مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

مشاوره و یادگیری درسی

تضمین موفقیت با مثبت‌اندیشی

کلمه‌ی «مثبت» از منظر علم ریاضی یعنی ویژگی کمیتی بزرگ‌تر از صفر. با توجه به این معنی، حتی در بدترین شرایط و چالشی‌ترین موضوعات هم پوچ و تهی نیستیم و چیزهایی برای شروع دوباره و امیدواری داریم اگر مثبت‌نگر باشیم.

مثبت‌اندیشی یکی از پیش‌شرط‌های موفقیت در هر کاری است. آدمی علاوه بر آن‌که همواره با مسائل روزانه درگیر است دیر یا زود با مشکلاتی جدی مواجه می‌شود که اگر مثبت‌نگر نباشد درست عمل نکرده و به‌اصطلاح قافیه را خواهد باخت. تصور کنید دانش‌آموزی شروع به تست‌زنی می‌کند. در پایانِ 10 تست می‌تواند به خود بگوید: «من توانستم به 4 تست پاسخ درست بدهم» و با انگیزه‌ی بیش‌تری به تست‌زنی ادامه دهد یا برعکس، می‌تواند به خود بگوید: «نتوانستم به 6 سؤال پاسخ درست بدهم» و سرخورده و ناراحت کار را رها کند. به نظر شما کدام نگرش و تفکر باعث پیشرفت خواهد شد؟

حالا به این‌ ویژگی‌ها در یک دانش‌آموز مثبت‌اندیش توجه کنید:

او ذهن خود را درگیر کمبودها، ضعف‌ها و سایر مسائل منفی نمی‌کند؛ بنابراین می‌تواند درست فکر کند و برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشد. همیشه و در هر چالشی دلیلی برای شروع مجدد دارد و امیدوار است. همواره به دنبال شناخت نقاط قوت خود است که نتیجه‌ی آن خودباوری و اعتمادبه‌نفس خواهد بود. شخصیتی پویا و شاد دارد. او حتی سؤالاتی را که اشتباه پاسخ داده فرصتی برای یادگیری ناقص خود می‌داند تا آن‌ها را به یادگیری کامل تبدیل کند.

نظر شما در مورد این ویژگی‌ها چیست؟

بیایید از این پس در هر رویدادی به جای منفی‌نگری به دنبال نکات مثبت بگردیم؛ نکاتی که باعث شکرگذاری، شادی و آرامش می‌شوند. این تمرین باعث بالا رفتن شاخصه‌ی مثبت‌نگری در شما خواهد شد و موفقیت شما را تضمین خواهد کرد. البته به یاد داشته باشید که هرگز «مثبت‌نگری» را با «خوش‌باوری» اشتباه نگیرید.

منبع: قلم چی

تغییر روش مدیریت در محیط‌های آموزشی (بخش دوم)

امروزه ساختار مدارس و محیط‌های آموزشی در حال تغییر است. در ساختار سنتی، قدرت محور مدیریت است. ولی در ساختارهای جدید همکاری منجر به رشد و تعامل افراد با یکدیگر می‌شود. در بخش قبلی، این پنج جنبه شامل چارچوب مدیریتی، ارزش، دیدگاه و استراتژی، فرهنگ تیمی، مدیریت دانش، و امکانات و آموزش را محور این تغییر معرفی کردیم. اکنون با جزییات بیشتری به نقش هر یک از این جنبه‌ها می‌پردازیم.

  • چارچوب رهبری

وضعیت کنونی خود را ارزیابی کنید. هدف از این کار تحلیل تمامی جنبه‌های مربوط به تأثیرگذاری، تصمیم‌گیری، همکاری و نهایتاً شناسایی دانش فنی و فرآیندهای کارآمد و ناکارآمد موجود است.

ارزیابی شرایط موجود همچنین مقدمه‌ای برای برچیدن ساختارهای مدیریتی قدیمی و درنتیجه نقطهٔ آغاز تغییرات است. مهم‌ترین بخش تغییرات، ایجاد ساختارهای مدیریتی‌ای است که به دانش‌آموزان نزدیک باشد. این ساختار جدید باید به‌عنوان یک چسب عمل کند و افرادی را که در مجاورت هم کار می‌کنند را به هم بچسباند. این ساختار باید برای کار تمامی افراد بامعنی باشد.

ارزش‌هایی مانند هیجان، همکاری، آموزش جمعی، قدردانی و ارزش داشتن این تغییرات را به‌پیش می‌برند.

وقتی این فرهنگ جدید وارد می‌شود، حتی ساختارهای مستحکم و نامرئی قدرت نیز شروع به فروریختن می‌کنند. این فرهنگ باعث شده رقابت مسموم، حسادت، و بی‌علاقگی با طوفان‌های فکری با همکاری یکدیگر، توسعه و ارزش دادن به حرفه‌ای گری و همچنین ارزش دادن به دیگران، به رسمیت شناختن آن‌ها و استفاده از نقاط قوت افراد جایگزین شود.

  • ارزش‌ها، دیدگاه و استراتژی

ارزش‌ها، دیدگاه، استراتژی و مأموریت جدید را با تمام مدرسه در میان بگذارید.

این مفاهیم و تعاریف آن‌ها یک زبان مشترک برای مدرسه به وجود می‌آورد. آن‌ها همچنین پایه و اساسی برای توسعه مدرسه و راهنمایی برای برنامه درسی در راه توسعه خواهند بود.

استفاده از زبان مثبت در فرآیند توسعه و به اشتراک گذاشتن تجربیات در صحبت‌های روزمره به توسعهٔ این زبان مشترک کمک می‌کند.

  • ارزش‌ها: آن‌ها دلایل و روش‌های فعالیت‌هایتان را توضیح می‌دهند. این ارزش‌ها باید قابل‌اندازه‌گیری باشند.

  • چشم‌انداز: یک رویای مشترک

  • استراتژی: برای رسیدن به رویایمان باید چه کنیم؟

  • مأموریت: استراتژی را در عمل چگونه پیاده کنیم؟ این بخش مربوط به برنامه‌ریزی برای زندگی روزمره آموزگاران، دانش‌آموزان و مربیان است.

  • فرهنگ کار تیمی

بر روی ایده‌های اصلی هدایت‌کنندهٔ گروه‌ها صحبت کنید. یک مدل فرآیندی مشترک برای هدایت تنش‌ها و درگیری‌ها به مسیر درست ایجاد کنید.

اساس این گروه‌ها باید بر پایه پیشرفت مهارت‌ها و توانایی‌هایی ارتباطی کارکنان باشد. این فرهنگ بر پایه موارد زیر ساخته می‌شود.

  • اشتراک گذاشتن دانش و مهارت‌ها

  • کمک به دیگران و یادگیری از آن‌ها

  • قدردانی و ارزش گذاشتن به دیگران

باید تنش‌ها و تعارضات احتمالی شناسایی شوند و برای حل آن‌ها زمان صرف شود.

  • مدیریت دانش

دانش آموزگاران را بسنجید و این‌که این دانش چگونه می‌تواند در فرآیند تغییر ساختار مفید باشد را شناسایی کنید. علاوه بر آن، چگونگی مفید بودن این ساختار برای پیشرفت فردی آموزگاران را شناسایی کنید و برای عمل در این راستا برنامه‌ریزی کنید.

مدیریت دانش شامل موارد زیر است:

  • شناسایی

  • استفاده و اشتراک‌گذاری

  • نگهداری

  • آسان‌سازی پیشرفت

  • استخدام مؤثر با استفاده از دانش آموزگاران

است.

  • امکانات و آموزش

محیط آموزشی نقشی اساسی در تغییر فرهنگ مدرسه ایفا می‌کند و می‌تواند هدایت فعالیت‌ها را آسان‌تر نماید. در صورت امکان، امکانات جدیدی را با برنامه‌ریزی و زمان‌بندی مشخص بر اساس فرهنگ جدید مدرسه بسازید. این امر شامل ساخت، بازسازی و تجهیز امکانات و همچنین تغییر امکانات قدیمی است.

در طول فرایند برنامه‌ریزی، مدرسه باید به امکانات مدرسه دیدگاه آموزشی داشته باشد و آموزشی را که مدنظر است را همواره در نظر بگیرد. کلید دستیابی به محیط آموزشی مناسب برنامه‌ریزی خوب است.

منبع: قلم چی

تغییر روش مدیریت در محیط‌های آموزشی (بخش اول)

این مقاله شما را قادر می‌سازد تا ساختار مدیریت مدرسه را از ساختار سنتی مبتنی بر قدرت به محیطی مبتنی بر همکاری تغییر دهید.

دنیای خارج از مؤسسات آموزشی در حال تغییر از ساختار خشک سلسله مراتبی به ساختاری شبکه‌ای است. در این ساختار شبکه‌ای هر فرد دارای اهمیت بوده و قدرت و نفوذ افراد با توجه به قابلیت‌هایشان تعیین می‌شود. با توجه به تغییر محیط‌های مختلف و نتایج مثبت این تغییرات، به نظر می‌رسد مدارس نیز باید این تغییر ساختار را اعمال کنند.

وقتی ساختار جوامع از شکل خشک و قدرت محور به محیطی مبتنی بر همکاری و نفوذ فردی تغییر کند، تمامی افراد جامعه احساس مهم بودن کرده، اعتمادبه‌نفسشان افزایش یافته و به سمت رشد و پرورش استعدادهایشان حرکت می‌کنند. علاوه بر این، یک محیط مبتنی بر همکاری در رشد و یادگیری افراد بسیار تأثیرگذار است. این ساختار جدید در مدارس، علاوه بر دانش‌آموزان، کارمندان را نیز توانمند ساخته و می‌تواند منجر به افزایش رفاه آن‌ها شود.

با سرمایه‌گذاری در این فرایند به‌ظاهر کند در بخش آموزش، می‌توانید از ثمره‌های آن در سال‌های آینده بهره ببرید. در نبود ساختار سلسله مراتبی، محیطی ایجاد می‌شود که در آن نوآوری از همکاری منتج شده و گفتگوی واقعی و میل به رشد فردی و تیمی در آن وجود دارد. همچنین، این ساختار جدید دانش‌آموزان را برای بازار کار آماده می‌سازد. چون‌که آن‌ها قبل از ورود به بازار کار با ساختارهای جدید مدیریتی آشنا هستند.

تغییر فرهنگ مدیریتی در مدرسه به معنی مدیریت جنبه‌های مختلف زندگی روزمره در مدرسه است. این تغییرات شامل تغییر جنبه‌هایی مانند ارزش‌های مدرسه، برنامهٔ درسی، دانش کارمندان، ساختار موسسه و امکانات مدرسه می‌شود. در این فرآیند باید ارزش‌ها بازتعریف شوند، دانش آموزگاران سنجیده شود و ساختارهای مدیریت دانش ایجاد شود، و ساختار مدرسه، امکانات و برنامهٔ آموزشی با توجه به ساختارهای جدید تغییر کنند.

مدرسه‌ای در فنلاند در سال 2008 این تغییر ساختار را آغاز کرد. نتایج این کار سامانمند بعد از سه سال آشکار شد. این تغییر ساختار باعث شد تقابل افکار و رفتار کارمندان و دانش‌آموزان جای خود را به تعاملات فردی بدهد و شاخص‌های آموزشی افزایش یابد.

در این مدرسه هدف این بود که ساختار مدیریتی به‌گونه‌ای تغییر کند که به‌جای مقاومت در برابر تغییرات جدید آن‌ها را تشویق کند. در اثر این تغییرات، پروتکل‌های اصلی جلسات، روش ارتباط میان افراد و مسیرهای نفوذ افراد تغییر کرد. ارزش‌های جدید توسط مدیریت نوشته شد و برای تغییر در اختیار گروه‌های مختلف مدرسه و انجمن اولیا و مربیان قرار گرفت. در ساختار جدید این مدرسه دو مدیر و پنج سرپرست گروه وجود دارد. این هفت نفر به‌صورت مداوم و در فضایی کاملاً آزاد برای آیندهٔ مدرسه تصمیم گرفته و هدف‌های جدید تعیین می‌کنند. سرپرست‌ها مسئولیت گروه‌هایشان را بر عهده داشته و با برگزاری جلسات هفتگی و مکالمات آزاد و طولانی تنش‌های درون تیمی را کنترل می‌کنند. در این ساختار جدید دانش منحصربه‌فرد یا گروه خاصی نبوده و به‌صورت آزادانه در اختیار همه قرار می‌گیرد و در مقابل همهٔ گروه‌ها برای بهبود و تکمیل دانش موسسه تلاش می‌کنند. این ساختار جدید باعث افزایش بازده افراد و موسسه شده است.

برای تغییر در ساختار این مدرسه، پنج جنبه‌ی اساسی تغییر کرده است. این پنج جنبه شامل موارد زیر است:

  • چارچوب مدیریتی

  • ارزش، دیدگاه و استراتژی

  • فرهنگ تیمی

  • مدیریت دانش

  • امکانات و آموزش

در بخش بعدی این مقاله هر جنبه با جزئیات بیشتر تشریح شده است و نحوهٔ مدیریت این جنبه‌ها توضیح داده شده است.

منبع: قلم چی

هوش هیجانی، همراهی قابل اعتماد در مسیر اهداف

به دست آوردن اهدافی که آن‌ها را با نهایت دقت ترسیم کرده‌ایم نیازمند بهره‌گیری از همه‌ی استعداد‌ها و توانمندی‌های فردی است. یکی از مهم‌ترین وظایف یک فرد سخت‌کوش، آشنا شدن با روش‌های تقویت این مهارت‌ها و ادغام کردن آن‌ها با اجرای برنامه‌های خود است. IQ یک مفهوم آشنا برای ماست که تداعی‌کننده‌ی قدرت حفظ و بازیابی اطلاعات در ذهن و استدلال منطقی است؛ اما یکی از مهم‌ترین انواع هوش، که برای مفاهیم انتزاعیِ موفقیت به آن نیاز داریم، هوش هیجانی یا هوش عاطفی است. این مفهوم برای اولین بار در فرم ساختاریافته‌ی آن توسط دو دانشمند به نام‌های پیتر سالاوُی و جان مایر تعریف شد که عبارت بود از توانایی فرد در شناخت هیجان‌ها و احساسات خود، خودآگاهی، مدیریت هیجان‌ها و احساسات خود، خودمدیریتی، خودانگیزشی، تشخیص و درک هیجان‌ها و احساسات دیگران، دیگرآگاهی، مدیریت رابطه با دیگران، دیگرمدیریتی.

هوش هیجانی تأثیر واضحی بر تصمیم‌گیری‌ها، شناسایی فرصت‌ها و شکل دادن به برنامه‌ریزی‌های فردی دارد. چند ویژگی زیر در بهبود هوش هیجانی نقش مؤثری دارند.

«خودآگاهی» هنر درک ویژگی‌های فردی است. کلمه‌ی ویژگی نباید صرفاً یادآور نکات مثبت باشد. خودآگاهی شامل محدوده‌ی وسیعی از مشخصه‌های فردی است که از نقاط مثبت و ضعف تا عادت‌ها و تمایلات فردی را در بر می‌گیرد. شناسایی دقیق محرک‌های رفتاری و آماده شدن با شرایط ثانویه‌ی پس از مواجهه با آن‌ها، یکی از مهم‌ترین اثرات افزایش خودآگاهی است. به بیانی دیگر، خودآگاهی چگونگی دیدن خود را تقویت می‌کند که این در ارزیابی دید بیرونی به خود فرد نیز مؤثر خواهد بود. طرح سؤالات درون‌گرایانه و مبتنی بر رفتار‌های فردی و تلاش برای یافتن پاسخ‌های دقیق برای این سؤالات یکی از راه‌های افزایش خودآگاهی است. لازم است با نگاهی موشکافانه‌ رفتار‌های خود و عوامل بروز آن را بررسی کنید. تلاش برای افزایش خودآگاهی به طرز حیرت‌انگیزی با افزایش آرامش و اعتمادبه‌نفس در افراد همراه است.

دارا بودن «ذهن تحلیل‌گر» ویژگی مؤثر دیگری در بهبود هوش هیجانی است. یکی از ویژگی‌های مهم افرادی که دارای هوش هیجانی بالا هستند، قدرت آن‌ها در تحلیل اطلاعات پیرامونی است. به‌خصوص توان مقایسه‌ای افراد در تحلیل تشابه‌ها و تفاوت‌های اطلاعات قدیمی و جدید در یک حوزه‌ی مشخص وجه بارزتری به ویژگی ذهن تحلیل‌گر آن‌ها می‌دهد. بررسی دقیق سبک و سیاق انجام فعالیت‌های فردی به این افراد فرصت شناسایی روش‌های برتر را می‌دهد و این رمز موفقیت استفاده از هوش هیجانی در بهبود عملکرد‌های فردی است. قوی شدن در قدرت تحلیل ذهنی با تحلیل دقیق فعالیت‌های روزانه شروع می‌شود و به نظر می‌رسید شروعی ساده باشد.

شناسایی «خواسته‌ها و نیاز‌های فردی» همواره یک مرجع مؤثر در بررسی هوش هیجانی افراد است، ازطرفی یک راهکار مؤثر در تقویت هوش هیجانی نیز هست. ذهن یک فرد با هوش هیجانی بالا قابلیت تشخیص «مناسب‌ترین دستاورد» را دارد. این سرآغاز تلاش و برنامه‌ریزی او برای کسب آن دستاورد خواهد بود. شروع این فرایند با نوعی بررسی درونی در مورد خواسته‌های فردی است. خواسته‌ها و نیاز‌ها در خَلق اهداف افراد نقش مؤثر دارند. تلاش برای شناسایی مجموعه‌ی کاملی از خواسته‌ها و نیاز‌ها علاوه بر تقویت هوش هیجانی، به فرد قدرت انتخاب و تعدیل این خواسته‌ها را خواهد داد. نباید فراموش کنیم که توان افراد برای رسیدن به موفقیت هر چه‌قدر هم که زیاد باشد، باید صرف دست‌یابی به مناسب‌ترین دستاورد‌ها شود.  

منبع: قلم چی

چه عواملی باعث ضعف حافظه می‌شود

چه عواملی باعث ضعف حافظه خواهد شد؟ آیا می‌توان از زوال عقل جلوگیری کرد؟ ضعف حافظه یکی از شایع ترین مشکلاتی است که با بالا رفتن سن افراد، بیشتر نمایان می‌شود، اما چه چه چیزهایی باعث کاهش قدرت حافظه خواهد شد.

احتمالا تاکنون بارها برایتان پیش آمده که چیزی را گم کرده‌اید و یادتان نمی‌آید که آن را کجا گذاشته‌اید، یا شخصی را می‌بینید و هر چه به مغزتان فشار می‌آورید که او را کجا دیده‌اید، به خاطرتان نمی‌آید. دلیل چنین اتفاقاتی را معمولا به خاطر ضعف حافظه -هرچند که در برخی مواقع ممکن است که درگیری‌های ذهنی شما بیش از حد باشد- می‌دانند. اما چه عواملی بیشتر موجب ضعف حافظه می‌شود.

عوامل کاهش قدرت حافظه

از دست دادن حافظه یکی از اصلی ترین عوارض بیماری آلزایمر است و با بالاتر رفتن سن، بیشتر خود را نمایان می‌کند. پنج درصد از جمعیت ۶۵ سال و بالاتر به بیماری آلزایمر متوسط تا شدید مبتلا هستند و ۱۰ تا ۱۵ درصد سالمندان در همین گروه سنی از بیماری آلزایمر خفیف رنج می‌برند

اما چه عواملی باعث کاهش قدرت حافظه خواهد شد.

۱. خواب کم

یکی از مهمترین عوامل ضعف حافظه کم‌خوابی است. کمبود خواب به شدت روی قدرت حافظه اثر می‌گذارد. هنگامی که خواب هستید، مغزتان خاطره ها را به حافظه طولانی مدت شما منتقل می‌کند. از سوی دیگر به هنگام خواب شبانه، سیستم لنفاوی فعال شده و سموم بدن را دفع می‌کند.

از سوی دیگر خواب تاثیر زیادی بر افسردگی و اضطراب فرد دارد. بر اساس تحقیقات انجام شده افرادی که کمتر از ۶ و یا بیشتر از ۸ ساعت در شبانه روز می‌خوابند، خیلی بیشتر از سایر افراد در معرض ابتلا به افسردگی و اضطراب هستند. برای جلوگیری از ضعف حافظه سعی کنید، زمان کافی بخوابید.

۲. کاهش قدرت حافظه با سکته خاموش

سکته مغزی می‌تواند به عللی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ‌های خون رسان مغز ایجاد شود. یک لخته خونی باعث انسداد شریان‌ خون‌رسان به مغز می‌شود (سکته مغزی ایسکمیک) و یا یک رگ خونی مغز پاره شده و خونرسانی به بخشی از مغز متوقف می‌شود.

فراموشی و مشکلات خفیف حافظه ممکن است به مرور زمان و پس از سکته‌های خاموشی که رگ‌های خونی کوچک‌تر را مسدود می‌کنند، اتفاق بیفتد. این تغییرات در عملکرد مغز که ممکن است شدت آن از خفیف تا شدید تغییر یابد، آسیب رگی مغز نامیده می‌شود.

۳. ضعف حافظه با مصرف برخی داروها

ممکن است مصرف برخی داروها عاملی باشد برای کاهش حافظه شما، فراموشی و از دست دادن حافظه ممکن است نشان‌دهنده این موضوع باشد که شاید لازم است داروهای‌تان تغییر کند.

  • قرص‌های خواب‌آور

  • داروهای ضد حساسیت یا همان آنتی‌هیستامین‌ها

  • داروهای ضد اضطراب

  • داروهای ضدافسردگی

  • یک سری داروهای مسکن

  • داروهای مختص کاهش کلسترول

  • داروهای دیابت

از جمله داروهایی هستند که ممکن است روی عملکرد حافظه تاثیر سو بگذارند. داروهای خانواده آنتی هیستامین و همچنین برخی مسکن‌ها هم بر کاهش قدرت حافظه اثرگذار هستند.

۴. عفونت های تاثیرگذار بر مغز

مبتلایان به ویروس HIV، سل و دیگر عفونت هایی که بر مغز تاثیر می‌گذارند، می‌تواند منجر به ضعف حافظه شوند. در موارد حاد، آسیب مغزی ممکن است منجر به مشکلات حافظه شود. عفونت‌ها، تومور‌های مغزی یا ضربه دیدن سر می‌تواند ازجمله علل ضعف حافظه کوتاه مدت باشد.

۵. ارتباط استرس با کم شدن حافظه

استرس زیاد یا اضطراب می‌تواند باعث بروز مشکلاتی در قدرت حافظه شود. معمولا رفع استرس باعث بهبود حافظه نیز می‌شود. استرس های مزمنی که درمان نشوند، می‌تواند منجر به افسردگی شود. این امر بر عملکرد مغز تأثیر می‌گذارد.

یکی از شایع ترین عوامل ضعف حافظه استرس ناشی از ضربه های روحی است.خواب کافی می‌تواند راهکار مناسبی برای مقابله با استرس های روزانه باشد.

۶. کمبود ویتامین و مواد مغذی

کمبود ویتامین B12 می‌تواند منجر به سردرگمی و حتی زوال عقل شود. شما باید روزانه حدود ۲.۴ میلی‌گرم B12 در رژیم غذایی خود داشته باشید. این ویتامین در محصولات لبنی، گوشت، ماهی و مواد غذایی غنی‌شده با ویتامین B12 وجود دارد.

یکی دیگر از علل ضعف حافظه خوردن گوشت قرمز یا قهوه به مقدار زیاد است. مصرف الکل و سیگار نیز می‌تواند باعث زوال عقل و کم شدن حافظه شود. استفاده از ویتامین‌های B6 و B12 را در رژیم غذایی خود فراموش نکنید.

۷. ضربه به سر

یک ضربه سخت به سر می‌تواند مغز را درون جمجمه تکان دهد و منجر به کبودی، پارگی عروق خونی و یا آسیب عصبی به مغز شود. این موضوع می‌تواند باعث کاهش حافظه شود.

پس از ضربه سخت به مغز، فرد برای چند ثانیه هوشیاری خود را از دست می‌دهد اما بسیاری از افراد پس از وارد آمدن ضربه مغزی تغییری نمی‌کنند. همانگونه که پس از آسیب دیدگی مچ پا نیاز به استراحت هست، مغز هم پس از ضربه مغزی نیاز به استراحت دارد. افراد پس از ضربه مغزی بهتر است که به مدت طولانی بخوابند تا مغز زمان کافی برای بازیابی داشته باشد.

۸. بالا رفتن سن و ضعف قدرت حافظه

برای این مشکل راه حلی وجود ندارد. بالا رفتن سن به مرور روی قدرت حافظه اثر گذاشته و باعث کاسته شدن قدرت ذهن می‌شود. در مطلب دلایل ضعف حافظه در پیری به طور کامل به این موضوع پرداخته‌ایم، اما با تغذیه مناسب، خواب کافی و یا شاید انتخاب بهترین زمان برای ورزش کردن بتوان آن را تا حد امکان به تاخیر انداخت.

۹. مشکل تیروئید

پرکاری و کم‌کاری تیروئید بر کاهش قدرت حافظه اثر می‌گذارد. به نظر می‌رسد برخی علائم مربوط به پرکاری یا کم‌کاری تیروئید کاملا به اعصاب و روان مربوط‌ بوده و شاید میان بیماری‌های جسمی کمتر بیماری‌ای یافت شود که علائم روانی‌اش تا این حد پررنگ و متعدد باشد.

هورمون تیروئید یک تنظیم‌کننده است که بر اغلب ارگان‌های بدن از جمله کارکرد مغز موثر است. محققان ثابت کرده‌اند هنگامی‌که سطح هورمون تیروئید پایین باشد، بر ظرفیت حافظه و توانایی تمرکز اثر می‌گذارد.

منبع :