تقریبا تمامی ما میدانیم در سیستمهای آموزشی همواره معلمان نقشی تعریف شده در قالبی تقریبا مشخص، در کلاس درس دارند. معلمان عنصر اصلی در آموزش مطالب در کلاس درس هستند که در اکثر موارد متکلموحده بوده و به بیان مطالب آموزشی در زمینه آموزشی خود میپردازند. اما آیا پیشرفت علم و تکنولوژی میتواند موجب تغییر نقش عملکردی آنها شود؟ اگر در سیستم آموزشی از معلم بخواهند تنها در یک زمینه خاص متخصص شده و به آموزش در آن چهارچوب بپردازد، در حقیقت یک نگاه صنعتی به معلم در سیستم آموزشی است. این نگرش معلمان را در کلاس درس در موضع ضعف قرار می دهد. عصر حاضر تفاوت زیادی با گذشته داشته است؛ امروزه دانشآموزان بهراحتی میتوانند در زمینههای مختلف اطلاعات متنوع بدست آورند و معلم بهعنوان آموزشدهنده اصلی در کلاس درس نباید در این زمینه از دانشآموزان خود عقبتر باشد. حداقل منبع اطلاعاتی که امروزه در اختیار کودکان قرار دارد گوگل است که شاید بتوان گفت از تمامی معلمان بیشتر میداند و هر روز مطالب جدیدی به دامنه اطلاعاتی آن اضافه میشود که ممکن است معلم از آن بیخبر باشد. اگر معلم نقش خود را در کلاس درس محدود به دانش موجود در یک زمینه کند، دسترسی دانشآموزان به منابع اطلاعاتی اینچنینی موجب کماهمیت تلقی شدن نقش معلم بهعنوان هدایتگر اصلی در کلاس درس میشود. معلم باید با دانش و تجربهای که دارد به دانشآموزان کمک کند در زمینههای مختلف شروع به فعالیت کنند و او نیز همچون یک کمککننده در کنار انها باشد. در این رویکرد معلم باید دانشآموزان را تشویق کند تا به انجام فعالیتهای مختلف بپردازند و خودش در حقیقت تصمیمساز و شکلدهدنه اصلی فرآیندهای آموزشی در کلاس درس باشد. فعالیت دانشآموزان در زمینههای مختلف و تلاش معلم برای راهنمایی آنها در این فعالیتها موجب ورود معلم به حوزههای مختلف علمی و افزایش سطح دانش او نیز خواهد شد.
تغییر نقش به سمت رویکرد جدید اگرچه جذابیت زیادی برای معلم و دانشآموزان در کلاس درس دارد و موجب پویایی آنها در یادگیری مطالب درسی میشود، اما کار چندان راحتی نیست. معلم برای تبدیل فرصتهای اموزشی به موفقیتهای علمی باید نخست نیازهای دانشآموزان را شناسایی کند و محتوایی درسی سازگار با این نیازها و اطلاعات موجود در اینترنت فراهم کند. سپس راههای برای ارزیابس دانشآموزان در اینم سیر نیز پیدا کند. شاید هماکری معلمان در این زمینه و تشکیل کارگروهی پویا که حاصل تعامل و به اشتراکگذاری اطلاعات آنها باشد بتواند رویهای مناسب برای این تغییر جهت آموزشی باشد.
در فنلاند این رویکرد در قالب پروژهای آزمایشی در حال اجرا است. نام این پروژه " همکاری آموزشی و دیجیتالی کردن (فرآیند آموزش)" است. این پروژه در حقیقت به بررسی تاثیر دیجیتال شدن فرآیندها و امکانانت جدید در تبادل اطلاعات، بر آموزش دانشآموزان میپردازد. در این پؤوژه تیمهای 4 نفره از معلمان تشکیل میشود و آنها از طریق یک صفحه نمایش دیجیتالی به تدوین برنامه آموزشی و دروس مورد نیاز در آن میکنند تا یک برنامه جامع آموزشی در زمینهای خاص برای تدریس طرحریزی شود. موفقیت این پروژه موجب پیدایش جامعه و فرهنگ جدیدی در سیستم آموزشی مبتنی بر همکاری آموزشی با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و با دسترسی بالا به اطلاعات با دقت بیشتر نسبت به رویههای سنتی خواهد شد. باید توجه داشت این پروژه نیازمند تلاش معلمان و صرف کردن و قت و انرژی زیاد است که لازمه آن ایجاد انگیزه کافی در معلمان نیز است. معلمان ضمن برخورداری از مزایای علمی این طرح باید از برخی مزیتهای دیگر نظیر منفعت مالی نیز بهرهمند شوند. عملکرد مناسب معلمان در این زمینه نهایتا موجب شکلگیری شبکهای بزرگ از هماکری موزشی شده که معلمان را مجهز به دانش روز دنیا در زمینههای مختلف میکند. بعد از آن آنها میتوانند در کلاس درس بهعنوان فردی که مجبور است دائما حبت کند به مربی و راهنمایی برای انجام فعالیتهای مختلف در کلاس درس تبدیل شود.
منبع:
آیا چیزی بهتر از این است که در مورد موضوعات جهانی بتوانیم با یکدیگر در سراسر جهان بحث و تبادل نظر کنیم؟ بهطور کلی سیستم آموزش رسمی در غالب نقاط دنیا بهشکل تمرکز بر دانش اکتسابی به حیات خود ادامه میدهد. تحت چنین رویهای منابع محدودی برای تعامل دانشآموزان با یکدیگر در کلاسهای مختلف وجود دارد. هر مدرسه فرهنگ آموزشی خود را دارد و هر معلم نیز رویکرد آموزشی منحصر به فرد خود. تحت چنین شرایطی شکاف دانشی نه تنها بین مدارس مختلف وجود دارد بلکه حتی بین کلاسهای درس یک مدرسه نیز وجود خواهد داشت. در سیستم آموزش جهانی دانشآموزان از سراسر دنیا در رابطه با موضوعات و مسائل مهم و موثر بر زندگی انسان به بحث و تبادل نظر میپردازند. این موضوعات باید جهان شمول باشد. بهدیگر بیان وجه اشتراکی از آن در تمامی کشورها و مناطق مختلف دنیا وجود داشته باشد.
برای مثال تاکنون دو پروژه چشمگیر در قالب این سیستم اجرا شده است. "پروژه آب" که در آن 10 مدرسه از 9 کشور دنیا حضور داشتند. در این پروژه همانطور که از نام آن مشخص است هدف اصلی پژوهش بررسی و واکاوی مشکلات و مسائل مربوط به آب در سراسر دنیاست. در این میان چالشهای موجود در رابطه با وضعیت آب در دنیا از دیدگاههای مختلف و توسط دانشآموزان کشورهای مختلف مورد بحث و تبادل نظر قرار میگیرد؛ و همگی به ارائه راهکارهای برای رفع این معضلات میپردازند. بدون شک تبادل نظر در این زمینه و تصمیمات جمعی موجب یافتن راهحلی بهینه برای حل مشکلات و رسوخ دانش و تجربه سایر کشورها به اذهان دانشآموزان و بهطور کلی سیستم آموزشی آن کشور خواهد شد.
در پروژهای بزرگتر تحت عنوان "تفاوتهای بشری"که در آن 50 مدرسه از 37 کشور دنیا حضور داشتند به کالبدشکافی مسئله "برابری انسانها" در نقاط مختلف دنیا و راهکارهای ایجاد رابطه بین گروههای مختلف برای از میان بردن نابرابری و دیوارهای شکل گرفته بین آنها پرداخته میشود. بدون شک بررسی چنین مسائلی در ردههای سنی پایین، موجب شکلگیری نگرشی بدون تبعیض و قائل به برابری انسانها در نسلهای مختلف در کشورهای شرکتکننده در پروژه و توسعه آن در بلندمدت خواهد شد. کودکان مفاهیم این چنینی را با تعامل مشترک بین گروههای مختلف که مورد تبعیض قرار گرفتهاند بررسی و علل اصلی آن را شناسایی میکنند. مهمترین بخش این پروژههای جمعبندی نهایی و ارائه راهکارهایی که مورد پذیرش عموم باشد. این امر بهمثابه حاکمیت منطق در بررسی مسائل بین فرهنگهای مختلف خواهد بود، که دستاوردی بزرگ برای اصلاح برخی امور در کشورهایی است که در این زمینه قصور دارند.
از اکتبر سال 2017 بزرگترین موضوع مورد بررسی در رویکرد آموزش جهانی، با حضور 250 مدرسه از 66 کشور دنیا، تحت عنوان "فعالیت آب و هوا" یا اقدامات آب و هوایی شروع به کار کرده است. در این پروژه به مسائل مریوط به اقدامات بشری که موجب ایجاد تغییرات آبوهوایی در کره زمین و متعاقبا کشورهای مختلف دنیا شده است؛ پرداخته میشود. مسئلهای که در رقابت کشورها برای پیشی گرفتن در تولیدات و کسب درآمدهای بیشتر به باد فراموشی سپرده شده است. اما در آیندهای نه چندان دور گریبانگیر تمامی مردم زمین خواهد شد.
در جریان این پروژه بهطور منظم، هر ماه به یکی از موضوعاتی که بر اساس اولویتبدی اولیه تعیین شده است، پرداخته میشود. و دانشآموزان در طول هفتههای هر ماه روی یکی از موضوعاتی که با موضوع کلی انتخاب شده در ماه جاری، دارای ارتباط است متمرکز میشوند. ساختار کلی پروژه به صورت هدفمند و با ظرافت خاصی طراحی شده است. دانشآموزان همگی در تلاشند تا پروژه را در چهارچوب اصلی آن هدایت کنند، برگزاری طوفان فکری، برگزاری جلسات بحث و نقد مسائل، ارائه یافتههای بهصورت تصویری در قالب ویدئو و به اشتراکگذاری آن روی سایت پروژه بهصورت هفتگی، مجموعه عواملی است که موجب هدایت پرژه در مسیر اصلی خود میشود.
منبع:
در هند برخورداری از آموزش پایه، یک حق برای کودکان محسوب میشود و در قانون اساسی این کشور تعریف شده است، اما تفاوت فاحشی بین سطح کیفی آموزش، در سیستم آموزش و پرورش این کشور دیده میشود. شکاف ایجاد شده بین کیفیت آموزش در مدارس مختلف این کشور، ریشه در سطح درآمد خانوارها دارد. سطح کیفی آموزش برای فرزندان خانوادههای متمول در سطح بسیار بالاتری نسبت به خانوادههای فقیر وجود دارد. برای کشوری که خواهان تبدیل شدن به یکی از قطبهای اقتصادی دنیاست؛ بدون شک این هدف جز در سایه تربیت نیروی انسانی محقق نخواهد شد. خروج هر دانشآموز از چرخه آموزش، بهمثابه خروج یکی از استعدادها و تواناییها در شکلدهی آینده کشور خواهد بود.

در یک ایده جذاب و البته بسیار کاربردی، موزهای در کشور هند تاسیس شده که هدف اصلیآن از بین بردن نابرابری در آموزش برای کودکان است. این پروژه در گسترهای به پهنای کل دنیا و به مرکزیت موزهای در هند راهاندازی شده است. معلمان و متخصصانی که در آن فعالیت میکنند، وظیفه دارند از جاذبههای علمی مختلف برای تحریک و ایجاد انگیزش برای کودکان استفاده کنند. این ایده در حقیقیت یکی از خروجیهای آزمایشگاه آموزش OASIS است، جایی که روشهای مختلف بررسی شده تا بتوان راهکاری برای از بین بردن نابرابری در آموزش را پیدا کرد و همه کودکان بتوانند از سیستم آموزشی استانداردی بهرهمند شوند. این موزه که توسط دانش موجود در معلمان در سراسر دنیا تغذیه میشود، بواسطه حضور معلمانی متخصص برای آموزش مهیج به دانشآموزان در «مدرسه موزه» به فرم عملی تبدیل میشود.
حتما میدانید که موزه محل نشان دادن هر آنچه در زندگی انسان مهم و با ارزش است، میباشد. همواره موزه برای علاقهمندان آن محلی جذاب و گیراست. دانشآموزان با هدف دیدن جاذبههای مورد علاقه خود وارد موزه میشوند؛ در آنجا سرگرمیهای زیادی نظیر انواع بازی، روایت داستان و انجام فعالیتهای گروهی برای ساخت یک شئی میپردازند. این برنامهای است که در هر هفته یک روز آموزشی مدرسه را شامل میشود. اما در پشت این ویترین جذاب هدف ارزشمندتری نهفته است. ساختار موزه بهگونهای است که معلمان در آن قصد دارند استعدادهای برجسته در هر زمینه را شناسایی کرده و امکانات مورد نیاز برای دستیابی به سطح آموزشی مناسب را در اختیار آنها قرار دهند. روشهای اجرایی در مدرسه موزه کاملا سازگار با آموزهها و یافتههای آکادمیک است. در این میان به رفع کمبودهای کودکان در امور مختلف رسیدگی میشود و این خود بهنوعی جاذبه در آنها بوجود میآورد. موزهای که علاوه بر بازی و سرگرمی به حرفها و دغدغه آنها گوش فرا میدهد، مهارتهای زندگی را همچون خانوادهای دلسوز به آنها یاد میدهد و از استعداد و تواناییهای آنها در سیستم اقتصادی و اجتماعی کشور استفاده خواهد کرد.
بر اساس توافقنامهای میان OASIS و دولت هند، این برنامه کار خود را با پنج شعبه در حوالی مناطق فقیر و زاغهنشین شروع کرده است. موفقیتهای چشمگیر این موزهها در بازجذب دانشآموزانی که ترک تحصیل کردهاند یا دانشآموزانی که استعداد خوبی دارند اما به امکانات آموزشی مناسب دسترسی ندارند؛ موجب شده تا دولت هند به فکر توسعه این موزهها در شهرهای مختلف کشور بپردازد.
[1] The Museum School
منبع:
یکی از راهکارهای مناسب برای بهبود یادگیری دانشآموزان در سنین کودکی، ترکیب فضای آموزشی با گیاهان و درختان متنوع و بهطور کلی عواملو شرایط طبیعی است. چنین توصیهای ناشی از تاثیر طبیعت بر روحیه انسانها است.
در کشور فنلاند، مدرسهای راهاندازی شده است که علاوه بر داشتن گلخانههای متعدد شامل گیاهانی که میوههای آن قابل استفاده است، حتی در کلاسهای درس نیز درختانی بزرگ که تنه آن در کلاس است و سر آن از سقف بیرون رفته وجود دارد. یا در ژاپن کودکستان فوجی در فضایی بسیار بزرگ و با رویکردی مشابه محیطی دلپذیر برای آموزش کودکان بوجود آورده است.
پیامدهای مثبت این طرح موجب گسترش رویکرد ادغام طبیعت و آموزش در سایر کشورها نیز شده است. یکی دیگر از نمونههای جالب در این زمینه احداث مدارس در دل طبیعت و جنگل یا «مدرسه طبیعت» است. دانشآموزان تحت این شرایط میآموزند کاربرد و تاثیر آموزشهای مدرسه را در زندگی در طبیعت و محیط پیرامون با چشمان خود میبینند و در مییابند که چگونه میتوان از سازوکارهای حاکم در طبیعت برای زندگی بشری بهرهبرداری کرد.
در این مدارس، دانشآموزان میآموزند که همگی با هم برابرند و کسی بر دیگری برتری ندارد. هر کسی در عین برابر بودن با دیگران به لحاظ موقعیت اقتصادی و اجتماعی، دارای ویژگی منحصر به فرد خود و ارزشمندیهای خاص خود است؛ که در جریان فعالیتهای آنها در امور آموزشی در نظر گرفته شده در جنگل بروز پیدا میکند. ایده و منشاء اصلی شکلگیری این مدارس در کشورهای اسکاندیناوی شامل نروژ، سوئد، دانمارک و شمال فنلاند است. این رویکرد رفتهرفته در حال عزیمت به سایر نقاط دنیا نیز است. امروزه اکثر کودکستانهای این کشورها بهصورت مدرسه جنگلی اداره میشود تا دانشآموزان در فضایی مفره و نشاطآور به آموزش برنامههای در نظر گرفته شده برای خود میپردازند. همچنین از جمله کشورهای دیگر که در تلاش است تا این رویه را در سیستم آموزشی خود به اجرا درآورد میتوان به نیوزیلند اشاره کرد. مدرسه جنگلی یک رویکرد کودک محور است که در آن سعی میشود تا جای ممکن از استعداد، توانایی و قدرتِ خود کودک در شناسایی مسائل و پدیدهها و مهمتر از آن حل آنها استفاده میشود.
بهطور کلی دانشآموزان فضای بیرون از مدرسه برای تفریح و سرگمی خواه رفتن به سینما یا حتی پارک باشد به همراه هم سنوسالان خود دوست دارند و برای آن اشتیاق وصفناپذیری دارند. در مدرسه جنگل مطالب آموزشی در برنامههای تفریحی که در محیط جنگل طراحی شده و در سایه تعامل نزدیک بچهها با یکدیگر انجام میشود.. از آنجا که اجرای این طرح مربوط به بچههای رده سنی 5 سال است بدون شک چنین رویهای خاطرهای خوش از یادگیری مطالب درسی در ذهن آنها به جای میگذارد و آنها را برای ورود به مقاطع درسی بالاتر مهیا میکند. مهارتهای اصلی در این سن یادگیری الفبا و توانایی انجام محاسبات ساده است. هر درس آموزشی با خاطرهای خوب در ذهن دانشآموزان حک شده و وارد حافظه بلندمدت آنها میشود.
هر روز درسی، شامل شناسایی و بررسی پدیدههای پیرامون و در محیط اطراف و بیان حقایق علمی در رابطه با آنان برای کودکان است. علاوه بر این دانشآموزان برخی مهارتهای فیزیکی نظیر بالا رفتن از درخت، ساختن خانه درختی، چگونگی ارزیابی ریسک در شرایط مختلف و.. را نیز میآموزند؛ همچین با انواع ابزارهای مختلف برای بکارگیری در انجام امور گوناگون آشنا میشوند. در این میان مربیان و بزرگسالان تنها بهعنوان یک کمککننده در مواقعی که دانشآموزان نتواند از پس کاری برآیند، وارد عمل میشوند و گاهی نیز به ارائه نظرات مثبت و راهکارهای مناسب برای انجام کارهای مختلف میپردازند. همچنین در طول روز هر کودک بهصورت انفرادی با یکی از بزرگسالان به خواندن کتاب میپردازند در میان بازی و در زمانهای استراحت برنامههای مربوط به نوشتن اجرا میشود حتی دانشآموزان به نوشتن شعر در رابطه با جنگل نیز میپردازند. در کل این سیستم آمیزهای از شوق کودکانه و آموزش درسی است که میتواند در آمادهسازی کودکان برای ورود به مقاطع بالاتر و مهمتر از آن گرایش آنها به سمت علمآموزی موثر باشد.
منبع: قلم چی

دوستای عزیزم سلام
اگه شما هم جزء اون دسته از دواطلبایی هستین که سر جلسات امتحان استرس میگیرن و الانم تو فکر استرس کنکورن، خوندن این مطلب رو از دست ندین…
ما امروز قراره چند تا راهکار ساده رو بیان کنیم که میتونه در کاهش استرس بسیار موثر باشه.
پس تا آخر این مطلب با عینکی همراه باشین.
اول از همه بگم اگه میبینی برگ ریزونه، یعنی خزان داره همه جا اتفاق میوفته، نه فقط برای تو …
کنکورم همینه، یه امتحانه که فقط مختص تو نیست. جلسه ای که تو درش حاضر شدی همون جلسه ایه که میشه گفت اکثرمون یه بار نشستن رو صندلی هاشو تجربه کردیم و استرسش رو هم کشیدیم…
ولی چرا این استرس برای یه سریامون اینقد کابوس شده؟
بزارید اول در مورد استرس یکم بیشتر بدونیم…

استرس تقریبا تکلیفش روشنه. اگه نباشه ما کاملا ریلکس یه گوشه میشینیم و انگار نه انگار و فرصت که از دستمون رفت میگیم ای وای دنیا رو آب برد و ما رو هم خواب!
استرس در حد متعادل برای انجام امور روزمره و جلو بردن برنامه هامون نیازه ولی اگه از اندازه طبیعی بیشتر بشه میتونه یه مانع بزرگ برای انجام کارها و برنامه ریزی مون بشه.
1- سفت شدن عضلات
2- افزایش ضربان قلب و تند شدن تنفس
3– خشک شدن دهان
4- معده درد
5– عرق و لرزش
خب انگاری قضیه جدی شد!
بریم برای بررسی این موارد و راهکارایی برای رفع استرس :
همونطور که بالاتر خدمتتون عرض کردم، استرس و اضطراب به اندازه طبیعی خوبه چون میتونه ما رو از خطر آگاه کنه و باعث واکنش به موقع ما بشه ولی زمانی مشکل ساز میشه که از حد بگذره.
استرسی که از حد بگذره میتونه اثرات مخربی خصوصاً روی پروسه یادگیری شما بزاره چون روی توانایی درک زمان و مکان و قدرت یادآوری و قدرت تداعی کردنتون بزاره.

اول اینکه بدونید استرس شب کنکور یا خود جلسه کنکور میتونه به میزان زیادی از عملکردتون کاهش بده و باعث میشه نتونید از زحماتی که کشیدید درست استفاده کنید و دست آخرهم نا امید و مایوس بشید.
یادتون باشه کنکورم یه امتحانه مثل بقیه امتحانا. الان نگید ای بابا ! خستمون کردین از بس این جمله رو گفتین …
ولی اگه از اونایی که الان دانشگاه رفتن و یا حتی فارغ التحصیل شدن بپرسین بهتون میگن که این همه استرس واسه یه کنکور براشون عجیب بوده.

الان که دقیقا یه هفته زمان دارید تا کنکور، کنار اون جمع بندی ها و برگه های رنگارنگ قشنگی که داخلشون نکته تون رو نوشتین و دارین تند و تند مرور میکنید وقتشه که یکمم روی آرامش خودتون برای حضور در جلسه فکر کنید و با دست پر سر جلسه حاضر بشین.
اونایی که درگیر استرس هستند میدونن که وقتی سر جلسه حاضر میشن قلبشون تند تند میزنه، دستاشون عرق میکنه، دهنشون خشک میشه و احساس میکنن ای داد بی داد ذهنشون کامل خالی شده و هیچی یادشون نمیاد.
تو این موقع به نسبت این کنش ها، واکنش هایی هم که به اون پاسخ نامه ی مظلوم میدن عجیب غریب میشه و یا سوال رو جواب نمیدن که باز خوبه! یا اینکه با رفتن یه سری راه حل اشتباه یه گزینه اشتباه رو پر میکنند و تمام….
مورد بعدیش اینه که الان میان به عدم موفقیتشون فکر میکنند و شروع میکنند خود خوری کردن و مقایسه خودشون با دوست و آشنا و پسر و دختر همسایه و دائم این استرس رو بیشتر میکنند.
این جور موقع متوجه میشن که بزرگترین دشمن آدم خودشه!
از نظر آسیب شناسی علت هایی که برای استرس کنکور وجو داره شامل خانواده، آموزشگاههای مختلف، تحصیلی و شخصیتی هستند.
اینکه اگه قبول نشم جواب خانواده رو چی بدم، چطور پیش فامیل سر بلند کنم، چطور سرزنشاشون رو تحمل کنم و کلی سوالای دیگه که اهل دل در جریانش هستن…
خانواده اینجا نقش محوری داره. اگه شما پدر یا مادری هستین که دارین این مطلب رو میخونید خواهشاً حواستون رو بدین که خدایی نکرده سطح توقع بالاتون مشکل ساز نشه…
امان از این آموزشگاهها که نگم براتون که با ما چه کردن! خودتون بهتر میدونید…
گاهی هم تجربیات منفی که خود فرد از قبل داشته استرسش رو تشدید میکنه.
معمولا استرس تو افراد کمال گرا بیشتر دیده میشه. اونایی که میگن یا صفر یا صد بیشتر درگیر این مساله هستند.
خب یکم غم انگیز شد نه؟
اینو همیشه یادتون باشه تا جایی که به مرگ نرسیدیم چاره داریم. یعنی چی؟ چه ربطی داشت اصلا!؟

این زمان باقی مونده رو برنامه ریزی برای زمان خواب و بیداریتون بپردازید. خواب لذت بخش ترین چیزیه که در زمان کنکور باید اونو جدی بگیرید. 6 تا 8 ساعت خواب رو باید حتما داشته باشین.

2) ورزش کنید.
اگه از اهالی ورزش هستین که خیلی هم عالی، اگر نیستین از ورزش های صبحگاهی سبک شروع کنید تا به ذهنتون فرصت تمرکز روی چیزی غیر از درس داده باشین. ( قرار نیست وزنه بزنیدااا فقط ی مقدار اندورفین تقدیم بدن جان میکنید ). پیاده روی کردن هم اثر فوق العاده داره. میگی نه؟ خب امتحان کن!

روانپزشکان توصیه می کنن که برای پیشگیری از حملات اضطرابی از خوردن کافئین مثل قهوه، چای، کولاها و شکلات ( البته به جز شکلات تلخ ) خودداری کنید چون کافئین شما را در یک حالت تحریک پذیر قرار میده.
از خوردن هر داروی آرامش بخشی که تا حالا نخوردی هم پرهیز کن. سیگار کشیدنم که میدونم اهلش نیستین و در کل استغفرالله…

شما تا الان تلاشتون رو کردین. نتیجه رو از الان بپذیرید. دوستم، دختر خالم، پسر داییم، پسر عموم ترازش اونقده من اینطور هم نداریم. تو تویی و اون هم اون! (عجب کلام گهرباری )

غر زدن و گله کردن از زمین و زمان ممنوع ! با فکر کردن به مشکل نه تنها هیچی درست نمیشه تازه فرصت هم از دست میره. سعی کنید یه بارم شده نیمه پر لیوانای قشنگ زندگیتون رو ببینید.

اگه موسیقی حالتون رو خوب میکنه خب منتظر چی هستین؟ یدونه خوبشو پلی کنید! اگه غذای خاصی بهتون حس خوب میده خب اونو برای خودتون درست کنید و نوش جان کنید( چاق نشید فقط!)
اگه دعا و نیایش حالتو خوب میکنه خب بسم الله چی بهتر از قرآن و کی بهتر از خدا؟ چشاتو ببند و به خودش توکل کن …..

خب معلومه دیگه! تقلب آقا جان! تقلب نکن !
جدای از شوخی اینم یه سری راهکار برای خود روز امتحان:
نه اونقدر زود برید که با دیدن بقیه استرس بگیرید نه اون قدر دیر که بترسین که به جلسه نرسین.
اگه هم نگاه کردین فکر نکنید هر کی قیافش درس خون میزنه الزاما درس خونه! کسی رو آماده تر از خودتون نبینید لطفا!
با نگاه کردن به گزینه های سفید و شمردن گزینه های سیاه شده استرس بیخود به خودتون راه ندیدن. همین که بپزیرید توی هر آزمونی ممکنه سوالی باشه که جوابش رو ندونید و برای همین سفید بزاریدش خودش میشه پذیرش …

خب رسیدیم به آخر این مقاله، وب سایت عینکی برای تک تک شما عزیزان آرزوی موفقیت داره، خوش بدرخشین….
حتما بخوانید: 35 نکته برای موفقیت در کنکور
منبع: عینکی