مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

بهبود حافظه کوتاه‌مدت با تصور راه رفتن به سمت عقب!

دانشمندان در کمال تعجب مشاهده کرده‌اند که کمی راه رفتن به سمت عقب یا حتی تصور آن، می‌تواند به تقویت حافظه کوتاه مدت افراد کمک کند.یک مطالعه از محققان دانشگاه "روهمپتون"(Roehampton) در لندن نشان داده است افرادی که به سمت عقب حرکت می‌کنند در آزمایش حافظه، بهتر از افرادی که در حال ایستاده بودند یا به سمت جلو حرکت می‌کردند، عمل کردند.

محققان از 114 تن از داوطلبان خواستند به تماشای ویدیویی بنشینند که در آن کیف یک خانم دزدیده می‌شد و سپس به پرسشنامه‌ای درباره آنچه که می‌توانند از این ویدیو به خاطر بیاورند، پاسخ دهند.

داوطلبان پس از تماشای ویدیو، به سه گروه تقسیم شدند. به یک گروه گفته شد که 10 متر به سمت جلو راه بروند. از گروه دیگر خواسته شد 10 متر به عقب حرکت کنند و به گروه سوم نیز گفته شد تا ثابت در جای خود بایستند.

سپس از آنها 20 سوال درباره اتفاقات ویدیو پرسیده شد و مشخص شد که گروهی که به عقب راه رفته بودند، به طور متوسط پاسخ‌های صحیح‌تری را نسبت به دو گروه دیگر داده بودند.

متخصصان دانشگاه "روهمپتون" این اثر را در پنج آزمایش مختلف، مشاهده کردند.

یکی از این آزمایشات، با همین روش انجام شد، با این تفاوت که از داوطلبان خواسته شد تا کلماتی که قبل از راه رفتن در یک فهرست مشاهده کرده بودند را به یاد بیاورند.

در آزمایشی دیگر، از داوطلبان خواسته شد حرکت رو به جلو و عقب را تصور کنند و در یک آزمایش دیگر، شرکت کنندگان فیلم را در یک قطار مشاهده کردند تا محققان تاثیر حرکت رو به جلو یا عقب را بررسی کنند.

در همه آزمایش‌ها، گروهی که رو به عقب حرکت کردند یا حتی آن را تصور کردند، بیشترین پاسخ صحیح را دادند و عملکرد بهتری نسبت به گروه‌های دیگر داشتند.

محققان این را به عنوان یک تجربه آماری قابل توجه و ارتباط بین مفاهیم "زمان" و "فضا" که در تشکیل خاطرات در ذهن ما ضروری هستند، در نظر گرفتند.

دکتر "آکسنتیجویچ"(Aksentijevic) که سرپرست این مطالعه بود، گفت: این موضوع، استدلال جزئی این ایده است که زمان واقعا توسط فضا بیان و تعریف می‌شود.

هنوز مشخص نیست که چرا حرکت به صورت واقعی یا حتی تصور، باید دسترسی ما به خاطرات را بهبود بخشد. اما دکتر آکسنتیجویچ امیدوار است تحقیقات آتی آن را روشن سازد و همچنین نحوه استفاده از آن را دریابیم.

وی گفت: من مطمئن هستم که این کار می‌تواند برای کمک به مردم در به خاطر آوردن مسائل مختلف، مفید باشد. اما چگونگی آن، سوالی است که با تحقیقات بیشتر پاسخ داده خواهد شد.

"ریچارد آلن" از دانشگاه لیدز انگلستان می‌گوید نتایج این مطالعه بسیار جالب است و ممکن است راه‌هایی برای بهبود عملکرد حافظه ارائه دهد.

وی افزود: با این حال، من فکر می‌کنم قبل از اعتماد به این اثر، باید نتایج آن را دقیقا در گروه‌هایی تکرار کنیم تا مطمئن شویم.

منبع: قلم چی

«متوسط بودن» فلسفه‌ی وجودی تو نیست

متوسط بودن برای بسیاری از افراد یک باور آرام و مطمئن است. فرد تصمیم می‌گیرد که در برابر هر آن‌چه در آینده اتفاق خواهد افتاد میزانی از پیشرفت را انتخاب کند که در آن تا حد ممکن از رخدادهای غیر مترقبه پیشگیری شود. نتایج، قابل پیش‌بینی باشند و همه چیز در سهل‌الوصول‌ترین حالت ممکن قرار گیرد. متوسط بودن با همه‌ی فاصله‌ای که از اهداف جسورانه دارد، هنوز برای بسیاری از افراد یک هدف دست‌یافتنی و بی‌خطر محسوب می‌شود. در این هدف، فرد کمی، فقط کمی از داشته‌های فعلی بیش‌تر می‌خواهد و نتیجه‌ی محافظه‌کارانه‌ی نهایی  معمولاً از قبل مشخص است و چیز زیادی فراتر از داشته‌ی فعلی در دسترس نیست. درواقع دنبال کردنِ یک هدف بی‌دردسر یعنی گام برداشتن در جاده‌ای که در آن خبری از منظره‌های چشم‌نواز و حیرت‌آور نیست.

اما آیا متوسط بودن تمام تصور ما از آینده را در بر می‌گیرد؟ برای پاسخ به این سؤال باید نگاهی به عمق اهداف و برنامه‌های‌مان بیندازیم. شاید مهارت سخت‌کوشی ما چیزی فراتر از قرار گرفتن در یک وضعیت متوسط باشد.

یکی از مهم‌ترین تعابیر تلاش، استفاده از این مشخصه در شرایط مناسب است. تلاش موهبتی است که باید برای شکل دادن به اهداف واقعی زندگی از آن استفاده شود. جست‌وجوی مفاهیم تلاش و پشتکار، به یافتن مصداق‌های واقعی برای آن‌ها منجر می‌شود. در پیگیری فعالانه‌ی اهداف، به دستاوردهای برتری می‌رسیم که در ما تغییر ایجاد می‌کنند و ما را به شرایطی بهتر از موقعیت فعلی می‌برند. این ایستگاهِ رهایی از متوسط بودن است. برای عبور از مرحله‌ی اول باید یاد بگیریم که بیش‌تر بخواهیم. این یعنی شناخت همه‌ی استعدادهای درونی و خَلق موقعیت‌های ذهنی که در آن، از این استعدادها برای در اختیار داشتن دستاوردهای حقیقی و برتر استفاده شده است.

برای فراتر رفتن از دایره‌ی متوسط بودن، چه باورهایی را باید دور بریزیم؟ چند جمله‌ای را که تأثیر زیادی در ساختن باور متوسط بودن دارد شنیده‌ایم: «من خیلی پیر (ضعیف) شده‌ام»، «شروع کردن برایم دشوار است»، «من زمان کافی در اختیار ندارم»، «من استعدادهای لازم برای موفقیت را ندارم». هر کدام از این جملات، که نمادی از یک نگرش متوسط‌ساز است، باید از ادبیات کلامی و ذهنی شما خارج شود. اگرچه دشوارترین گام یک فعالیت، همان گام شروع است، اگر قبل از شروع، طرح کامل و واضحی از موفقیت در ذهن داشته باشید آیا باز هم شروع دشواری در انتظار شماست؟ آیا استفاده کردن از زمان موجود، بهتر از بهانه‌گیری برای کافی نبودن زمان نیست؟ سؤال مهمی که باید پاسخ آن را برای عبور از متوسط بودن بیابید این است: آیا همه‌ی ما همه‌ی استعدادهای لازم برای موفقیت را به صور ذاتی در اختیار داریم؟ نقش مهارت‌های اکتسابی در موفقیت چیست؟ دور ریختن ذهنیت‌های منفی، پل مطمئن به سوی وضعیت برتر است. دقیقاً مثل زمانی که از به تأخیر انداختن اجرای تصمیم‌ها اجتناب می‌کنید، قرار گرفتن در وضعیت برتر نشانه‌های واضحی به رنگ ثبات و صلابت دارد.

برای تبدیل وضعیت متوسط به وضعیت برتر باید با هنر جایگزین کردن، خوب آشنا باشید. برای در اختیار داشتن دستاوردهای برتر باید بدانید که برای هر وضعیت نامطلوبی یک جایگزین مناسب وجود دارد: اجرای برنامه‌های منظم و دقیق به جای آشفتگی، مرور اهداف و تمرکز بر اجرای صحیح به جای نامطمئن بودن آینده، مرور اهداف اولیه به جای ترس از شکست، اتکای دوچندان به داشته‌های فردی و نتایج نامطلوب با تحلیل صحیح عملکرد به جای تنها ماندن در مسیر موفقیت و سخت‌کوشی به جای بهانه‌جویی.

برتر بودن یعنی هنر خَلق تغییرات چشم‌نواز از دل رخدادهای عادی زندگی.

هر گاه داشته‌های انتهای مسیر برای‌تان دورتر از قبل به نظر رسید و ترس از شکست در انتها باعث توقف شد، شما در حال تبدیل شدن به یک انسان متوسط هستید. شرایطی که سال‌ها و کیلومترها با وضعیت برتر فاصله دارد. برتر بودن مثل خودِ تلاش کردن باشکوه است. برای افراد برتر ماهیت تلاش، فارغ از نتیجه‌ی نهایی، ارزشمند است؛ همان چیزی که مثل یک ترکیب جادویی اتفاقات روزمره و عادی را متحول می‌کند و از افراد عادی، الگوی موفقیت می‌سازد.


منبع: قلم چی


فقط یک ساعت زودتر!

افزایش کارایی، یک هدف بزرگ برای همه‌ی افرادی است که به دنبال کسب نتایج خارق‌العاده در فعالیت‌های‌‌شان هستند. افزایش کارایی به معنی در اختیار داشتن دستاورد‌های بیش‌تر و بهتر در همه‌ی شرایط است. برای رسیدن به این هدفِ مقدماتی، که نردبانی برای دست‌یابی به اهداف بزرگ‌تر است، نباید فقط به استعداد‌های ذاتی اکتفا کرد. تلاش و سخت‌کوشی، مسیرِ دست‌یابی به هر توانایی اکتسابی را هموار خواهد کرد. در این نوشتار، تأثیر کاربرد یک تکنیک مؤثر در افزایش کارایی را که منجر به بروز چند عادت ثانویه می‌شود، بررسی می‌کنیم. این تکنیک، همان روشی است که بارها شنیده‌اید: «یک ساعت زودتر از خواب بیدار شو». این تکنیک چگونه به کارآمدتر شدن فعالیت‌های روزانه‌ی ما خواهد انجامید و از آن چه استفاده‌هایی برای غنی‌تر کردن عادات موفقیت می‌توان کرد؟

رویکرد خودسازی در مسیر موفقیت و ساختن عادت‌های موفق برای رسیدن به نتایج بهتر را به خاطر داشته باشید.

«آماده شدن برای یک روز تا یک هفته‌ی آینده»: این یکی از مهم‌ترین استراتژی‌هایی است که با کاربرد این تکنیک می‌توانید به نتایج خیره‌کننده دست یابید. همه‌ی ما برنامه‌ریزی‌هایی برای آینده در ذهن داریم و رفتار هدفمند برای دست‌یابی به موفقیت، نیاز به داشتن برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت دارد. این تکنیک می‌تواند با آمادگیِ پیش‌هنگام برای روزهای آینده همراه باشد. به جای مرور برنامه‌ریزی و اعمال تغییرات در آن در میانه‌های روز، این کار را در ابتدای روز انجام دهید. تعیین و مرور اولویت‌ها، منظم کردن برنامه‌ها، ثبت و یادداشت جزئیاتی که ممکن است در طول فعالیت‌های روزانه فراموش شوند و تعیین یک برنامه‌ریزی کوتاه‌مدتِ روزانه یا هفتگی، از کارهایی است که در اجرای این تکنیک می‌تواند به شما کمک کند. نکته‌ی مهم دیگر، قابلیت مقایسه‌ی نحوه‌ی اجرای برنامه‌ریزی‌هاست که می‌توانید میزان اجرایی شدن هر بخش را به نسبت زمانی که در آرامش در حال برنامه‌ریزی آن‌ها بوده‌اید بسنجید. در این بخش شما کیفیت بهتری به تعیین و اجرای برنامه‌ریزی‌های شخصی خود خواهید داد.

«سرمایه‌گذاری بر یادگیری مستقل» راهکار پیشنهادی دیگر در اجرای تکنیک «یک ساعت زودتر» است. آیا تا به حال فشردگی برنامه‌های روزانه مانع از صرف زمان برای یادگیری مهارتی که به کسب آن علاقه‌ی زیادی نیز نشان می‌دهید نشده است؟

همیشه موارد متعددی از مهارت‌ها وجود دارند که به دنبال یادگیری آن‌ها هستیم و شاید رفتار روزمره‌ و معمول ما هیچ زمانی را برای تمرکز کامل بر روی آن‌ها باقی نمی‌گذارد. استفاده از این زمان اضافه‌‌‌شده‌ی جدید در تکنیکی که با سخت‌کوشی به دنبال حفظ آن در برنامه‌ی روزانه هستیم، به ما این فرصت را خواهد داد که هر روز زمانی را برای یادگیری مهارت‌های دلخواه، صرف کنیم. در شرایط آرام و بدون تنش که صرفاً برای کسب مهارت مورد علاقه زمان صرف می‌کنید، مسیر نزدیک‌تری برای دست یافتن به هدف همیشگی ولی مغفول خود خواهید داشت.

«ورزش» یا شاه‌کلید تندرستی و نشاط در زندگی می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌ها برای قرارگیری در لیست کارهایی باشد که می‌تواند در تکنیک «یک ساعت زودتر» مورد توجه قرار گیرد. برای شروع باید ابتدا به جنگ تنبلی بروید و برای استمرار در ورزش در برنامه‌ی روزانه نیز تلاش به خرج دهید. ورزش کردن کوتاه ولی مفید، یک شروع دلپذیر برای روزی خواهد بود که در آن سخت به دنبال اهداف خود هستید.

منبع: قلم چی

یادگیری زبان دوم چه فایده هایی دارد؟

یادگیری زبان دوم چه فایده هایی دارد؟ افراد چندزبانه برتری‌های ویژه‌ای نسبت به افراد تک‌زبانه دارند. این برتری و مزایا شما را ملزم می‌کند تصمیم بگیرید اسپانیایی، چینی، پرتغالی یا هر زبان دیگری که دوست دارید یا برایتان مفید است را بیاموزید.

 

۱۱ مزیت یادگیری زبان جدید

۱- کارمند، دانشجو یا کارآفرین بهتری خواهید بود.
افرادی که زبان دوم یاد می‌گیرند در چندوظیفگی، تمرکز و انتقال بین فعالیت‌های مختلف بهتر عمل می‌کنند. زمانیکه یک زبان جدید می‌آموزید، مغزتان توانایی تغییر از یک زبان به زبان دیگر، ربط دادن معنی لغات جدید به زبان مادری، استفاده‌ی صحیح اصطلاحات و صرف درست افعال و بسیاری از مهارت‌های دیگر را توسعه می‌دهد. این مهارت‌ها به مغز کمک می‌کنند تا چندوظیفگی را آسان‌تر انجام داده و به منظور تمرکز در فعالیت در حال انجام، اطلاعات مرتبط را گلچین کند.

  

۲- مغزتان سالم‌تر‌ خواهد بود.
یادگیری زبان جدید احتمال بیماری‌های عصبی همچون آلزایمر و زوال عقل در سنین پایین را کاهش می‌دهد. مطالعات اخیر نشان دادند افرادی که به بیش از یک زبان مسلط هستند در مقایسه با تک زبانه‌ها که در ۷۱ سالگی علائم این بیماری‌ها را نشان دادند، در سنین بالای ۷۵ سال به آنها مبتلا می‌شوند.

 

۳- مهارت خواندن را در شما تقویت می‌کند.
هنگامیکه یک زبان جدید می‌آموزید، مغزتان ارتباطات جدید برقرار می‌کند و همانطور که یاد می‌گیرد با استفاده از لغات‌، معانی و قواعد جدید ایده‌های نو را بیان کند، به تقویت مهارت‌های خواندن کمک بسزایی می‌نماید.

 

۴- زبان اصلی‌تان را بهبود می‌دهد.
یادگیری زبانی متفاوت درک بهتری از زبان اصلی‌تان را برای شما ارائه‌ می‌دهد، چرا که مغز یاد می‌گیرد ساختار معنایی کاملا جدیدی را با نحو و ساختارهای معنایی مخصوص آن زبان شناسایی کند. همچنین با تمرین معنا و قواعد زبان جدید، مغز را وادار به فعالیت می‌نماید.

تمام این‌ها در کنار هم به شما کمک می‌کند زبان مادری خود را به گونه‌ای جدید تحلیل کنید چرا که قبلا تمام ساختارها و معانی را خود به خود می‌آموختید. بنابراین، با علاقه‌ی بیشتری نسبت به قبل در زبان خود کاوش خواهید کرد.

 

۵- کمک می‌کند اطلاعات را به خاطر بسپارید.
یادگیری زبان جدید به تقویت حافظه نیز کمک می‌کند چرا که مغز ساختار زبان جدید را آموخته و لغات و قواعد جدید را حفظ می‌کند. توانایی مرتبط و حفظ کردن اطلاعات، به خاطر سپردن لغات جدید، اسامی، شماره تلفن، مراحل یک فرایند، فهرست‌ها، فعالیت‌های روزانه و دیگر اطلاعات مهم را ساده‌تر می‌کند.

 

۶- مهارت حل مشکلات را تقویت می‌کند.
زمانیکه افراد چندزبانه یاد می‌گیرند لغات درست و مناسب‌ترین ساختار جمله یا صرف فعل را انتخاب کنند، در جنبه‌های دیگر فرایندهای شناختی خود هوشیارتر می‌شوند. توانایی تشخیص اینکه چه چیزی مرتبط است و چه چیزی نیست، آنها را حساس‌تر کرده و در حل مشکلات بهبود می‌بخشد و مهارت‌های مذاکره را نیز تقویت می‌نماید.

  

۷- موجب می‌شود تصمیمات دقیق‌تر و سریع‌تری بگیرید.
هنگام انتخاب بین چند کلمه که به نظر مناسب هستند اما تفاوت‌های معنایی اندکی دارند و یا دیگر پیچیدگی‌های زبان خارجی، مغز مهارت‌های تصمیم‌گیری را بهتر توسعه می‌دهد. نه تنها فرایند تصمیم‌گیری سریع‌تر شده، بلکه محتاطانه و منطقی‌تر نیز خواهد شد.

 

۸- نمرات بهتری کسب خواهید کرد.
افرادی که زبان خارجی یاد می‌گیرند IQ بالاتری دارند، خلاق‌ترند، نوآوری و انعطاف ذهنی بیشتری نسبت به تک زبانه‌ها دارند. مطالعات نشان داده است که یادگیری زبان جدید بیشتر یک فعالیت شناختی حل مسئله است تا یک فعالیت زبانی. این افراد همچنین در امتحانات ریاضی نمرات بالاتری می‌گیرند، درک مطلب بهتری داشته و دایره لغت وسیعی دارند.

 

۹- دنیای اطراف خود را بیشتر می‌شناسید.
یادگیری زبان جدید به شما کمک می‌کند درک بهتری از فرهنگ‌ها و سنن کشورهای مختلف داشته باشید. بعنوان یک فرد چندزبانه قادر خواهید بود دنیا را از جنبه‌های مختلف ببینید. همزمان، می‌توانید درک بهتری از فرهنگ خود نیز داشته باشید.

 

 ۱۰- مسافرت آسان‌تر خواهد بود.
زمانیکه به کشوری سفر می‌کنید و زبان آن را می‌دانید، فرصت آشنایی با افراد زیادی را پیدا می‌کنید و از طریق بازدید مکان‌های جالب و دیدنی همچون موزه، پارک ملی، مکان‌های تاریخی و جاذبه‌های فرهنگی، تجارب عمیق‌تر و معنی‌دارتری کسب خواهید کرد.

 

۱۱- اعتماد به نفستان افزایش می یابد.
مهم نیست که یادگیری زبان جدید چقدر آسان یا سخت است، چرا که به انسان حس دستیابی به موفقیت می‌دهد. نسبت به خود احساس رضایت خواهید داشت و اعتماد به نفستان افزایش خواهد یافت و دیگر برای گفتگو به زبان جدید احساس خودداری یا خجالت نمی‌کنید. بعلاوه، افرادی که به زبان دیگر صحبت می‌کنند، در دید دیگران جالب‌تر و جذابترند.

منبع : 

خودباوری، میوه‌ی درخت مثبت‌اندیشی

دانش‌آموزان مثبت‌اندیش ویژگی‌هایی دارند که موجب پیشرفت و بهبود رفتار و تحصیل آن‌ها می‌شود.

1. نوجوانان مثبت‌نگر از درونِ وجودشان، به دنبال خلقِ شادی هستند. شادی‌آفرین‌اند و این ویژگی را با خود به تمام محیط‌هایی که می‌روند، می‌برند. با نور و رنگ و شعر و کتاب، با افکار زیبا و سخنان دلگرم‌کننده، نه‌تنها خود، بلکه اطرافیانشان را نیز به داشتنِ نگاه زیبا به زندگی تشویق می‌کنند.

2. دانش‌آموزان مثبت‌اندیش بر این باورند که همیشه راهی وجود دارد. برای درس خواندن، برای یافتن راه‌حل مسائل و برای این‌که از کم‌ترین امکانات، بیش‌ترین استفاده را ببرند، بهترین راه را پیدا می‌کنند. هرگز به بن‌بست فکر نمی‌کنند و با جسارت و تلاشی که دارند برای همه‌ی مسائلشان راهی خلق می‌کنند.

3. مهم‌ترین ویژگی دانش‌آموزان مثبت‌نگر، خودباوری است. این دانش‌آموزان در باغ زندگی‌شان درخت مثبت‌اندیشی می‌کارند و میوه‌ی خودباوری برداشت می‌کنند. به مرور زمان، اندیشه‌ی مثبت موجب ایجاد روحیه‌ی خودباوری در آن‌ها می‌شود. باور دارند که می‌توانند به هر سطحی از پیشرفت که می‌خواهند، برسند و به تمام توانایی‌هایِ خودشان، ایمان دارند. باور به عبارت «من می‌توانم» باعث می‌شود هر مرحله‌ای از زندگیِ تحصیلی را با موفقیت پشت‌ سر بگذارند و برای رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

اندیشه‌ی مثبت، نگاه مثبت و خودباوری راهِ زندگی را هموار می‌کند.

منبع: قلم چی