم...»

اگر فقط.

بسیاری از ما نسبت به زمانی که در اختیار داریم، می‌خواهیم چیزهای زیادی یاد بگیریم. از آنجا که اطلاعات به‌ صورت آنلاین در دسترس است، تعداد مهارت‌هایی که می‌خواهیم یاد بگیریم، افزایش یافته است؛ این یعنی تنها متغیری که می‌توانیم کنترل کنیم، زمانی است که صرف یادگیری می‌شود.

بحث کوتاه‌کردن منحنی یادگیری برای سال‌ها مورد مطالعه قرار گرفته. این راهنما به پوشش اصول اساسی یادگیری سریع‌ می‌پردازد. با اجرای درست این اصول، می‌توانید روند یادگیری را سریع‌تر کرده و در هر موضوعی از جمله زبان، مهارت‌های کسب‌ و کار، آلات موسیقی و... مهارت پیدا کنید. آنتونی رابینز در جایی می‌گوید: «اگر در این زمانه می‌خواهید یک زندگی خارق‌العاده داشته باشید، باید در یک مهارت خبره شوید و آن هم توانایی یادگیری سریع است.»

چرخ را دوباره اختراع نکنید

چرا باید چرخ را اختراع کنید که قبلا اختراع شده است؟ ما همیشه وقتی می‌خواهیم در یک کار جدید مهارت پیدا کنیم، به‌ تنهایی این کار را انجام می‌دهیم و زمان و تلاش خود را دست‌ کم می‌گیریم؛ در حالی‌ که با کمک‌ گرفتن از افراد باتجربه در‌ این‌ زمینه می‌توانیم در زمان و انرژی خود صرفه‌جویی کنیم. به زمانی که برای اولین‌ بار صحبت به یک زبان جدید یا یک مهارت جدید را آموختید، نگاهی داشته باشید. شاید در ابتدا منحنی یادگیری شما شیب زیادی داشت اما پس از چند سال یا چند ماه آزمون و خطا می‌توانید به‌ عنوان یک راه میان‌بر برای دوستان خود باشید تا خطاهای شما را تکرار نکنند. برای به‌ دست‌ آوردن مهارت سریع‌تر، اولین مرحله مشورت با افراد برجسته در‌ این‌ زمینه و مدل‌سازی مسیری است که برایمان ساخته‌اند. همان‌طور که رابینز می‌گوید: «بسیاری از رهبران برجسته ثابت کرده‌اند سریع‌ترین راه برای مهارت‌ پیدا کردن در هر کار، استراتژی یا هدفی در زندگی، مدل‌سازی افرادی است که بخشی از مسیر را طی کرده‌اند.»

اگر بتوانید شخصی را پیدا کنید که نتایج دلخواه شما را به‌ دست آورده باشد و کارهای او را تکرار کنید، می‌توانید به نتایج مشابهی برسید.

رابینز می‌گوید: «فرقی ندارد چند سال دارید، جنسیت شما یا سوابق شما چیست، مدل‌سازی باعث می‌شود بتوانید سریع‌تر رؤیاهایتان را دنبال کنید و در یک بازه‌ زمانی کوتاه‌تر به اهداف بیشتری دست پیدا کنید. امروزه و در این عصر، هر راه‌حلی را می‌توانید به‌ راحتی از طریق کتاب‌، سایت، فیلم‌های آموزشی، مشاوره و... پیدا کنید.

مهارت را تجزیه کنید

مرحله‌ بعدی، شکافتن منحنی یادگیری و تجزیه‌ مهارت مورد نظر به مؤلفه‌های اساسی و اصلی است. بخش‌ها را بشکنید و مهم‌ترین نکات را برای تمرین پیدا کنید. (با توجه به اصل پارتو دستیابی به ۸۰ درصد نتیجه با ۲۰ درصد تلاش امکان‌پذیر است.)

این اصل را می‌توان تقریبا برای هر کاری در زندگی اعمال کرد. برای مثال کسب‌وکار (۸۰ درصد فروش از ۲۰ درصد مشتریان به‌ دست می‌آید)، بازدهی کارمند (۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد کارمندان می‌آید)، خوشبختی (۸۰ درصد خوشبختی از ۲۰ درصد روابط نتیجه می‌شود)، تجربه‌های سفر (۸۰ درصد سفرها بر‌ اساس ۲۰ درصد تجربیات سفر).

استفاده از این روش نشان می‌دهد فقط تعداد اندکی از کارها در هر جنبه از زندگی ما تأثیر می‌گذارد. هدف ما جداسازی ۲۰ درصد از موضوعات یادگیری است که ۸۰ درصد نتیجه را فراهم می‌کند. افراد حرفه‌ای برای یادگیری سریع‌ از این روش استفاده می‌کنند و نمونه‌های منسجمی را در مورد اجرای بهینه‌ این کار ارائه می‌کنند. جاش کافمن در یکی از سخنرانی‌های TED می‌گوید لازم نیست برای کسب مهارت در کاری، ۱۰ هزار ساعت را صرف آن کار کنید. نکته‌ کلیدی یادگیری ۲۰ ساعت اول و یادگیری بیشترین مهارت‌های زیرمجموعه در این چارچوب زمانی برای دستیابی به حداکثر نتیجه است. مطالعات متعدد در زمینه‌ انگیزه و کسب مهارت‌های شناختی، نشان می‌دهند ساعات اولیه‌ تمرین مهارت جدید، بیشترین بهبود در عملکرد را به‌دنبال خواهد داشت (قانون پارکینسون).

از چندکاری دست‌ بردارید

چندوظیفگی یا چندکاری یک لذت کاذب بوده که در عصر اپلیکیشن‌های موبایل افزایش یافته است. از چک‌ کردن ا‌یمیل‌های خود هر ۱۰ دقیقه یک‌ بار یا دیدن صفحات اینستاگرام، تا خوشامدگویی به همکاران. در واقع، چندوظیفگی یکی از بزرگ‌ترین موانع یادگیری سریع است.

کامپیوتر خود را در نظر بگیرید. وقتی بیش از ۲۰ تب مختلف را روی مرورگر خود باز کردید، عملکرد کامپیوتر شما کند می‌شود و پردازش هر عمل به زمان طولانی‌تری نیاز خواهد داشت. مطالعات نشان می‌دهند وقتی شخصی از مسیر منحرف می‌شود، ۲۵ دقیقه زمان لازم دارد تا دوباره آن کار را به دست بگیرید. مطالعه‌ دانشگاه کالیفرنیا ایرواین نشان می‌دهد یک کارمند فقط قادر است ۱۱ دقیقه بر وظیفه‌ خود تمرکز کند و بعد دچار حواس‌پرتی می‌شود. همین مسئله برای تمرکز طولانی‌مدت ما صدق می‌کند. بسیاری از ما به‌ خاطر پروژه‌ها، ایده‌ها و سرگرمی‌های جدید و بی‌شماری که سر راهمان قرار می‌گیرند، نمی‌توانیم ۶ تا ۱۲ ماه را به یادگیری یک مهارت اختصاص دهیم و وقتی تمرکز خود را به یک موضوع جدید می‌دهیم، یافتن همان علاقه و تمرکز بر مهارت قبلی دشوار می‌شود. وقتی مهارت‌های زیرمجموعه که بیشترین نتیجه را به شما می‌دهند، تجزیه کردید، فقط بر بهبود آن مهارت‌ها تمرکز کنید و تا زمانی که بر آنها مهارت پیدا نکردید از هر کار دیگری دوری کنید.

تکرار، تکرار و تکرار

مشکل‌ترین بخشی که اغلب با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم و بسیاری از ما نمی‌خواهیم بپذیریم، این است که قانون مهارت‌ یافتن سریع در هر کاری، تمرین است. یادگیری، مستلزم تکرار و مقاومت در اجرای یک مهارت است تا وقتی که بتوانید بدون فکر کردن به آن به‌ صورت ناخودآگاه آن را انجام دهید. افراد موفق دنیا به این «راز» برای یادگیری سریع‌تر پی‌ برده‌اند و به‌ این‌ ترتیب در کار خود بهترین می‌شوند اما به‌ ندرت در مورد آن صحبت می‌کنند زیرا زیاد هم جذاب به نظر نمی‌رسد. عملکرد حرفه‌ای، نتیجه‌ تمرین حرفه‌ای و نه استعداد ذاتی است. به گفته‌ آندرس اریکسون، محقق علمی دانشگاه ایالتی فلوریدا «مردم معتقدند به‌ دلیل تفاوت عملکرد حرفه‌ای از عملکرد عادی، خصوصیات فردی یک حرفه‌ای با افراد عادی متفاوت است. این دیدگاه، محققان را از بررسی سیستماتیک افراد حرفه‌ای و در نظر گرفتن عملکرد آنها از نظر قوانین و اصول روان‌شناسی عمومی دلسرد کرده است.»

به‌ دنبال بازخورد لحظه‌ای باشید

در سال ۱۹۶۰، در حالی‌ که گروه بیتلز به‌ عنوان یک گروه ناشناس راک فعالیت می‌کرد، برای اجرا در کلوپ‌های محلی به هامبورگ آلمان رفت. سیستم صوتی افتضاح بود و مخاطب‌ها زیاد راضی نبودند. پس چه چیزی باعث شد بیتلز از این تجربه نجات پیدا کند؟ ساعت‌های متوالی تمرین و بازخورد لحظه‌ای که آنها را وادار می‌کرد، بهتر شوند. به گفته‌ مالکوم گلادول در کتابش با عنوان outliers (بیرونی‌ها)، این یک اختلاف کلیدی بود که بیتلز را بالا کشید. این گروه فقط در یک گاراژ تمرین نمی‌کرد. آنها در مقابل مخاطب به‌ صورت زنده تمرین می‌کردند و همین منجر به بازخورد سازنده و انتقادی نسبت به آنها می‌شد.

هر چقدر مهارت آنها افزایش می‌یافت، مخاطب‌ها بیشتر نیاز به اجرا را احساس می‌کردند (زمان بیشتری برای اجرا به آنها می‌دادند). تا این که در سال ۱۹۶۲ روزی هشت ساعت، هفت روز در هفته اجرا داشتند. در سال ۱۹۶۴ سالی که صحنه‌‌های بین‌المللی را منفجر کردند، بیش از هزار و ۲۰۰ کنسرت برگزار کرده بودند. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، اغلب گروه‌ها در کل دوره‌ شغلی خود هزار و ۲۰۰ اجرا نداشتند.

راه طولانی را طی کنید

متأسفانه بسیاری از ما در طول آن چه ست گادین «شیب» می‌نامد، تسلیم می‌شویم. به گفته‌ گادین، اگر چه دانستن زمان ترک یک کار مهم است، بسیاری از برندگان بالقوه به موفقیت نمی‌رسند زیرا قبل از رسیدن به شیب، کار را ترک می‌کنند. به گفته‌ گادین، پنج دلیل شکست در موفقیت عبارت است از:

۱- وقت شما به پایان می‌رسد (و کار را ترک می‌کنید)

۲- پول شما تمام می‌شود (و کار را ترک می‌کنید)

۳- می‌ترسید (و کار را ترک می‌کنید)

۴- در مورد آن جدی نیستید (و کار را ترک می‌کنید)

۵- علاقه‌ خود را از دست می‌دهید (و کار را ترک می‌کنید)

روان‌شناسان به مطالعه‌ چرخه‌ ‌گذار هم پرداخته‌اند. این چرخه، روندی است که در صورت تغییر یا یک رویداد برجسته مانند یک تراژدی یا فرصت یادگیری جدید وارد آن می‌شویم. وقتی یک کار جدید را تجربه می‌کنیم، یک حس خوشحالی را تجربه می‌کنیم. به‌ همین‌ دلیل است که به دیدن اعلان‌های شبکه‌های اجتماعی اعتیاد پیدا می‌کنیم زیرا هر مرتبه دوپامین در بدن ما آزاد می‌شود.

وقتی مرحله‌ ماه عسل یا سرخوشی طی می‌شود، «شیب» را تجربه می‌کنیم و وارد سربالایی یا سراشیبی می‌شویم. در این مرحله اغلب ما کار را ترک می‌کنیم. دلیل اهمیت این مسئله آن است که اگر شما بتوانید پیش‌بینی کنید که هنگام یادگیری یک موضوع جدید، با یک شیب روبه‌رو می‌شوید، راحت‌تر می‌توانید با آن مقابله کنید. مهم‌تر از هر چیز شیب به این دلیل وجود دارد که افراد مقاوم می‌توانند آن را رد کنند و به سمت بالای موج حرکت کنند که پایان تونل است.

در نهایت این نقاط را برای شکافتن منحنی یادگیری مرور می‌کنیم:

به مدل‌سازی یک فرد حرفه‌ای بپردازید که به مقصد رسیده و دوباره چرخ را اختراع نکنید.

مهارت‌هایی را که ۸۰ درصد نتایج را به بار می‌آورند تجزیه کنید.

از چندوظیفگی دوری کنید.

تکرار کنید، تکرار و تکرار!

به‌دنبال بازخورد آنی باشید.

راه طولانی را طی کنید و قبل از شیب یا در طول آن، کار را ترک نکنید.


منبع: قلم چی

تاثیر پیشینه دانش‌آموزان بر استفاده معلمان از شیوه‌های آموزشی

بررسی‌ها در میان کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)  حاکی از آن است که پیشینه اقتصادی و اجتماعی دانش‌آموزان بر شیوه‌ی آموزشی که معلمان به کار می‌برند تاثیر مهمی دارد. برای مثال، در محیط‌های آموزشی که دانش‌آموزان دچار روابط اجتماعی و شرایط نامناسب اقتصادی هستند معلمان بیشتر از شیوه آموزشی معلم‌محور بهره می‌گیرند. در این رویه، معلم سعی می‌کند برای ایجاد نظم آموزشی و انسجام بین مباحث مطروحه تا حد ممکن خود عنصر اصلی در کنترل تعاملات در کلاس درس باشد. در طرف مقابل، به‌نظر می‌رسد دانش‌آموزانی که با سطح اجتماعی و اقتصادی مناسبی مشغول به تحصیل هستند، به‌دلیل بالاتر بودن سطح تعاملات اجتماعی، بیشتر به فعالیت‌های شناختی که قوه تفکر انتقادی آن‌ها را تحریک می‌کند رو می‌آورند. حتی نتایج نشان می‌دهد استفاده واحد از یکی از این شیوه‌ها مثلا استفاده از شیوه آموزشی معلم‌محور در هر دو سطح اقتصادی و اجتماعی باز هم نتایج متفاوتی دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد در این موارد نیز تاثیر شیوه انتخابی بر دانش‌آموزانی با پیشینه اقتصادی-اجتماعی بهتر، بیشتر بوده است.

تاثیرات ذکر شده باید در نوع استراتژی که معلمان به کار می‌گیرند به‌عنوان عنصری مهم در نظر گرفته شوند. نتایج گفته شده به‌خوبی می‌تواند دلیل تاثیر مثبت شیوه آموزشی فعالیت‌های شناختی بر نتایج امتحانات ریاضی دانش آموزان بهره‌مند از شرایط بهتر اقتصادی-اجتماعی را توضیح دهد. البته باید به این موارد یک علت دیگر را نیز افزود تا بتوان تحلیل دقیق‌تری دراین‌باره ارائه داد. عملکرد معلمان در این دو بستر متفاوت( از نظر پیشینه اقتصادی و اجتماعی دانش‌آموزان) نیز دارای تفاوت‌هایی است. در وهله اول بررسی‌ها نشان می‌دهد در مدارسی که پیشینه دانش‌آموزان آن در این زمینه در سطح پایینی است، اغلب مقصد معلمانی با کیفیت آموزشی بالا نیستند. به‌دیگر بیان محرومیت‌های اجتماعی و اقتصادی عاملی بر عدم دسترسی به سطوح با کیفیت آموزش نیز می‌شوند. همچین باید اشاره کرد در چنین مدارسی معلمان انگیزه لازم برای بهبود استراتژی آموزشی خود را ندارند. دلیل آن نیز نهفته در انگیزه دانش‌آموزان در این مدارس است. گرایش کلی دانش‌آموزان در چنین مدارسی به دلیل فقدان پیشینه اجتماعی مناسب، به سمت رفتارهای مخرب و غیر منسجم آموزشی است. تحت چنین شرایطی اصولا امکان استفاده از رویه آموزشی مبتنی بر فعالیت‌های چالش برانگیز و نقد و بررسی مسائل وجود ندارد. به‌صورت خلاصه باید بیان کرد که پیشینه اقتصادی و اجتماعی دانش‌آموزان نقش مهمی در استراتژی بکار رفته توسط معلمین دارد، همچنین فقر اقتصادی اجتماعی دانش‌آموزان موجب می‌شود تاثیر هر استراتژی مورد کاربرد به مراتب کاهش یابد. اگر این حقیقت را نیز اضافه کنیم که در برخی موارد مثل یادگیری درس ریاضی شیوه آموزشی فعالیت‌های شناختی تاثیر به مراتب بهتری بر میزان یادگیری دانش‌آموزان دارد، باید اذعان کرد که فقر اقتصادی و اجتماعی می‌تواند فقر آموزشی و یادگیری را نیز موجب شود.


منبع: قلم چی


احساسات ممکن است باعث تحریف حافظه شوند

توهم تسلط بر متن  ناشی از این اشتباه است که فکر می‌کنیم هر متنی را به سادگی بتوانیم بخوانیم در آن تسلط داریم. برای مثال، اگر شما در حال مطالعه یک فایل ارائه روشن از یک مطلب دشوار باشید، ممکن است تصور کنید که مطلب بسیار ساده است و احتمالا تمام آن را به خوبی بلد هستید. دانش‌آموزانی که در زمان مطالعه یک متن را بارها و بارها می‌خوانند به دلیل آشنا شدن با متن و افزایش سرعت خواندن خود تصور می‌کنند که به طور کامل بر مفاهیم و پیچیدگی‌های آن آشنایی یافته‌اند و به عملکرد آتی خود در امتحانات نگاهی خوش‌بینانه و غیرواقعی خواهند داشت.

حافظه ما همچنین در معرض «اثر اجتماعی » است و گرایش به آن دارد تا با حافظه‌های افراد اطراف خود منطبق باشد. فرض کنید در یک گروه اجتماعی بوده و در حال تعریف کردن یکی از خاطرات خود هستید. در این هنگام یکی از اطراف جزئیاتی نادرست به داستان شما اضافه می‌کند. در این حالت شما گرایش به آن پیدا می‌کند که آن جزئیات را به خاطره و حافظه خود اضافه کنید و در آینده آن خاطره خود با آن جزئیات اشتباه به یاد خواهید آورد. به این فرایند، «همسانی حافظه » یا «سرایت اجتماعی حافظه » می‌گویند: اشتباه یک فرد می‌تواند حافظه فرد دیگر را «آلوده» کند. واضح است که اثرات اجتماعی همیشه هم بد نیستند. اگر یک نفر جزئیات یک خاطره مشترک با شما را به یاد بیاورد و شما هم در آن نکته و موارد ابهام داشته باشید، حافظه شما می‌تواند به روز شده و تصویر دقیق‌تری از آن اتفاق گذشته در خود جای دهد.

پدیده‌ای برعکس اثر و نفوذ اجتماعی هم وجود دارد. انسان‌ها گرایش به آن دارند که فرض کنند دیگران عقاید و باورهای خود را به اشتراک می‌گذارند. به این فرایند که «اثر همرایی کاذب » نامیده می‌شود، گفته‌ها و اظهارات دیگران دستکم گرفته می‌شوند. ما معمولا نمی‌توانیم ماهیت متفاوت درک شخصی خود از جهان و تفسیر پدیده‌های آن را به رسمیت بشناسیم. به این دلیل متوجه تفاوت نگاه خود با دیگران نیستیم. مواردی را به یاد بیاورید که احتمالا در حال ابراز تاسف و درددل با دوستان خود بوده‌اید اما به ناگاه متوجه شده‌اید که نگرش آنها به مساله به طور کامل با نگاه شما تفاوت دارد. این تفاوت نگاه می‌تواند حتی در مسائلی رخ دهد که از نظر شما بسیار بنیادین و قطعی هستند: گرمایش جهانی، کنترل اسلحه، استخراج نفت به شیوه شیل یا حتی مسائلی محلی مانند انتشار اوراق قرضه برای یک ساختمان مدرسه یا مخالفت با ساخت یک مجتمع تجاری بسیار بزرگ در محله.

اطمینان داشتن نسبت به خاطرات و حافظه لزوما به معنای صحت آنها نیست. در بسیاری از مواقع، ما تصویری دقیق و روشن از یک اتفاق داریم اما بعدها متوجه می‌شویم که آن را اشتباه به یاد می‌آورده‌ایم. فجایع ملی (مانند آنچه آمریکا درباره 11 سپتامبر یا ترور رئیس‌جمهور جان کندی تجربه کرد)، حافظه خاصی در ذهن انسان ایجاد می‌کنند که روانشناسان آن را خاطرات «فلش » می‌نامند. این نوع از خاطرات که به عکس‌های گرفته شده با فلش دوربین تشبیه می‌شوند، وضوح بسیاری دارند و ما به خوبی به یاد می‌آوریم: زمان دریافت خبر در کجا بوده‌ایم، چگونه آن خبر را دریافت کردیم، چه احساسی داشتیم و چه کاری انجام دادیم. این خاطرات به نظر می‌رسند که غیرقابل تردید بوده و در ذهن شما حک شده‌اند. این مطلب درست است که در این وقایع اخبار به طور کامل به وسیله رسانه‌ها پوشش داده شده‌اند اما خاطره شما از شرایط شخصی‌تان که پیرامون این فجایع وجود داشته‌اند، الزاما دقیق نیستند. چندین پژوهش تلاش کرده تا این پدیده را مورد بررسی قرار دهد. از جمله از تعدادی از شهروندان آمریکا درباره خاطراتشان درباره حملات 11 سپتامبر پرسیده شد. در این پژوهش، خاطرات شرکت‌کنندگان در 4 مرحله درباره این حملات پرسیده و یادداشت شد: 1 هفته پس از حمله، 1 سال پس از آن، 3 سال و در نهایت 10 سال بعد از آن. خاطرات شرکت‌کنندگان در این پژوهش از احساساتشان در زمان شنیدن خبر فاجعه 11 سپتامبر، موردی بود که بیش از همه درباره اطمینان داشتند. با این حال، همین خاطره از احساسات بیشترین تغییرات را در گذر زمان تجربه کرد.


منبع: قلم چی


نحوه انتخاب رشته نهم به دهم

روند جدید انتخاب رشته نهم به دهم

طبق برنامه جدیدی که آموزش و پرورش در نظر گرفته است، روند انتخاب رشته از سال نهم شروع می شود و دانش آموزان باید در این سال، رشته مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.

انتخاب رشته نهم به دهم  به صورت کلی شامل سه شاخه ی علوم پایه، شاخه فنی و حرفه ای و کار دانش می باشد.

در سال دهم، دروس عمومی گذرانده می شود و در سال یازدهم دروس تخصصی هر رشته به تفکیک تجربی، ریاضی و انسانی گذرانده می شوند.

برای انتخاب رشته هم یک روند وجود دارد که این روند برای همه دانش آموزان انجام می شود.

 

روند انتخاب رشته نهم به دهم به صورت زیر است:

انتخاب رشته نهم به دهم

1) تست هوش

این تست، ضریب هوشی دانش آموز را مورد بررسی قرار می دهد و بر اساس آن دانش آموزان در رشته های مختلف قرار می گیرند.

زیر مجموعه هایی که در تست هوش سنجیده می شوند شامل:

1- معنی واژه ها
2- استقلال کلامی
3- کفایت اطلاعات
4- مبانی ریاضی
5- استقلال عددی
6- استقلال انتزاعی
7- استنباط منطقی
8- تجسم فضایی
9- چرخش شکل
10- ترکیب قطعات 
11- استدلال مکانیکی

هر کدام از این زیر مجموعه ها برای ورود به رشته خاصی مورد نیاز است.

برای هر کدام از تست های مورد بررسی، کارنامه ای در نظر گرفته شده است که در این کارنامه، بخشی به نام رتبه درصدی وجود دارد.

این رتبه جایگاه دانش آموزان در میان سایر دانش آموزان را نشان میدهد.

برای انتخاب رشته نهم به دهم چکار کنیم

برای مثال اگر این رتبه 75 باشد نشان میدهد دانش آموز در این زیر مجموعه از 75 درصد دانش آموزان بهتر بوده و نسبت به 25 درصد دانش آموزان عملکرد ضعیف تری داشته است.

برای انجام تست هوش دانش آموزان عزیز باید به زمان توجه ویژه کنند چون کم آوردن وقت و پاسخ ندادن به تمام سوالات منجر به کاهش نمره کل آن ها خواهد شد.

توصیه می شود پیش از آزمون حتما از تست های هوشی دیگر همانند وکسلر و بینه استفاده کنید.

تست شخصیت شناسی

2) تست شخصیت (تست رغبت):

 باید رشته ای انتخاب کنیم که با خصوصیات شخصیتی ما هماهنگ باشد. تست شخصیت به بررسی این موارد میپردازد. در این کارنامه، چند موضوع دیده می شود:

 بخش واقع گرایی:

شامل بحث های مربوط به ساخت و ساز، اطلاعات، و کلا فعالیت های که با اشیای بی جان واقعی سرو کار دارند و برای افرادی با روحیه ی جست جو گری و افرادی که اهل پژوهش و مقاله نویسی و … هستند مناسب است.

بخش هنری :

در واقع افراد با دید هنری را مشخص میکند.

 بخش اجتماعی :

این بخش افرادی را که از نظر اجتماعی دارای پتانسیل هستند و برای مشاغلی همانند آموزش و تدریس و … مناسب می باشند را شناسایی میکند.

بخش مرتبط با بی باکی:

این بخش در شناسایی افرادی که در زمینه ی مشاغلی مانند بازاریابی، مدیریت، امور سیاسی و… دارای مهارت هستند نقش دارد.

بخش مربوط به موضوعات قراردادی:

افرادی که علاقه مند به کار در بخش هایی هستند که دارای چهار چوب معین اند و تمایل دارند که از این چهار چوب خارج نشوند، مانند کارمند بانک، کارمند امور دفتری و اداری را شناسایی می کند.

چطور انتخاب رشته نهم کنیم به دهم
 پاسخ به کلیه سوالات بسیار ساده بوده و نیازی به هیچ گونه اطلاعات درسی و علمی ندارد.

 اساسی ترین اصل در پاسخ گویی، اصل صداقت است.
 در پاسخگویی به سوالات الزام نیست که حتما پس خواندن سوال پاسخ را وارد شود.

دانش آموز می تواند شماره سوالاتی را که متوجه نشده است و نیاز به توضیح دارد یاداشت و از مشاور مدرسه بپرسد و پس از روشن شدن ابهامات در ورود بعدی خود پاسخ را وارد کند.

با توجه به نمراتی که این افراد میگیرند در هر کدام از ین شاخه ها نمره ای در نظر گرفته می شود و این نمره می توانند در توصیه نامه او تحت تاثیر قرار بگیرد.

چطور  انتخاب رشته کنیم از نهم به دهم

پیشنهاد می شود که برای انجام این تست علاوه براین تست ، جدا از بحث انتخاب رشته از تیپ شخصیتی خود آکاه شوید.

آزمون هایی که پیشنهاد می شود تست MBTI است که به عنوان یکی از معتبر ترین تست های شخصیت شناسی دنیا است که به شما کمک بسیاری میکند تا گرایش شخصیتی خود را بشناسید.

آزمون دیگری که به این منظور وجود دارد آزمون MMPI است. این تست کمک میکند که ضعف های روانی خود را بشناسید و ببنید که در چه زمینه هایی از نظر روحی و روانی ضعیف هستید.

مثلا ممکن است بخواهید میزان آستانه تحمل یا وسواس کاری خود را بشناسید این تست به شما کمک خواهد کرد.

3) نظر دانش آموز
4) نظر خانواده
5) نظر دبیران
6) نظر مشاور

تمام این ها به کسب یک نمره منتهی می شوند که از این نمره در هدایت تحصیلی دانش آموز استفاده می گردد.

 

حتما بخوانید: 35 نکته برای موفقیت در کنکور

منبع: عینکی

چگونه یادگیری خود را افزایش دهیم؟

یادگیری مهارتی است که میتوانید آن را افزایش دهید، تنها راهش این است که روش هایی که به درد شما می خورند را تشخیص دهید.

هر چه بیشتر از مغزتان کار بکشید، عملکرد بهتری خواهد داشت.

اما چطور میتوانیم مهارت یادگیری خود را افزایش دهیم؟

چگونه یادگیری خود را افزایش دهیم؟

منبع: عینکی