وقتی پیشرفت کشورهایی مثل چین را مشاهده میکنیم، شاید سطحی نگری باشد اگر تصور کنیم توانایی تولید انواع کالاهای مختلف، صِرفا از کانال کپی کردن محصولات سایر کشورها و مهندسی معکوس، بوجود آمده است. بدون شک لازمه قدرت بالای اقتصاد در تولید انواع محصولات و صادرات آن به بازارهای جهانی، برخورداری از سرمایه انسانی مجرب در سطح علمی بالا است. سرمایه انسانی که نخست از سیستم آموزش و از طریق مدارس وارد چرخه اقتصادی این کشور شدهاند. تمام انگیزه کودکان برای ورود به مدرسه، نهایتا قرار گرفتن در جایگاه اجتماعی مناسب در قالب شغلی است که از کودکی به آن علاقه داشتهاند. هر چه کشوری توانایی بیشتری در تولید محصولات متنوع در حوزههای مختلف داشته باشد این امکان بیش از ییش فراهم شده و رفاه اجتماعی را برای مردم به ارمغان خواهد آورد.
تنوع در تولید محصولات ریشه در خلاقیت نیروی انسانی دارد. از طرفی تا زمانی که بستری برای بروز خلاقیت وجود نداشته باشد اصولا نمیتوان انتظار داشت همهساله شاهد تولید محصولات و کالاهای متنوع در کشوری باشیم. چین یکی از غولهای اقتصادی دنیا که بهشدت در کورس رقابت با همتایان خود نظیر ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است، ضمن توجه به اهمیت این موضوع در آینده مردم کشور و بهخصوص کودکان، اقدام به طراحی مدلی برای بروز خلاقیت در سیستم آموزشی خود کرده است.
بسیاری از کودکان بهشدت به تکنولوژی علاقهمند هستند ود ر صورت وجود فرصتی برای طراحی و ساختن چیزی در این زمینه تا حد زیادی انگیزه درسی آنها تحریک میشود. ایجاد فرصتی در این زمینه ارزش مهمی در زندگی و آینده دانشآموزان خواهد داشت؛ اما اجرای چنین طرحی نیز دشواریهای خاص خود را دارد که شاید مهمترین آن تامین بودجه لازم برای اجرای آن در مدارس است. اما این امر به طرق مختلف قابل اجرا است برای مثال برگزاری آزمون ورودی به مدارسی که دارای چنین پتانسیلی هستند. اما شاید اگر نتایج موفقیت این رویکرد آموزشی در اقتصاد کشورها مشخص شود آنگاه بتوان انتظار داشت ایجاد چنین فضایی در مدارس همانند کتاب درسی دانشآموز، به عنوان جزئی ضروری از فرآیند آموزش وارد مدارس شود.
"آزمایشگاه کریِتکا" در برخی مدارس چین تاسیس شده تا مکانی مناسب برای ایدهپردازی، ایجاد حس اعتماد به خلاقیت در دانشآموزان و مهارتهای آنان، پایهریزی کند. سیاست اصلی دولت در این زمینه ایجاد جریانی از نبوغ و خلاقیت دانشآموزان به سمت رویکرد آموزشی STEM (دانش، تکنولوژی، مهندسی، هنر و ریاضیات) که در آن توع مهارتها با خلاقیت و استعداد دانشآموزان گره میخورد، است. از جمله معروفترین کلاسها در این طرح، کلاس براشبات است که در آن دانشآموزان با استفاده از مسواک و موتورهای ارتعاشی اقدام به ساخت ربات میکنند. اگرچه این صرفا یک نمونه جذاب برای دانشآموزان در یادگیری مطالب است اما طرح آزمایشگاه کریِتکا بهدنبال ایجاد وسیعترین، بزرگترین، عمیقترین تجارب بشری از طریق ایجاد انگیزه در همان اوان آموزش در اذهان کودکان است.
در گام اول موضوعات این آزمایشگاه یا از طریق رصد کردن موضوعات جالب و بهروز در دنیای آموزش استخراج میشود یا هر طرحی که در دانشگاهها و مدارس مختلف چین قرار است اجرا شود. بهدیگر بیان طرحهای آموزشی مثلا ایجاد یک سایت برای آموزش مجازی فلان مدرسه، به این آزمایشگاه برای ساخت و راهاندازی برونسپاری میشود.
در گام دوم ضمن راهنمایی کامل دانشآموزان با رویه پیشرو در ساخت پروژه مورد نظر و آشنایی آنها با انواع و اقسام لوازم کاربردی و لوازم خطرناک که باید در کاربرد ان ااحتیاط کنند؛ سعی میشود بیشتر امور را خود دانشآموزان و بهصورت کاملا مستقل انجام دهند تا فرآیند تجربه و آموزش بهطور کامل در ذهن انها رسوخ کند.
نهایتا برای آینکه همواره این آزمایشگاه محل ظهور خلاقیتهای جدید و ابتکاری باشد، هر آنچه دانشآموزان برای ایده پردازی به آن نیازمندند در این مدرسه آماده است مثل پرینتر سهبعدی، انواع ابزارهای ایجاد مدار، وسایل برش لیزری، انواع نرمافزارها برای کدنویسی و حتی ساخت ربات و...
منبع:قلم چی
فرهنگ تفکر به معنای انجام فعالیتهایی در قالب گروهی در مدرسه برای تشویق و ترویج تفکر در بین دانشآموزان است. بر این اساس، یادگیری و تفکر تبدیل به فعالیتهایی روزمره، معمول، و مشترک بین اعضای گروههای مدرسه میشود. برای ساختن چنین فرهنگی باید به شش نکته زیر توجه کرد. اینها نکاتی هستند که در کنار گروهها و مدارس یادگیرنده موجب توریج فرهنگ تفکر و اثربخشی آن خواهد شد.
1- مهارتها کافی نیستند بلکه ما باید درونمایهی لازم را برای استفاده از مهارتها را داشته باشیم. بهتنهایی دارا بودن قابلیتها و مهارتهای فکر کردن برای تفکر خوب کافی نیستند. یک فرد بایددرونمایهی مناسب برای استفاده از این تواناییها را داشته باشد. این بدین معناست که مدارس باید تمایل و گرایش دانشآموزان نسبت به تفکر و آگاهی از مواردی برای فکر کردن و همچنین مهارتها و تواناییهای فکر کردن را توسعه دهند. داشتن درونمایهای برای فکر کردن، این احتمال را افزایش میدهد که یک فرد بهطور مؤثر از تواناییهای خود در شرایط جدید و متنوع بهخوبی بهره ببرد.
2- توسعه تفکر و هوش و خرد اساساً یک تلاش اجتماعی است که در یک پیشزمینهی فرهنگی صورت میگیرد و در درون تعاملات پایدار بین گروه و فرد خطور میکند. شرایط اجتماعی که فراهمکننده تجربه در ارتباط با تفکر یک فرد و فرصتها برای فهم تفکر دیگران است، تفکر فردی را ارتقا میدهد.
3- فرهنگ کلاس درس نقش آموزشی دارد، این فرهنگ نهتنها یکرویه را برای یادگیری تعیین میکند بلکه تعیینکننده این نیز هست که چه محتوای باید یاد گرفته شود. پیامهای ارسالشده از طریق فرهنگ کلاس درس به دانشآموزان این مطلب را منتقل میکند که بهخوبی فکر کنید و یاد بگیرید. این پیامها بهخودیخود یک برنامه درسی هستند که به دانشآموزان چگونگی راههای فکر کردن و یادگیری را آموزش میدهد.
4- معلمها باید برای نمایان کردن تفکر دانشآموزان تلاش کنند؛ و این امر تنها با درک و تفکر روشن امکانپذیر است که معلمها قادر میسازد تا دریابند که دانشآموزانشان چه چیزی را و چطور یادمیگیرند. در شرایط عادی تفکر یک دانشآموز برای همکلاسی وی، معلمش و یا حتی خود او قابلفهم و روشن نیست و این بدین خاطر است که افراد اغلب با آگاهی بسیار پایینی راجب به تفکرشان میاندیشند. با استفاده از ساختارهای مشخص، رویهها و امور روزمره، مجموعه سؤالات و اسناد و مدارک میتوان تفکر دانشآموزان را روشنتر کرده و یادگیری و تفکر بهتر را تقویت کرد.
5- تفکر خوب از منابع مختلفی بهره میگیرد و با استفاده از ابزارهای خارجی برای ارائه یا توزیع تفکر یک فرد تسهیل میگردد. مقالات، وبلاگها، کامپیوترها، گفتگوها و انواع مختلف ابزارهای ضبط و پیگیری ایدهها و افکار، ذهن را آزادانه درگیر تفکر عمیق و نو کرده و کمک میکند تا مطمئن شویم تفکر ما از دست نمیرود.
6- برای اینکه کلاسهای درس فرهنگهایی از تفکر برای دانشآموزان باشند، باید مدارس برای معلمان نیز فرهنگهایی غنی و مشوق برای تفکر باشند.
منبع: قلم چی
از جمله مهمترین عوامل در پیشرفت جوامع، توانایی برقراری ارتباط آنها با سایر اقوام و ملتها است. هر نقطه از دنیا حاوی سرمایه و پتانسیلی خاص در زمینهای است که از طریق تعامل و برقراری ارتباط میتوان به آنها دسترسی داشت. علاوه بر این محققین بررسی کردهاند هنر سخنرانی کردن، توانایی بیان افکار و ایدهها، هنر تحلیل و دفاع منطقی از آنها، از اصول ینیادین در موفقیتهای تحصیلی کودکان و موفقیتهای شغلی نیز است. صِرف داشتن ایدهها و نظرات زیبا در مورد مسائل مختلف کمک چندانی به پیشرفت سریع دانشآموزان نمیکند بلکه دستیابی به این توانایی و اعتماد به نفس که بتوان در حضور دیگران آن را در قالب سخنرانی ایراد نمود و از آن دفاع کرد، اهرم پرقدرتی در رسوخ دانش و فهم مطالب در ذهن دانشآموزان همچنین بروز خلاقیت در آنها است.
شواهد نشان میدهد کسب مهارت در صحبت کردن یا اُرِسی (oracy) (مهارت توضیح شفاهی مطالب و موضوعات در فرآیند آموزش) تاثیرات مثبت قابلتوجهی بر دستاوردهای علمی و آکادمیک دانشآموزان، اشتغال، سلامت و اعتماد به نفس، عزت نفس، تعامل مناسب در جامعه که هم اثرات فردی و هم اثرات جمعی خواهد داشت؛ و نهایتا تحرک اجتماعی که نقش مهمی در پیشرفت جامعه در امور مختلف بواسطه حرکت مردم در اجرای قانون، تصمیم یا سیاستی خاص دارد خواهد بود. اما تاکنون در سیستم آموزشی دنیا پایگاه مناسبی برای گنجاندن این فاکتور مهم در فرآیندها و سیستمهای آموزشی وجود نداشته است. مهمتر از آن نیز فقدان چنین رویکردی آسیب بسیار جدی به کودکان فقیر در آینده شغلی و درسی و بهطور کلی موقعیت اجتماعی آنها در آینده خواهد داشت. این کودکان بواسطه رنج بردن از فقر مالی فرصت کمی در جامعه برای اظهارنظر و دفاع از حقوق و دیدگاههای خود پیدا کردهاند؛ بهطبع این امر موجب تضعیف یادگیری آنها از کانال مهارت صحبت کردن خواهد شد. بررسیها در انگلستان نشان میدهد این کودکان درجه برقراری ارتباط اجتماعی در حد نصف، نسبت به سایر دانشاموزان دارند که اثرات آن در بلندمدت بهصورت محروم شده از بسیاری حقوق اجتماعی ناشی از عدم توانایی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران ظاهر خواهد شد.
در سال 2012 "مدرسه 21" در شرق لندن با هدف تجدیدنظر در فرآیندهای آموزشی برای آمادهسازی دانشآموزان 21 کشور دنیا تاسیس شد. در این فرآیند جوامع جدیدی در دنیا و در قالب برنامههای آموزشی این مدرسه شکل گرفته است، دانشآموزان بهصورت گروهی وارد بحثهایی در سطح وسیع و از نقطهنظر فرهنگهای مختلف میشوند که در وحله اول هنر تعامل و برقراری ارتباط در آنها را بهشدت تقویت میکند. در وحله دوم ایدهها مورد نقد و بررسی قرار گرفته وخروجی آن یک بسته آموزشی تحلیل و ارزیابی شده برای همه خواهد بود که بهلحاظ علمی دارای ارزش بالایی است. دانشآموزان نه تنها بر مرکب پیشرفت فردی مینشینند بلکه مهارتهای جمعی را نیزبهخوبی فرا میگیرند.
ساختار کلی بحثها در مدرسه 21 بر پایه 4 رکن اصلی که تقریبا تمامی مهارتهای لازم در برقراری ارتباط در جامعه را شامل میشود، شکل میگیرد. مهارتهای فیزیکی، زبانی، شناختی، همچنین اجتماعی و عاطفی . برای مثال در مهارتهای فیزیکی مهارتهای مربوط به زبان بدن و مفهوم سیگنالهای مختلف بدنی در هنگام بحث با دیگران تا تنظیم فرکانس صدا برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب مورد بررسی قرار میگیرد. یا در مهارت زبان، استفاده از واژگان صحیح و متنوع در صحبت کردن، رعایت صحیح گرامر مورد توجه قرار میگیرد مهارتهای شناختی بر شناسایی ساختار بحث، توانیی خلاصه کردن آن، یافتن مفهوم اصلی و شفاف کردن آن تاکید دارد و نهایتا در مهارت اجتماعی و عاطفی انواع تکنیکها برای برقراری ارتباط گروهی با دیگران و تسلط بر اعناماد بهنفس برای فعالیت در امور اجتماعی بکار گرفته میشود.
منبع:
بسیاری از معلمهای تازهکار و شاید حتی برخی از باتجربههای آنها در تلاش هستند که چگونگی گوش دادن به حرف دانش آموزان را بیاموزند، هنوز هم گوش دادن یکی از قویترین راههایی است که میتواند نشاندهنده احترام و علاقه ما به تفکروصحبت های دیگران و مخاطبانمان باشد. گوش فرادادن عمیق هم برای فرد سخنگو وهم برای شنونده بسیار فوقالعاده و باارزش است. زمانی که یک نفر با روی باز، بدون قضاوت و باعلاقهی بسیار به سخنان ما گوش میدهد باعث شعف و خوشحالی در وجود ما میگردد.
گوش دادن باعلاقهی واقعی در طرف مقابل شروع میشود. بهعنوانمثال در یک کلاس درس، معلم باید صحبتهای مداوم خود را قطع کرده و به دانش آموزان فضا و زمان کافی را برای بیان تفکر و ایدههایشان فراهم کند، در همان حال خود معلم نیز قادر خواهد بود مهارت ویژهای را فرابگیرد، بهعبارتدیگر زبان گوش دادن را فرا خواهد گرفت و با استفاده از آن میتواند توصیفکننده علایق خود را نیز باشد.
یک شنونده خوب سعی دارد که با پرسیدن سؤالات صحیح و موثق نکات مبهم صحبتهای طرف مقابل را برای خود روشن کند و به قصد واقعی گوینده مطلب پی ببرد. یک معلم ممکن است از دانش آموزان خود بخواهد که تا مطالب وایدههایی که در کلاس بیان کرده است و یا دیگر همکلاسیهایشان عنوان کردهاند ارتباط برقرار کنند. این ارتباطات باعث میشود که همهی اعضای یک کلاس درس از معلم گرفته تا دانش آموزان تمامی ایدهها را باهم در نظر گرفته و فهم بهتر و روشنتری از موضوع را کسب کنند و اثربخشی این امر از صحبتهای یکطرفه در زمانهای مختلف کلاس توسط معلمها بسیار بیشتر خواهد بود. در هم آمیختن ایدهها در کلاس برای معلمین که سعی در تسهیل کردن فرآیند یادگیری هستند بسیار کارآمد است، این کار باعث یکپارچگی در فرآیند یادگیری و پیش رفتن هر چه بهتر و سریعتر در برنامه درسی میشود.
معلمها در کلاس درس برای پیشبرد هرچه بهتر این شیوه، باید بهخوبی به ایدههای کلیدی، سؤالات و یا مسائلی که بهخوبی در ذهن و فکر دانش آموزان شکل و قالب نگرفته گوش دهند سپس این ایدهها را برای را کاملاً و با جزئیات روشن و واضح کرده و برای بحث دوباره در میان دانش آموزان کلاس بیان میکنیم. همانطور که مشخص است، گوش دادن معلمها به ایدههای دانش آموزان است که گفتگو و مراودات در کلاس درس آسان میکند؛ اما در اینجا باید به دو حرکت زبانی مهم اشارهکرده که به معلم در فرآیند بحثها در کلاس درس کمک میکنند: یکی از این حرکتها این است ایدههایی که ارائه میشوند باید ازلحاظ اکتشافی موردبررسی و چالش قرار گیرند نه به لحاظ صحت و درستی ایده، بهعنوانمثال: فکرمیکنید این ایده درزمینهٔ ی دیگر چگونه عمل میکند؟ علاوه بر این معلمها میتوانند بحث را با واردکردن گروهی دیگر از کلاس گسترش دهند. مثلاً: افشین نظر تو در مورد چیزی که علی گفت چیه؟ محمد ایدهی افشین را چطور میتوان به ماله خودت ارتباط داد؟ این دست از سؤالات از قبل برنامهریزی نشدهاند بلکه ناشی از گوش دادن دقیق به صحبتهای دانش آموزان در مورد محتوای موردبحث در کلاس است.
منبع: قلم چی
سیاری از کلاسهای درس تحت مجموعهای از هنجارهای ضمنی اداره میشوند، که درواقع آنها را قوانین پایهی آموزشی مینامند. اگر معلمها بخواهند این قوانین را شکسته و تغییر دهند و الگوها جدید تعامل با دانش آموزان را ایجاد کنند حتماً باید بهصورت کاملاً روشن و صریح خواستههایی که در این رابطه دارند را برای دانش آموزان خود تعریف کنند. در همین راستا و در میان تحقیقات گستردهای که در این زمینه صورت گرفتهاند، راهها و فنهای گوناگونی بیانشدهاند؛ یکی از این تکنیک ها این است که از داشتن آموزان هر کلاس یا هر گروه تحت آموزش بخواهیم تا در مورد شرایطی که آنها برای یادگیری هر چهبهتر نیاز دارند فکر کنند. یکی دیگر از روشها مشاهدهی یک گروه و یا کلاس درس که درزمینهٔ یادگیری کارا وموثر عمل کردهاند. برخی از محققان چهار هنجار مهم را که معلمها میتوانند برای بهبود هرچه بهتر یادگیری و تعامل در کلاس درس انجام دهند پیشنهاد کردهاند: در کارهای گروهی کلاس شرکت کنید و کمک کنید که اعضای گروه در انجام فعالیت مشارکت داشته باشند، از ایدههایی که در کلاس ارائه میشوند با آوردن دلیل و استدلال مناسب حمایت کنید، برای درک ایدههای بقیه با آنها بحث و همکاری داشته باشید و متعاقب آن ایده، ایدههای دیگری نیز ارائه دهید. اینگونه هنجارها در کلاس درس، کمک میکنند تا تعهد بین اعضای یک کلاس ایجاد شود. علاوه بر این کمک میکند رفتارهای فرد بهصورت شخصی در کلاس هدایت یابند. این تعهد در کلاس بهعنوان کلید اصلی در پیشرفت یادگیری تکتک افراد شناختهشده است.
همچنین دادن نقشها فکری خاص به دانش آموزان که به آنها کمک کند مهارتهای فکری تازهای را فراگیرند، میتواند مفید واقع گردد. این نقشها به گروههای کلاس اجازه میدهند تا بهجای اینکه غرق در کلیت بحث شوند توجه خود را متمرکز کنند. بزرگترین تأثیرات یادگیرانه این نقشها که دانش آموزان ایفا میکنند زمانی رخ میدهد که آنها این نقشها صرفاً نه به خاطر درگیر شدن در ساخت توصیفات علمی در مورد یک موضوع بر عهده میگیرند بلکه زمانی است که بهعنوان یک شنونده به صحبتها، ایدهها و تفکرات دیگر اعضای گروه و یا کلاس درس با دقت گوش میکنند.
منبع:قلم چی