امروزه علم پزشکی ثابت کرده است که ریشه بسیاری از کارکردهای نادرست رفتاری یا مشکلات روحی و عاطفی انسانها، ریشه در دوران کودکی آنها و نحوه برخورد بزرگترها دارد. شخصیت انسان بهخصوص در دوران پایینتر از 15 سالگی، بهشدت آسیبپذیر است و این بازه زمانی جز حساسترین مراحل در شکلگیری فرم نهایی آن در زندگی انسان است. هر خاطره یا پیشامد بد در این دوره زمانی ممکن است تا آخر عمر همراه با شخصیت فرد، در تمامی مکانها و زمانها او را همراهی کند. با در نظر گرفتن این حقایق میتوانید به نقش حیاتی معلمان در شکلگیری آینده کودکان پی ببرید. دانشآموزان بیشتر وقت خود را در مدرسه با معلمان خود سپری میکنند. آنها دائما در معرض انواع و اقسام اطلاعات در زمینههای مختلف قرار دارند و معلم هدایتگر اصلی برای کنترل انگیزه دانشآموزان است. دانشآموز در این دوران میتواند متوجه استعدادها و نقاط قوت و ضعف خود شود، در این دوران حساسترین تصمیمات زندگی خود بهطور خاص انتخاب زمینهای برای شغل آینده خود را اتخاذ میکند و بهطبع معلم بهعنوان مرجع اصلی دانشآموزان در شناخت وضعیت تحصیلی و پیشبینی ظرفیتهای او در حوزههای مختلف تاثیر بهسزایی در این فرآیند تصمیمسازی دارد.
در حال حاضر سیستمهای آموزشی کشورها نگاهی ویژه به این جنبه از اثرات سیستم بر زندگی دانشآموزان دارد. از جمله مهمترین وظایف مربیان آموزشی، شناخت پتانسیلهای وسیع و متنوع در دانشآموزان و کمک به آنها در تقویت این ظرفیتها، سپس حمایت مستمر از آنها برای دستیابی به این پتانسیلها است .
وقتی به واژه امید نگاه کنید یک مفهوم ساده همانند سایر کلمات مثبت، در نیل به اهداف بهنظر میرسد؛ اما در مفهوم بنیادین، امید واژهای در مورد توانایی فرد و پیشبینی موفقیت بر اساس آن است. تبدیل این واژه به فرم عملی آن شامل دامنهای از فعالیتها و مهارتها میشود که احتمال توفیق توانایی فرد در مقابل مسائل و مشکلات را تا حد ممکن افزایش دهد. به بیان دیگر، در اینجا دامنه توانایی فرد در رسیدن به اهداف، یا امید او در زمینههای مختلف، بهشکلی صحیح و ساختیافته گسترش یافته و تقویت میشود. فرآیندی که خروجی نهایی آن کسب موفقیتهای بزرگ دانشگاهی، بروز خلاقیت فرد در زمینههای مختلف، دستیابی به مهارتهای حل مسائل، بهبود وضعیت روحی و اضطراب آنها میشود.
امید از دو جز اصلی تشکیل شده است، مسیر و ساختار. اگرچه معلم و سیستم آموزشی تا حد زیادی میتواند مسیر کسب موفقیت را برای دانشآموزان تسهیل کند اما ایجاد گام اصلی در رسیدن به موفقیت از کانال ساختار درونی خود فرد میگذرد. تا زمانی که دانشآموز از درون مهارتها و تواناییهای خود را نشناخته باشد تلاش معلم و سیستم آموشی در هدایت او بهسمت موفقیت نمیتواند چندان مثمر ثمر باشد. البته این بدان معنی نیست که سیستم آموزشی در این قسمت نقشی نداشته و این خود دانشآموز است که باید به تنهایی این فاکتور را تقویت کند. تحقیقات نشان میدهد مهمترین رکن در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و کسب موفقیت در زمینههای مختلف داشتن امید به آینده است. زیرا آینده همان زمان حالی است که دیریا زود به آن خواهیم رسید.
نهادینهکردن امید در دانشآموزان شامل دو عامل اصلی است که در هر دومورد سیستم آموزشی باید تا حد ممکن دانشآموزان را در این امر یاری کند. یکی ایجاد مسیر یا بستر مناسب، که در آن باید مجموعهای از عوامل که موجب شکوفا شدن استعدادهاو توانایی دانشآموزان در زمینههای مختلف میشود باید در محیط آموزشی فراهم باشد. دانشآموزان تا ندانند که چه توانایی و استعدادهایی دارند نمیتوانند نسبت به آن پیشبینی مثبت یا بهدیگر بیان در مورد آن امید داشته باشند. اما جز مهمتر در این فرآیند کسب مهارتهای دورنی دانشآموزان در تثبیت این موقعیتها در خود و تبدیل آن به امید و نهایتا کسب موفقیت در زندگی است. فاکتورهای نظیثر اعتماد به نفس، عزت نفس.. که لازمه آن گنجاندن چنین مفاهیمی در برنامه درسی آنها و پیگیری خود دانشآموزان و والدین آنها در کسب اینگونه مهارتها است . در جوامع پیشرفته این امر در سیستم آموزشی تدوین و بهصورت اجرایی درآمده است.
امروزه علم پزشکی ثابت کرده است که ریشه بسیاری از کارکردهای نادرست رفتاری یا مشکلات روحی و عاطفی انسانها، ریشه در دوران کودکی آنها و نحوه برخورد بزرگترها دارد. شخصیت انسان بهخصوص در دوران پایینتر از 15 سالگی، بهشدت آسیبپذیر است و این بازه زمانی جز حساسترین مراحل در شکلگیری فرم نهایی آن در زندگی انسان است. هر خاطره یا پیشامد بد در این دوره زمانی ممکن است تا آخر عمر همراه با شخصیت فرد، در تمامی مکانها و زمانها او را همراهی کند. با در نظر گرفتن این حقایق میتوانید به نقش حیاتی معلمان در شکلگیری آینده کودکان پی ببرید. دانشآموزان بیشتر وقت خود را در مدرسه با معلمان خود سپری میکنند. آنها دائما در معرض انواع و اقسام اطلاعات در زمینههای مختلف قرار دارند و معلم هدایتگر اصلی برای کنترل انگیزه دانشآموزان است. دانشآموز در این دوران میتواند متوجه استعدادها و نقاط قوت و ضعف خود شود، در این دوران حساسترین تصمیمات زندگی خود بهطور خاص انتخاب زمینهای برای شغل آینده خود را اتخاذ میکند و بهطبع معلم بهعنوان مرجع اصلی دانشآموزان در شناخت وضعیت تحصیلی و پیشبینی ظرفیتهای او در حوزههای مختلف تاثیر بهسزایی در این فرآیند تصمیمسازی دارد.
در حال حاضر سیستمهای آموزشی کشورها نگاهی ویژه به این جنبه از اثرات سیستم بر زندگی دانشآموزان دارد. از جمله مهمترین وظایف مربیان آموزشی، شناخت پتانسیلهای وسیع و متنوع در دانشآموزان و کمک به آنها در تقویت این ظرفیتها، سپس حمایت مستمر از آنها برای دستیابی به این پتانسیلها است .
وقتی به واژه امید نگاه کنید یک مفهوم ساده همانند سایر کلمات مثبت، در نیل به اهداف بهنظر میرسد؛ اما در مفهوم بنیادین، امید واژهای در مورد توانایی فرد و پیشبینی موفقیت بر اساس آن است. تبدیل این واژه به فرم عملی آن شامل دامنهای از فعالیتها و مهارتها میشود که احتمال توفیق توانایی فرد در مقابل مسائل و مشکلات را تا حد ممکن افزایش دهد. به بیان دیگر، در اینجا دامنه توانایی فرد در رسیدن به اهداف، یا امید او در زمینههای مختلف، بهشکلی صحیح و ساختیافته گسترش یافته و تقویت میشود. فرآیندی که خروجی نهایی آن کسب موفقیتهای بزرگ دانشگاهی، بروز خلاقیت فرد در زمینههای مختلف، دستیابی به مهارتهای حل مسائل، بهبود وضعیت روحی و اضطراب آنها میشود.
امید از دو جز اصلی تشکیل شده است، مسیر و ساختار. اگرچه معلم و سیستم آموزشی تا حد زیادی میتواند مسیر کسب موفقیت را برای دانشآموزان تسهیل کند اما ایجاد گام اصلی در رسیدن به موفقیت از کانال ساختار درونی خود فرد میگذرد. تا زمانی که دانشآموز از درون مهارتها و تواناییهای خود را نشناخته باشد تلاش معلم و سیستم آموشی در هدایت او بهسمت موفقیت نمیتواند چندان مثمر ثمر باشد. البته این بدان معنی نیست که سیستم آموزشی در این قسمت نقشی نداشته و این خود دانشآموز است که باید به تنهایی این فاکتور را تقویت کند. تحقیقات نشان میدهد مهمترین رکن در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و کسب موفقیت در زمینههای مختلف داشتن امید به آینده است. زیرا آینده همان زمان حالی است که دیریا زود به آن خواهیم رسید.
نهادینهکردن امید در دانشآموزان شامل دو عامل اصلی است که در هر دومورد سیستم آموزشی باید تا حد ممکن دانشآموزان را در این امر یاری کند. یکی ایجاد مسیر یا بستر مناسب، که در آن باید مجموعهای از عوامل که موجب شکوفا شدن استعدادهاو توانایی دانشآموزان در زمینههای مختلف میشود باید در محیط آموزشی فراهم باشد. دانشآموزان تا ندانند که چه توانایی و استعدادهایی دارند نمیتوانند نسبت به آن پیشبینی مثبت یا بهدیگر بیان در مورد آن امید داشته باشند. اما جز مهمتر در این فرآیند کسب مهارتهای دورنی دانشآموزان در تثبیت این موقعیتها در خود و تبدیل آن به امید و نهایتا کسب موفقیت در زندگی است. فاکتورهای نظیثر اعتماد به نفس، عزت نفس.. که لازمه آن گنجاندن چنین مفاهیمی در برنامه درسی آنها و پیگیری خود دانشآموزان و والدین آنها در کسب اینگونه مهارتها است . در جوامع پیشرفته این امر در سیستم آموزشی تدوین و بهصورت اجرایی درآمده است.

شاید شما هم شنیده باشین که میگن در انتخاب دو چیز در زندگیتون خیلی دقت کنید: یکی انتخاب رشته و دومی انتخاب همسر!
چون این دو انتخاب بیشترین جنبه های زندگی تون رو درگیر خواهد کرد. پس اگه خدایی نکرده در انتخاب یکی از این دو یا هر دو اشتباه کنید زندگی تون سخت میشه !
من نمیخوام در مورد دومی صحبت کنم. چون نه تجربشو دارم و نه تخصصشو! (صد البته هم که شما سرتون با درس و مشق گرمه و الان وقتش نیست.)

مشکلی که اکثر دانش آموزان در انتخاب رشته دارن اینه که الان ملاک انتخاب رشته عکس العمل گرا شده؛
یعنی چی؟ یعنی الان نگاه میکنن ببین کدوم رشته بازار کار و درآمد خوبی داره و همون رو انتخاب میکنند.
در صورتی که ممکنه تا زمان فارغ التحصیل شدن اونها از دانشگاه ظرفیت اون رشته اشباع شده باشه و خبری از بازار کار و در آمد خوب هم نباشه!

اولین و مهم ترین فاکتور برای انتخاب رشته موفق علاقه مندی است.
رشته ای را انتخاب کنید که واقعا به آن عشق و علاقه دارین و برای موفقیت در اون رشته حاضر به تحمل سخت ترین شرایط باشین.
انتخاب رشته بر اساس اجبار والدین، پز دادن به فامیل و گرفتن عنوان و لقب دکتر و مهندس برای شما نتیجه ای در بر نخواهد داشت!

اولین چیزی که باید در مورد رشته مورد انتخابتون بدونید اصل و ماهیت خود رشته و کاری که قراره در آینده براتون به ارمغان بیاره هست.
مثلاً اگه قراره رشته پزشکی رو انتخاب کنید باید بدونید که این در این رشته شما دائما با یک فرد بیمار در تماس هستین، شرایط کاری استرس زای زیادی رو تجربه میکنید، باید شرایط اوژانسی رو به راحتی مدیریت کنید و در ضمن از خون هم نترسید!
و یا اگه رشته مهندسی رو انتخاب کنید باید بدونید در این رشته قراره شما مدیریت پروژه های مختلف رو بر عهده بگیرین و نظم بالایی در به سرانجام رسوندن کارهاتون داشته باشین و از این قبیل موارد.
متاسفانه اتفاقی که امروز ما در کشورمون شاهدش هستیم اینه که ملاک انتخاب رشته پول، شهرت و خریدن احترام شده و علاقه تا حدود زیادی نادیده گرفته شده!
مطمئن باشین اگه چیزی غیر از علاقه تون رو دنبال کنید هیچ وقت به ایده آل هایی که تو ذهنتون دارین نمیرسین و چه بسا مجبور بشین بعد از چند سال دوباره برگردین به نقطه اول و این یعنی هدر دادن عمر…
صادقانه از خودتون بپرسین رشته ای که دارین انتخاب میکنید به خاطر علاقه ست یا به خاطر شرایطی که قراره درآینده براتون فراهم کنه؟

( هر کسی را بهر کاری ساختند/ میل آن را در دلش انداختند)
باید گفت هیچ رشته تحصیلی بر رشته دیگر برتری نداره. شاید این جمله رو قبول نداشته باشین چون شما طبق واقعیتی که در جامعه در حال اتفاق افتادنه ناخودآگاهم که شده باشه به این نتیجه رسیدین.
ولی لازمه بدونید که برای ایجاد یک جامعه پویا و پیشرفته ما به تخصص در همه ی رشته ها نیاز داریم.
جای خالی هر رشته دیر یا زود احساس میشه و باید برای رفعش یک متخصص تربیت کرد.
اون چیزی که موفقیت یک فرد را مشخص میکنه تناسب ویژگیهای شخصیتی و تواناییهای هوشی اون با ویژگیهای مورد نیاز رشتهی تحصیلیشه.
توی این مورد باید توانایی های فردی و استعداد خودتون رو بشناسید و با ویژگی های شخصیتی خودتون آشنا بشین.
این مورد شامل شناخت تیپ شخصیتی خودتون میشه. اول از همه باید بدونید کدوم تیپ شخصیتی رو دارین و بعد طبق اون علاقه مندی تون رو دنبال کنید .
اگه فکر میکنید که شناخت خوبی از خودتون و توانایی هاتون و نوع هوشی که ازش بهره مند هستین ندارید از آزمون هایی شخصیت شناسی زیر میتونید کمک بگیرین:

اگر تیپ شخصیتی شما واقع گرا باشه میتونیم بگیم که رشته هایی مثل شاخههای فنی و مهندسی، کارهای فنی، قالیبافی، کشاورزی، تعمیرکار ماشینآلات، مکانیک اتومبیل، طراحی دوخت و خیاطی به شما نزدیک اند.
اگر کنجکاو و جستجو گر هستین رشته هایی مثل پزشکی، پیراپزشکی، دامپزشکی، زیستشناسی، مهندسی آیتی و نرمافزار، مهندسی شبکه رو میتونید دنبال کنید.
اگر جز افرادی با شخصیت های اجتماعی هستین و صد البته برون گرا رشته های معلمی، مربی مهدکودک، خبرنگاری، مددکاری، کارهای خدماتی و درمانی، کار در مراکز خیریه و خدمات اجتماعی براتون مناسبه.
اگر جز شخصیت های سنتی و قرار دادی هستین و درون گرا، مشاغلی مثل انجام امور دفتری، منشیگری، بایگانی، حسابداری، کارهای اداری که نیاز به نظم و دستهبندی اطلاعات دارن، کار در بخش پردازش اطلاعات ادارات و سازمانها رو امتحان کنید.
شخصیت های استقلال طلب معمولا هنرمندای خوبی میشن این هنر ها هم میتونن از موسیقی باشند تا نویسندگی ، معماری ، نقاشی و هر رشته ای که مرتبط با هنره.
شخصیت های سوداگر هم که علاقه بالایی به رهبری کردن دارند و از همون بچگی به دنبال خرید و فروش بودند و سر زبون خوبی هم دارند میتونند به دنبال شغل هایی مثل فروشندگی، فعالیت در دفاتر مشاور املاک، تجارت، وکالت، مدیریت برن.

باید قبل از تصمیم گیری برای انتخاب رشته هدفتان را به صورت شفاف مشخص کنید.
چه تصویری از آینده شغلی خود دارید؟
خودتان را در چه قالبی تصور میکنید؟ دکتر، مهندس، وزیر، وکیل، هنرمند و یا ….
فقط گرفتن مدرک رو مد نظر دارید؟
میخواهید درس بخوانید که پول و اعتبار و شهرت کسب کنید؟
شرایط مورد نظر برای ادامه تحصیل در رشتتون چیه؟
آیا این رشته امکان ادامه تحصیل رو به شما میده یا فقط در مقطع لیسانس خلاصه میشه؟

مساله ای که اینجا بسیار مهمه اینه که برای انتخاب رشته به وضعیت فعلی بازار کار اکتفا نکنید و برای آینده تون پا رو کمی فراتر بذارید.
برای مثال میتونیم به حجم وحشتناک متقاضیان رشته های پر متقاضی رشته تجربی اشاره کنیم.
آیا برای همه افرادی که در سال های آینده از دانشگاه فارغ التحصیل میشوند ظرفیت وجود داره؟
آیا این رشته ها اشباع شده به نظر نمیاد؟
فکر نمیکنید کشور به جز پزشک به رشته های دیگر هم برای پیشرفت و رسیدن به خودکفایی نیاز داره؟
بهترین کار برای بررسی این موارد اینه که با فارغ التحصیلان این رشته، شاغلین و افرادی که جویای کار هستند مشورتی داشته باشین.
آیا این رشته به صورت محدود هست یا گسترده؟
آیا باید در منطقه خاصی خدمت کرد یا نه؟
آیا مشمول دوره طرح اجباری یا اختیاری میشه یا نه؟
آیا فقط دولتیه یا نه در بخش خصوصی هم امکان شاغل شدن فراهم هست؟
آیا برای راه اندازی کسب و کار به سرمایه نیاز داره و اگر جواب بله هست میزان این سرمایه چقدر باید باشه؟
این موارد ممکنه یکم وقت گیر باشه ولی فک میکنم آینده شما ارزشش رو داره که از الان با چشم باز در موردش تصمیم بگیرین.
پس تا میتونید بپرسین، مشورت بگیرین و بعد انتخاب کنید.

قبل از انتخاب رشته از نهم به دهم، دفترچه انتخاب رشته آزمون سراسری رو بگیرید و ظرفیت های رو به دقت بررسی کنید. اگه رشته ای که بهش علاقه دارین جز رشته های کم ظرفیت هست باید بدونید راه سختی خصوصا در کنکور سراسری دارین چون متقابلا رقابت بالایی رو باید تجربه کنید.
پس قبل انتخاب این رشته ها به توانایی هاتون و راهی که در پیش دارین عاقلانه و بدور از هیجان فکر کنید.
ما در مقالات آتی در مورد شرایط پذیرش دانش آموزان به رشته های مختلف، نحوه انتخاب رشته از پایه نهم به دهم، معرفی تک تک رشته های دبیرستانی و دو راهی هنرستان یا دبیرستان اطلاعات مفیدی رو در اختیارتون قرار خواهیم داد.
پس با عینکی همراه باشید..
حتما بخوانید: با استرس کنکور چه کنیم؟
منبع: عینکی
شرایطی را تصور کنید که در آن شما بوسیله وسایل نقلیه هایپرلوپ (سیستم حمل و نقل پیشرفته با سرعت بسیار بالا)، میتوانید لباسهایی بپوشید که به شما انواع مهارتها برای انجام امور را بدهد، انسان و گوشیهای هوشمند جای خود را به ماشینهایی بدهند که توانایی اندیشیدن و عمل کردن مثل انسان را دارند، اینترنت، انواع و اقسام اپلیکیشنها و ابزارهای دیجیتالی امور روزمره ما را انجام داده و ما تقریبا نیازی به انجام امور فیزیکی برای انجام فعالیتهای تکراری روزانه نداریم. چنین شهر هوشمندی را تصور کنید که در آن همه تجهیزات از وسایل روشنایی گرفته تا اتومبیلهای درون خیابان و سیستم حمل و نقل همگی توسط هوشمندانهترین ابزارهای صنعتی ساخته شده و در حال کار کردن برای ما هستند؛ دولتها همواره در تلاشند تا به توسعه تکنولوژی در ابعاد مختلف بپردازند و تنها دغدغه آنها تولید محصولاتی است که مردم بوسیله آنها بتوانند راحتتر زندگی کنند.
در دنیای امروز شهرها نمادی از جامعه مدنی هستند که سیاستها و ابداعات مختلف همه روزه در آنها آزمایش شده و در صورت موثر بودن مورد کاربرد و استفاده در بلندمدت قرار میگیرند تا مردم راحتتر، ایمنتر و سالمتر به زندگی خود ادامه دهند. اما این اختراعات و ابداعات تنها توسط بخش کوچکی از اجتماع ایجاد شده و پا به عرصه ظهور در زندگی بشر میگذارند.
آیا در شهرهای ما تعداد افراد باهوش و با استعداد کم است؟ مطمئنا پاسخ منفی است، شهری پر از افراد باهوش داریم اما تنها درصد کمی در نوآوریهای زندگی شهروندان شرکت میکنند؛ چرا؟ آیا سازوکارهای موجود در شهرها بهگونهای است که ما در زندگی خود این سرمایههای بیبدیل را فراموش کرده و نادیده گرفتهایم؟ منظور از افراد باهوش افرادی با ژن مرغوب و بهره هوشی بالا نیست، بلکه کسانی است که در صورت وجود بستری برای شکوفایی خود، توانایی بروز خلاقیت و ابتکار را دارند. این قبیل افراد همان سرمایههای اصلی هستند که در شهرها وجود دارند اما در آینده آنها مشارکت کمی دارند. در دنیای پیشرو وظیفه دولت این نیست که تمامی ملزومات رفاهی را برای مردم فراهم آورد بلکه دولتها در تلاشند تا نقش حضور این قبیل افراد را پررنگتر کنند اما چگونه این امر ممکن است؟ از چه طریقی میتوان جریانی از ابتکار و نبوغ را وارد چرخه حرکتی دولت کرد و بهوسیله آن به تولید هر آنچه کشور در آینده به آن نیازمند است مبادرت کرد؟ پاسخ خیلی ساده است "آموزش و پرورش"
شاید برخی تصور کنند منظور ما این است که تکنولوژی جدید را در آموزش و پروش بکار بگیریم تا بتوانیم بر مرکب پیشرفت و توسعه سوار شویم، در حقیقت بشر در قرن بیست و یکم باید در مسیری قدم بگذارد که آموزش و پرورش آنها را برای ما به ارمغان آورد. سیستم آموزش و پرورش محافظی و نگهبان مفاهیم نهفته در علوم مختلف است. در دنیای امروز اطلاعات به وفور در جاهای مختلف وجود دارد و در بیشتر مواقع بهصورت رایگان قابل دسترس است. در این میان وظیفه سیستم آموزش و پرورش رسوخ به درون این اطلاعات و یافتن پاسخ سوالات اساسی برای رفع نیاز مردم کشور است. دانشآموزان در قرن حاضر نمیخواهند هر آنچه پیشینیان کشف و ضبط کردهاند مرور کنند آنان میخواهند بدانند این اطلاعات در دنیایی امروز کی و کجا گره از کار مردم باز میکند؟ نباید دولتها بهدنبال این باشند که دانشآموزان را ملزم به یادگیری یکسری اصول تکراری کنند.
دولتها باید دانشآموزان را از همان ابتدا طوری تربیت کنند که همواره سوالات درست و صحیح در رابطه با شرایط موجود بپرسند. دانشآموزان باید با تفکر انتقادی و توانایی پاسخگویی مبتنی بر استدلال رشد کنند نه کسانی که همواره نمره قبولی از حقایق اثبات شده میگیرند. بنابراین آنچه میتواند آبستن تحقق آرزوهای یک شهر و نهایتا کشور باشد پایهریزی سیستم آموزشی نیازسنج و پیگیر برای حل مسائل است. اگر بهتین امکانات در اختیار دانشآموزان باشد اما آنها ندانند و نخواهند که از امکانات برای حل مسائل و مشکلات استفاده کنند، سیستم آموزشی عملا در توسعه کشور عقیم خواهد بود.
منبع: قلم چی
نوع زبانی که معلمها در کلاس درس به کار میبرند نقش مهم و قابلتوجهی در ارتقاء سطح تفکر دانشآموزان دارد. کلماتی که آنها هنگام صحبت کردن به کار میبرند توصیفکننده عمل، تفکر و نتیجه فکر کردن آنهاست. بدون شک با کمی تلاش و تمرکز میتوان از نوع و طرز بیان کلماتی که گوینده به کار میبرد به تفکری که در ذهن دارد پی برد.
اما آیا این کلمات برای معلمان و یا حتی دانش آموزان اهمیت دارند؟ بدون شک. همهی ما احتیاج به یکزبان تفکر برای برقراری ارتباط با دیگران هستیم، درواقع زبان تفکر ما بیانگر حالات ذهنی و همچنین اعمال ماست؛ و در این میان، برای معلمها در کلاس درس، این زبان بسیار جایگاه ویژهای دارد چراکه وسیلهای برای متعادلکردن فعالیتها و رفتارشان خواهد بود.
هیچگاه معلمها نمیخواهند که دانش آموزان تنها به متنی که به آنها دادهاند فکر کنند، آنها از دانشآموزان میخواهند تا راجع بخ آنکه چه چیزی در ادامه داستان رخ میدهد پیشبینی کنند، راجع به انگیزه شخصیتهای داستان سؤالاتی مطرح کنند و مانند آنها. این کار بینهایت برای دانشآموزانی که تلاش دارند ازلحاظ ذهنی کاملاً درگیر موضوع و مطالعه شوند بسیار مفید خواهد بود. یکی از محققین حوزه آموزش، بیان میکند زمانی که ما توجه دانشآموزان را به سمت فرایندهای علّی جلب میکنیم، درواقع یکرویهی استراتژیکی را که در دسترس تمامی دانش آموزان و بقیهی افراد خواهد بود ایجاد میکنیم. همانگونه که مشخص است زبان تفکر یک مفهوم قدرتمند است، چراکه وسیلهای برای راهنمایی دانش آموزان، پیشرفت آنها و خلق استراتژیهایی برای یادگیری است.
علاوه براین، زبان تفکر در فرآیندهای فراشناخت (تفکر درباره تفکر) نیز کمککننده خواهد بود. زمانی که ما در مورد تفکر خودمان فکر میکنیم، تنها بهمرور چیزهایی را که انجام دادهایم یا محصولات تفکرمان که خلق کردهایم نمیپردازیم بلکه فرآیندهایی که استفاده کرده یا نکردهایم را نیز بررسی میکنیم. داشتن یکزبان تفکر به ما کمک میکند تا این فرآیندها را برای بررسی بهراحتی شناسایی کنیم. همه این فرآیندهای ذهنی نیازمند پیش نیازی است و آن چیزی نیست جز داشتن یک زبان برای شناسایی فرآیندهای تفکر.
منبع: قلم چی